1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن که باشی

    باید آغوش باشی

    تا هر بغضی بی بهانه در آغوشت دفن شود

    زن که باشی

    گاهی باید فراموش کنی

    که محتاج آغوشــــــــــی
     
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    … دیروز گریســـــــــــتم,
    برای تمامی روزهایی که گرفتار, خسته و یا عصبانی بودم
    برای تمامی روزها و تمامی نگرش هایم
    برای تمامی لحظاتی که سبب بی حرمتی, بی احترامی و جدایی از خودم شده و
    موجب شده بود, انعکاس رفتار دیگران در من چنان باشد که, خود نیز همان رفتار را با خود داشته باشم
    دیروز برای تمام تلاش هایی که کرده بودم تا دیگران دوستم بدارند گریستم,
    برای تمامی خواسته هایی که میسر نشد و
    برای تمامی کارهایی که فقط بخاطر خشنودی اطرافیانم انجام دادم و بازتاب آن در خودم جز خلا روحی , درد جسمی و خستگی بی حد چیزی نبود.
    دیروز گریستم
    چـون گاهـــــــــــــــــی جز گریـــــــــــــــــه کاری نمـــــــــــــــــیتوان کرد
    دیروز گریستم به این خاطر که رنجیده بودم , به این خاطر که مرا رنجانده بودند و به این خاطر که من رنجور راهی نداشتم
    جز اینکه در, دردی عمیق فرو روم
    زمانی که در این درد فرو می روی, رنج تو را بیدار می کند
    دیروز گریستم
    بخاطر این که خیلی دیر شده بود و بخاطر این که وقتش رسیده بود
    دیروز گریستم
    به این خاطر که روحم به تمامی چیزهایی که نیاز بود بدانم, واقف بود
    دیروز با تمامی روحم گریستم و او را راضی کردم
    حال بسیار بدی داشتم
    [B]اما در میان گریه هایم احساس رهایی می کردم [/B]
    [B][B]چرا که [/B]
    [B][B]دیروز بخاطر همه چیز گریستم…! [/B]

    [B][B]… دیروز برای زنی که دلم می خواست باشم گریستم و امروز برای جشن تولد او گریه می کنم. دیروز برای دختر کوچکی گریه می کردم که در من بود و کسی او را دوست نداشت و نمی خواست و امروز برای او گریه می کنم در حالی که او در کنار قلب من و برای جشن تولد خودش می رقصد. دعا می کنم که اشک های دیروز شما پاک شده باشد و شجاعت این را یافته باشید که برای خود جشن بگیرید…[/B][/B][/B][/B]
     
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنـــــم
    نحیف ترین دل شکستۀ همیشه ایستادۀ این دنیـــــــــــامروزگارم خسته
    انتظارم بی نام
    بی هدف بی سایه در
    پس هم همۀ شهوت تو میبازم
    و چه آرام و "حوا" وار

    میریزم
    میمیرم
    با دلم میخوانــــــــــــم:
    که تو ای سخت ترین احساست زمزمۀ هستیِ من
    مرد من
    تو فقط یک
    لحظه,فقط یک لحظه

    واسه احســـــــــــــــاسِ دلـــــــم
    "آدم" باش
     
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    شما امپراطوری

    امپراطور سرزمین سر من

    نشسته ای بر تخت

    و دروغ می گویی

    پشت دروغ

    بزرگترین دروغ ات را یادت هست؟

    گفته بودی:

    من همیشه راست می گویم!!
    شما امپراطوری

    و من

    در خواب هایم هر شب

    تختم را

    با همه ی تنهایی اش

    به تختت ترجیح می دهم!
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دیوانگی بد نیست
    برای یک بار هم که شده
    دیوانه تر از من باش
    و بگذار چنان گم شوم در تو
    چنان گم شوی در من
    که یکی دیده شویم از بالا
    و خدا خیال کند
    یکی از ما دو نفر را گم کرده است
    بگذار تعجب کند از حواس پرتی اش
    و باورش شود زیادی پیر شده
    و جهان را به ما بسپارد


    ما جهان را به آغاز زمین می بریم
    و پلنگ ها آهوها را نمی درند
    و نفت و اتم را حذف می کنیم از خلقت
    تا این همه جنگ نشود


    دیوانگی بد نیست
    هوس کرده ام
    چنان گیج شوم از تو
    چنان مست شوی از من
    که زمین سرگیجه بگیرد
    و اشتباهی سالی سیصد و شصت و شش دور بگردد
    یک روز اضافه تر دور ِ تو


    برای یک بار هم که شده
    چشم هایت را ببند
    و سال ها بخواب
    به جای تمام سال هایی که نخوابیدی
    روی سینه ام
    من شهرزاد نیستم
    اما قصه گوی خوبی ام
     
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    که دایـره ی مـردمـان ِ چـشـمـش

    زمـیـنِ پــاتـیـنـاژ اسـت !

