1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. fazeleh

    fazeleh

    16
    101
    231
    خیلی خوب بودthumbsup
     
    MahD!ye و FLOWER BUD از این پست تشکر کرده اند.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است.
     
    fazeleh از این پست تشکر کرده است.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم

    من گاهی وقتها آنقدر ذوب در ایدولوژی ها میشوم که یادم میرود زن هستم

    و گاهی دیگر آنقدر غرق در زن بودم میشوم که یاد می رود انسانم
    من فقط میخواهم مرگ ایده هایم را نبینم.و با دست های خودم اندیشه هایم را
    قربانی نکنم. من میخواهم به حکم انسان بودن دیده شوم نه به حکم زن بودنم

    من یک زنم...
    یک انسانم...

    هرکجا بخواهم سیگار می کشم...
    چشمهای کثیفت را بپوشان...
    من هم یک انسانم...
    همانند تو روح و جان دارم؛فکر و نظر دارم...
    من یک زنم...
    یک ماده نیستم...
    یک جسم نیستم...
    یک جنس نیستم...
    برده ی شهوانیت تو نیستم...
    پرده ی خیانت تو نیستم...
    من یک زنم...
    یک انسانم...
     
    fazeleh از این پست تشکر کرده است.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مــرا ✿בخـــتر פֿانـــوم✿ مے نـامــند


    مــضمونــے کہ جذآبیتــش نفــس گـیــر استــــ


    دنیاے ✿دخترانہ✿ مـטּ نہ با شمع نہ با عروسـکــ معنــــا پیدآ نمــےکند


    و نہ با اشکـ و افسوטּ


    امــآ تمامـــ اینهآ را در بر مےگیــرد


    مــטּ نہ ضعیفم نہ ناتـــواטּ


    چـــرآ کہ ✿פֿב اونــב✿ مرا بــدوטּ خشونتــ و زور و بـــآزو مے پــسندد


    اشکــ ریـختـטּ ضعفـ مـטּ نیستـ قدرتــ روح مــטּ است


    اشک نمےریزمـ تا توجهے را جلبـ کنمـ


    بآ اَشکَمــ روحــم را مےشویـــم ...
     
    fazeleh از این پست تشکر کرده است.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دلم نمی خواهد تفکیک جنسیتی کنم...

    اما پاره ای از اوقات وادارم می کنی که بنویسم

    من زنم

    زنی که نصف تو دیه دارد

    ولی قد همه قدرتت مرام دارد !

    زنی که در دعواهای مردانه ات با هم جنس خودت

    چوب حراج به آن می زنی

    اینگونه است که وادار می شوم

    با خشم و هیاهو بنویسم

    من زنم , من زنم , من زنم .
     
    fazeleh از این پست تشکر کرده است.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنـــــــــــم
    وقتی خسته ام
    وقتی کلافه ام
    وقتی دلتنگم
    بشقاب ها را نمی شکنم ...
    شیشه ها را نمی شکنم
    غرورم را نمی شکنم
    دلت را نمی شکنم
    در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
    این بغــض لعنتــــــی است...
     
    fazeleh از این پست تشکر کرده است.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    "..من زنم و به همان اندازه از هوا سهم ميبرم كه ريه هاي تو!!

    دردآور است كه من آزاد نباشم تا تو به گناه نيوفتي،

    قوس هاي بدنم بيشتر از افكارم به چشم هايت مي آيند،

    تاسف بار است كه بايد لباسهايم را به ميزان ايمان تو تنظيم كنم!!!!" سيمين دانشور"....
     
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مَـنـــ زَنـَـم !

    زَنـي اَز جـِنـســِـ خـواهَـرَتـــ

    زَنـي اَز جـِنـســـِ مـادَرَتـــ

    زَنـي اَز جـِنـســـِ هَـمـسَـرَتـــ

    هَـر گـاهـ نِـگـاهـي نـابــِهــِنـگـام ،

    اَز سَـر ِهَـوَســ بَـر مَـنـــ اَنـداخـتـي ؛

    نـامـوســـِ خـود را ،

    دَر چَـشـمـانـــِ پَـلـيـدِ رَهـگـُذَرانـــِ اِنـسـانـــ نَـمـا حِـســ کـُنـــ ...

    آنـچـِه تــو را بـهِ خَـشـم وامـيــدارَد ،

    بَــرادَر و پــِدَر و شـوهَــر ِمَـنـــ را نـيــز .
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    شاید باید یکی مثل تو باشد

    با بازوانِ قوی

    بی پروا

    مست

    آلوده به جسارتِ عشق

    یکی که زن را دیوانه وار در آغوش بگیرد

    و بگوید


    " دوستت دارم "
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    در لا به لاي من زني پنهان است

    که هيچ وقت مثل گذشته ها نخواهد شد...

    مثل ديواري که قسمتي از آن فرو ريخته

    مثل لبخند بر روي کاغذي مچاله

    گاهي اوقات

    پاي من به اين زن گير مي کند

    زمين ميخورم

    با عجله خودم را جمع جور مي کنم

    دور مي شوم

    انگار اتفاقي نيفتاده است

    ساز دردهايم که کوک مي شود

    درون من زني است زخمي

    زني که خلخال در ساق پايش مي اندازد

    زني که پيچ و تاب مي خورد

    زني که دردناک مي رقصد