ツ آسمون ریسمونツ

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Aug 25, 2013 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    مادر است دیگر...گاهی دلش خیلی برای فرزندش تنگ میشود...

    [​IMG]
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن

    ای شهدا برای ما حمدی بخوانید . که ما مرده ایم و شما زنده ...
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    مامور آمار: سلام مادر، از سازمان آمار مزاحم میشم شما چند نفرید؟

    مادر سرشو پایین میندازه وسکوت میکنه بعد میگه: میشه خونه ما بمونه برای فردا؟

    مامور: چرامادر؟

    مادر: آخه شاید فردا ازپسرم خبری برسه…شادی روح شهدای گمنام صلوات
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    [​IMG]
    شاید ما نمی دانیم
    ما رفته ایم

    ما گم شده ایم!!
    اما شهداهر روز زنده تر می شوند
    و هر روز پرواز را مرور می کنند...
    تا شاید ما بفهمیم
    چقدر به انتهای زمین سقوط کرده ایم...
    چقدر از آسمان فاصله گرفته ایم !!!
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    [​IMG]
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    [​IMG]

    نه اینکه کمر خم کند...نه....فقط....
    دلتنگی خیلی سنگین است......

    حالا که آمدی، چند کلمه‌ای برایم حرف بزن؛ از خودت، از کار و بارت؛ از روزگارت...
    هنوز توی مزرعه کار می‌کنی؟
    هنوز وقت سحـر، اذان می‌گویی توی روستا؟
    هنوز کاشی‌کاریِ سردرِ خانه فرو نریخته؟ همان که رویش نوشته بود" اُفَوِّضُ أَمری إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالعِبادِ"
    پیر شده‌ای پدر... پیشانی‌ات چین افتاده... پوست دستت کشیده شده... سوی چشم‌هایت کم شده...
    چه خبر از هم‌سایه‌ها؟
    به تو و مادر سر می‌زنند؟
    گفتم مـــادر؛ حالش چه‌طور است؟
    راستی پدر، چرا تنها آمده‌ای؟
    پس مـــادر...
    چرا تسبـیحِ مادر توی دستِ تو...
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    اَعِـرالله جُمـجُمَـتِک ...
    لـذّتی دارد تیر ِ قنّـاصه سر ِ عاریت را برگرداند به صاحبش ؛

    + وقتی تمام ِ لذتها در رفتنهاست چقدر سخته موندن .. /.
     
    omid 70 از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    خیلی حالمو گرفت:unsure::unsure:
     
    Mehdi 3 و omid 70 از این پست تشکر کرده اند.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    شهدا دعا داشتند ، ادعا نداشتند
    نیایش داشتند ، نمایش نداشتند
    حیا داشـــــتند ، ریا نداشــــــــتند
    رسم داشتند ، اســــــم نداشتند
     
    Mehdi 3 از این پست تشکر کرده است.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    ‏May 23, 2012
    15,169
    16,991
    1,275
    زن
    پرنده! دعا كن كه طاقت ندارم....‏براى پريدن شهامت ندارم‏

    چگونه نمانم كه حتى كمى هم‏...به چشمان پاكت شباهت ندارم‏

    صدا مى‏زنى نام من را وليكن‏...زبانى براى اجابت ندارم‏

    ببين از تو پنهان نباشد كه حتى‏...براى پريدن لياقت ندارم‏

    دعا كن كه من ديگر آتش بگيرم‏...دعا كن پرنده! كه طاقت ندارم‏

    چگونه بگويم برايت برادر...مجالى براى شهادت ندارم





    از اینــــ سیــــآهــی ها شهــــداء شرمنــده ایــــم
     
    Mehdi 3 از این پست تشکر کرده است.