    و تـمـام دخــــتــــران زمـیـن

    روی آن مـی چـرخـنـد و مـی چـرخـنـد

    تـا سـرگـیـجـه را بــرای مـن تـرجـمـه کـننـد !


    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـمـام خـاطـره هـای جــهان را رد کـرده ،

    بـه مـن کـه مـی رسـد

    مــردمـانِ چـشـم هـایـش

    بـا سـایـه ی آن هـمـه دخــتــر بـی بــهار

    لــکـــــــــ مـی زنـد بـرای خـواب !


    مــن مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـنــها تـوقـعـش از مـن

    خـامـوش کـردنِ آبــاژور هـاسـت ! ...



    - - - Updated - - -

    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    که دایـره ی مـردمـان ِ چـشـمـش

    زمـیـنِ پــاتـیـنـاژ اسـت !

    و تـمـام دخــــتــــران زمـیـن

    روی آن مـی چـرخـنـد و مـی چـرخـنـد

    تـا سـرگـیـجـه را بــرای مـن تـرجـمـه کـننـد !


    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـمـام خـاطـره هـای جــهان را رد کـرده ،

    بـه مـن کـه مـی رسـد

    مــردمـانِ چـشـم هـایـش

    بـا سـایـه ی آن هـمـه دخــتــر بـی بــهار

    لــکـــــــــ مـی زنـد بـرای خـواب !


    مــن مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـنــها تـوقـعـش از مـن

    خـامـوش کـردنِ آبــاژور هـاسـت ! ...


    - - - Updated - - -

    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    که دایـره ی مـردمـان ِ چـشـمـش

    زمـیـنِ پــاتـیـنـاژ اسـت !

    و تـمـام دخــــتــــران زمـیـن

    روی آن مـی چـرخـنـد و مـی چـرخـنـد

    تـا سـرگـیـجـه را بــرای مـن تـرجـمـه کـننـد !


    مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـمـام خـاطـره هـای جــهان را رد کـرده ،

    بـه مـن کـه مـی رسـد

    مــردمـانِ چـشـم هـایـش

    بـا سـایـه ی آن هـمـه دخــتــر بـی بــهار

    لــکـــــــــ مـی زنـد بـرای خـواب !


    مــن مــــَـــــردی را دوســت دارم

    کـه تـنــها تـوقـعـش از مـن

    خـامـوش کـردنِ آبــاژور هـاسـت ! ...
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زندگی مشترک یعنی

    آباژورها را خاموش کن لطفا

    تا ببینی چقدر دوستت دارم!!
     
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    بنگ...
    بنگ...
    این که از کجاست این صدا
    چه فرق می کند برای تو؟
    مهم مرگ است
    مهم منم که قرار نیست
    به قرار فرداهایمان برسم
    مهم کافه های شهرند
    که دق می کنند از دیدن دخترهای بی بهار
    روی صندلی های من
    نه که من خوب باشم، نه!
    ما با هم قرار داشتیم
    من و صندلی ها را می گویم
    قرار داشتیم که اگر نیست شدی تو
    نیستی ات را گریه کنیم
    کسی چه می دانست که بنگ بنگ ها سهم من می شوند؟
    کسی چه می داند این شعر کی تمام می شود؟
    مهم مرگی ست
    که اسلحه اش توی دست های توست!


    - - - Updated - - -

    بنگ...
    بنگ...
    این که از کجاست این صدا
    چه فرق می کند برای تو؟
    مهم مرگ است
    مهم منم که قرار نیست
    به قرار فرداهایمان برسم
    مهم کافه های شهرند
    که دق می کنند از دیدن دخترهای بی بهار
    روی صندلی های من
    نه که من خوب باشم، نه!
    ما با هم قرار داشتیم
    من و صندلی ها را می گویم
    قرار داشتیم که اگر نیست شدی تو
    نیستی ات را گریه کنیم
    کسی چه می دانست که بنگ بنگ ها سهم من می شوند؟
    کسی چه می داند این شعر کی تمام می شود؟
    مهم مرگی ست
    که اسلحه اش توی دست های توست!
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ببین!
    زندگی من توی کلاه هیچ شعبده بازی غیب نشد
    زندگی من توی آغوش کسی جا نماند
    تو که نیامدی
    زندگی من
    ذره
    ذره
    بیخودی
    از دست هایم رفت!

    حالا هم دیر است
    تمام نشانه های تو را پاک کرده اند از نقشه
    یا گیرم که ورق برگردد
    گیرم که بیایی
    با دختری که زندگی ندارد
    می خواهی چه کنی!
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    بر صخره ای سرد

    با پیراهن حریر ایستاده ام

    و ترانه زمزمه می کنم

    اینجا نقطه ی عطف خواب های مردی ست

    که هر شب خواب مرا می بیند

    و هر صبح به خودش

    و گاهی به دوست دخترهای جدیدش

    می گوید:

    "نمی دانم چرا من هیچ وقت خواب نمی بینم"