1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

Gav Cheran Asabani

شروع موضوع توسط Seyedeh maryeh ‏Aug 13, 2013 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. Seyedeh maryeh

    Seyedeh maryeh Senorita

    1,284
    2,469
    381

    [​IMG]
    گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشیدن چیزی ، کنار یک مهمان‌خانه ایستاد .
    بدبختانه ، کسانی که در آن شهر زندگی می‌کردند عادت بدی داشتند که سر به سر غریبه‌ها می‌گذاشتند .
    وقتی او ( گاوچران ) نوشیدنی‌اش را تمام کرد، متوجه شد که اسبش دزدیده شده است.

    او به کافه برگشت، و ماهرانه اسلحه‌اش را در آورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هیچ نگاهی به سقف یه گلوله شلیک کرد .
    او با تعجب و خیلی مقتدرانه فریاد زد : « کدام یک از شما آدم‌های بد اسب منو دزدیده ؟!؟ !»
    کسی پاسخی نداد.
    «بسیار خوب، من یک آب جو دیگه میخورم، و تا وقتی آن را تمام می‌کنم اسبم برنگردد، کاری را که در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم! و دوست ندارم آن کاری رو که در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
    بعضی از افراد خودشون جمع و جور کردن .
    آن مرد، بر طبق حرفش، آب جو دیگری نوشید ، بیرون رفت ، و اسبش به سرجایش برگشته بود . اسبش رو زین کرد و به سمت خارج از شهر رفت .
    کافه چی به آرامی از کافه بیرون آمد و پرسید : هی رفیق قبل از اینکه بری بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد ؟
    گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم برم خونه !!
     
    alireza1377، pirane، sogi و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ❥ℳĀΣĐξĤ❥

    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ ـمـــهــرـبــانـــو

    3,596
    17,058
    4,186
    خخخخخ:16:
    چه سیاستمدار:55:
     
    Mehdi 3 و Seyedeh maryeh از این پست تشکر کرده اند.
  3. Seyedeh maryeh

    Seyedeh maryeh Senorita

    1,284
    2,469
    381
    [​IMG]
    روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید​
    که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.​
    شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…​
    شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد​
    و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده​
    و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !​

    شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود​
    و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند​
    باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند .​
    شیوانا با تبسم گفت :​
    اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد !؟​
    شاگرد با حیرت گفت :​
    ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟​
    شیوانا با لبخند گفت :​
    چه کسی چنین گفته است؟! تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی​
    و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است .​
    این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود​
    تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی .​
    بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست .​
    مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .​
    معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد !​
    دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.​
    چه بهتر !​
    بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان​
    فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی !​
     
    sogi، Goln@r و Mehdi 3 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Seyedeh maryeh

    Seyedeh maryeh Senorita

    1,284
    2,469
    381
    sogi، flor@ns، Goln@r و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Iron Man

    Iron Man ای روزگارچرا با ما بدی؟

    1,089
    1,523
    344
  6. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    هووووم؟؟؟
    نچ...دوست ندارم...من تا جایی که بتونم منتظر عشق اولم میمونم...تا ازدواج کرد منم به زندگی مجردیم تا ابد ادامه میدم:154:
     
    Mehdi 3 از این پست تشکر کرده است.
  7. Mehdi 3

    Mehdi 3 مستر نون ^-^

    3,853
    9,773
    4,005
  8. Goln@r

    Goln@r هیچ....

    2,983
    5,827
    12,663
    من هم همین رو میگم، اما همیشه دنیا هزار رو داره... یه روزی یکی میاد که میشه وصله ی جون آدم... یه احساس جدید و خوب و بعد همه چی یادمون میره...
     
    MHK1372 از این پست تشکر کرده است.
  9. Seyedeh maryeh

    Seyedeh maryeh Senorita

    1,284
    2,469
    381
    che saborthumbsup
    vala ma ke hamchin hoselei nadarim
     
  10. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    فارسی تایپ کنید لطفا
    ....
    دعا کنید اونقدر صبر داشته باشم که پایه عشق اولم بمونم و بهش ثابت کنم عاشقشم نه وابستش
     
    sogi از این پست تشکر کرده است.