1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

Music♪

شروع موضوع توسط Melody♪ ‏Dec 19, 2014 در انجمن دانلود آهنگ

  1. 75f7135b043a93a8978b21fb39b10fdc.
    موسيقي روح را به حركت وا مي‌دارد و قادر است تاثيرات قوي و متفاوتي در آدمي‌برجاي بگذارد. موسيقي مي‌تواند انسان را آرام و يا هيجان زده كند.


    به راستي موسيقي چگونه ما را تحت تاثيرشگرف خود قرار مي‌دهد؟

    به اعتقاد كارشناسان موسيقي به روش‌هاي مختلف مي‌تواند در انسان تاثير بگذارد و از اين رو مورد استفاده‌هاي گوناگون قرار بگيرد. در علم پزشكي به عنوان يك منبع تحقيقاتي و نيز براي درمان امراضي چون حملات ناگهاني، فشارخون پائين، بيماري‌هاي رواني چون افسردگي، اضطراب، بي خوابي و به طور كلي مي‌توان گفت به عنوان عاملي موثر در بهبود سريع تر غالب بيماري‌ها به كار مي‌رود.
    طبق تحقيقات موسيقي شناسان، گوش دادن به موسيقي، بسته به نوع ملودي آن، مي‌تواند بر بدن تاثير بگذارد، فشار خون شنونده را بالا يا پائين ببرد، توازن انرژي برقرار كرده و حتي به تنظيم سيستم‌های ضمه و گوارش انسان كمك كند.
    تحقيقات نشان داده است كه موسيقي‌هاي آرام ( مانند موسيقي كلاسيك پ تمپوي) آرامش بخش است احساسي كه از سي دقيقه گوش فرا دادن به موسيقي بوجود مي‌آيد معادل آرامشي است كه از خوردن يك قرص آلپرازولام حاصل مي‌شود! و از آنجا كه در اين نوع موسيقي، معمولا شعري وكلامي‌وجود ندارد و تنها ملودی کهتاثيرگذار است، هر دو نيمكره مغزر را درگير جريان خود مي‌كند.و ریتم است
    بر پايه تحقيقات مشابه اي، موسيقي ممكن است تاثير منفي نيز بر انسان‌ها داشته باشد.
    بر حسب اينكه چه نوع موسيقي،خوب يا بد؟ گوش كنيم موسيقي مي‌تواند هم مانند زهر و هم برعكس در بدن انسان عمل كند! وتحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه اين نحوه تاثير گذاري تنها درمورد انسان‌ها نيست بلكه در مورد گياهان نيز صادق است!
    مطالعاتي كه در زمينه تاثيرموسيقي بد(منفي) بر رشد گياهان انجام شده، نشان مي‌دهد كه براي مثال موسيقي راك مي‌تواند رشد يك گياه را متوقف كند(!) و بر عكس، موسيقي كلاسيك مي‌تواند سبب تسريع رشد گياه شود.
    و مثال ديگر اينكه تحقيقات نشان مي‌دهد هوش كودكاني كه حدود 9 ماه پيانو و آواز تمرين مي‌كنند 3% افزايش مي‌يابد.
    محققين كانادايي مي‌گويند فراگيري موسيقي و تمرين گام، بخشي از مغز را كه مربوط به يادگيري رياضيات و هوش فضايي يا كيهاني و ساير كارهاي فكري است فعال كرده و موجب افزايش هوش مي‌شود.
    شلبرگ از محققين دانشگاه تورنتو مي‌گويد: فراگيري موسيقي به دليل اينكه سطوح مختلفي را به كار مي‌گيرد، باعث افزايش هوش مي‌شود.
    ...
    يك دهه پيش خانم "فرانسيس راشر" از دانشگاه ويسكانسين كشف كرد شنيدن موسيقي "موتسارت" موجب بالا رفتن هوش فضايي (يا كيهاني) افراد مي‌شود. و آنچه شايان ذكر است اينكه به گفته ايشان اين نوع هوش مربوط به بخش تجسمي‌ و تخيلات مغز و شعور كيهاني مي‌شود و انسان‌هاي برخوردار از اين هوش به طور ويژه اي از قوه تجسم قوي بهره مند بوده و حافظه تجسمي‌خوبي دارند، آنان معمولا در كارهاي هنري استعداد زيادي از خود نشان مي‌دهند و هم چنين مديران كارمد آمدتر وتوان مندتري هستند.
