1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

: ((

شروع موضوع توسط Sepodika:D ‏Jul 16, 2015 در انجمن درد دل

  1. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    گریه ام گاه به خنده ، گاه به اشک ، گاه به ناله های رشک ، گاه به آواز شقایق بند است

    خنده ام را با همه ی هق هق ناله های شب سر می کشم

    آوازم را جز برای بودن و بودنم را جز برای سرودن در طلب حرف رها نمی کنم

    حرفهایم بند است

    پاهایم مثل یک عقربه ی ساعت کوکی بند است

    ناله هایم حرف مبهم لبهای شماست

    آوازم نور و سخنم نرم تر از شاخه گلیست که برای بودن در طلب خار است

    من برای گفتن ، هدفی می خواهم

    من از پنجره ی باز بزرگ بندر ، سایه ای می خواهم

    من اگر با همه ی تنهایی در طلب ساعتم

    فکر ِ فَندِ پایِ ساعت کوکی ِخانه ی دوستم که در آن حرف به اسیری می رود

    از همه مینالم ، تا که آوازم

    جز به گوش مردی یا به گوش شهری

    که در آن پنجره ها جای همه مینالند ، نرسد

    از تمام دنیا ، لحظه ای می خواهم

    از تمام رویا ، من دلی می خواهم

    که به آن آوازها ،

    که به آن فریادها ،

    تهمت زشت بلندی نزند ...
     
    par.pari و خاک پای حضرت زهرا... از این پست تشکر کرده اند.
  2. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    یک نفر گاهی همه کس است ...



    برای همین است که دلت

    برای همان یک نفر تنگ می شود

    این روزها بار عظیمی

    بر شانه هایم نشسته

    باری بیشتر از توان شانه هایم

    مثل الان ...

    که تنها نشسته ام

    نه اتفاق بدی افتاده ...

    نه از دستش ناراحتم ...

    نه بیمارم ... و نه ...

    ولی از ته دل چیزی کم دارم

    ببین ...

    دستانت را

    حضورت را

    خود خودت را کم دارم

    نه صدایت را ، آن

    هم از فاصله هزار کیلومتری ...!!!
     
    par.pari، خاک پای حضرت زهرا... و Mary.bg از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    کاش می شد از تنهایی گفت از چیزی که مثل خوره روحت را می خورد و جسم تو"...را اب می کند

    تنهایی که تنهایت می گذارد تا عاشق و عاشقتر می شوی انچه که تو را به خیانت نزدیک و از خدا دور می کند

    انقدر که از نگاه دیگران غافلی و از نگاه خدا دورتر کاش می شد با تو"...از تنهایی گفت

    انقدر گفت تا از دیوار بی عبور تنهایی عبور کرد

    کاش می شد انقدر از

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    گفت تا همچون غروری و همچون قلبی به پایت شکست

    کاش می شد از تنهایی گفت و رفت تا به هم رسید
     
    par.pari، خاک پای حضرت زهرا... و Mary.bg از این ارسال تشکر کرده اند.