    به گمان نگارنده: اگر رياضيات با عقل انسان در ارتباط است موسيقي را مي‌توان از مهم ترين هنرهايي دانست كه مي‌تواند به سادگي روح آدمي‌را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد كه خوشبختانه امروزه در جوامع مختلف بصورت بسيارچشم گيري با زندگي انسان‌ها عجين شده است.
    همه ما دست كم يك قطعه موسيقي را در حافظه خود به ياد داريم و به هنگام خلوت خويش، هنگام كار يا رانندگي و... آنرا زمزمه مي‌كنيم حتي شمار چشم گيري از مردم توانايي نوازندگي و خوانندگي بصورت آماتور و يا حرفه اي را دارند.
    موسيقي در يك نگاه ساده، هنري است كه غالب افراد جامعه مي‌توانند به سادگي با آن تعامل داشته باشند اما چگونه ممكن است رياضيات كه علمي‌كاملا عقلي است با موسيقي كه هنري كاملا احساسي است مشابهت‌هايي اين چنين فراوان باهم داشته باشند و يا حتي در برخي زمينه‌ها همگرايي‌هايي هم!
    تحقيقات نشان داده است موسيقي مهارت مغز در حل مسائل فكري را بيشتر مي‌كند.اولين دخالتي كه رياضيات مي‌تواند در تعامل با موسيقي داشته از آنجا ناشي مي‌شود كه موسيقي ناشي از تكرار برخي اصوات يا نت‌هاي موسيقي در باره زمان است. طول مدت فواصل نتها را مي‌توان اندازه گرفت و به روابطي ميان آنها درباره زمان پي برد همانند انچه در تحليل ريتم‌هاي مختتلف انجام مي‌شود مساله ديگربررسي ارتباط فركانسي ميان نت‌هاي مختلف موسيقي و ارتباطات ميان نت‌هاي موسيقي و زيبايي شناسي است كه اغلب در مباحث مربوط به فيزيك صوت مورد بررسي قرار مي‌گيرد. اين ارتباط هم چنين مي‌تواند به تحليل رياضي گونه از انواع سبك‌هاي‌هارموني و يا انواع روش‌هاي ساخت ملودي از روي موتيف شخص و... باشد. اما آيا اين ارتباط موسيقي و رياضيات در همين حد يعني مدل كردن رفتار موسيقي با كمك روابط رياضي است؟ به نظر مي‌رسد اين ارتباط اندكي از آنچه گفته شد عميق ترباشد.
    و شايان ذكر اينكه: اولين كشف دانشمندان يونان آن بود كه اصوات موسيقايي كه فركانس آنها مضاربي از يكديگر هستند همواره بصورت خوشايندتري شنيده مي‌شوند. بسياري از دانشمندان و حتي مردم عادي دريافتند بودند كه هنگامي‌كه دو صداي موسيقي با يكديگر اجرا شوند لزوما احساس خوبي را در انسان ايجاد نمي‌كنند!
    كتاب موسيقي و رياضيات از فيثاغورث تا فركتال از منابع مفيد راجع به ارتباط رياضيات و موسيقي شامل مباحث متنوع تاريخي و نظري با ذكر مثال آنها، هم چنين متوجه شده بودند كه يكي از مهم ترين نسبت‌هاي فركانسي نسبت 2:1 يا همان اكتاو است كه طي ان نسبتهاي مانند 2:3 4:3، 5:4،6:5 تكرار مي‌شوند. يونانيان به خوبي به زيبايي صداهايي كه با اين نسبتها بطور همزمان (چند آوائي) پخش مي‌شدند آگاه بودندو فيثاغورث از جمله كساني بود كه رابطه رياضي و خوش صدايي‌هاي كوچكتر x براي x:x+1 موسيقي را در ميان تارهاي صوتي مورد بررسي قرار داد.
     
    soraia، sargoli، Aryamehr و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.