1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زن شدم ، تحملی پایدار!!

    یک دنیا از سیبی گفت که من چیدم .

    ولی هیچکس نگفت نشان عشق ،

    سیب سرخی شد که من به آدم دادم..!!!
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
    ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﺪ
    ﺩﻭﺳﺘـــــــــــــــــــ ــﺖ ﺩﺍﺭﺩ !!...
    ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﯽ پﺮﺳﯽد
    ﺩﻭﺳﺘــــــــــــــــﻢ ﺩﺍﺭﯼ !?...
    ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟـــــــــﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻟﺮﺯﯾﺪ !!...
    ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭﻫﻢ ﮐﻪ ﺯﯾﺒــــﺎ ﺑﺎﺷﯽ
    ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒـــﺎﺗﺮﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ
    ﻋﺎﺷــﻘﺶ ﺷﻮﻧﺪ !!...
    ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ: ﺧﻮﺷـــــــــﮕﻠﻢ !!!
    ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﻭ
    ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ !!...
    ﺩﺳـــــــﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ...
    ﺩﺧﺘــــــــــﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
    ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧــــــــﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑـــــــــﻠﺪﯼ !!.
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من اگر زن بودم
    گریه ھای من می خیسید تن اشعار فروغ،زیر
    مادرم روی سرم درد خودش را می بافت
    زندگی دور تنم،پیله ای تنگ و سیه می ریسید
    من اگر زن بودم
    حسرت سرسره بازی به دلم خون می ریخت
    حسرت یک نفس و
    دیدن سایه ی تنھای خودم توی خیابان
    و رھایی ز نگه ھای حریصی که به من می آویخت
    من اگر زن بودم

    سندم دست کسی دیگر بود
    پدرم طناب قلاده ی ناموس مرا دست کسی می انداخت
    دفتر مدرسه ام
    و خودم
    و تمام ھستی ام تحت نظر بود
    توی تاکسی مثل موش،توی خودم میرفتم
    که مبادا،چشم راننده ی ھیزی بپرد روی سرم
    که مبادا دست مسافر سھوا
    بخورد به سینه ھا و کمرمش
    من اگر زن بودم
    ،فاحشگی میخواندمعشق را بی ادبی
    زیر بار بردگی ،سر به زیر و بی صدا می ماندم
    ...
    کودکی میزادم،روی فرشی ز بھشت
    به امید آنکه پشت این زندگی بی معنی
    خانه ی خورشید است
    ...من اگر زن بودم
    .
    من اگر زن باشم
    میزنم تو دھن این زندان
    می درم،قبر ابریشمی دور و برم را
    آسمان را به زمین می بندم
    خانه را به صاحبش می بخشم
    میشوم کلید آزادگی و حرمت انسان
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    از زاویه دیگر ..............


    می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار و گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته

    خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده
    خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان " مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار"هایی است(باعرض پوزش) که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان "زن صفت، مثل زن گریه می کردی"هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند.

    خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است. چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.

    خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.

    می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود

    خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید.
    خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی
    . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه .
    خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی پسری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    هیچ گاه جدا از نیازت تماشایم كردی ؟؟؟؟


    من زنم !


    همانقدر ظریف كه گاه دوست دارم به یكی تكیه كنم


    كه گاه ناتوانی ام هم عشوه ای زنانه می شود


    اما هر بار كه لازم بود شانه های ظریفم بار مردانه ات را به دوش كشید
    ...
    گاهی نان آور خانه ات شدم

    گاهی مونس تنهایی ات

    و گاه مادرانه مهر می ورزیدم آنگاه كه خود كودكانه می خواستمت

    آرامشی را به تو هدیه می دادم كه شاید خود از آن سهمی نداشتم

    همیشه با تو همراه بوده ام

    اما كِی خودم بودم ؟؟؟

    كِی برای خودم زیستم ؟؟؟؟
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم زن زمستون .
    منم از تیره ی حوا..کسی که بوی سیب میدهد
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من فـــــــــــرشته ای هستم به نام زن

    که بال هایم را، به حکـــــــم زن بودن

    چیـــــــــــــــــــــــ ـدند !!
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    به راستي كه چه رازيست در غرور چشمان تو بانو...
    زن كه باشي گاهي ميگريي..
    بي هيچ دليلي!وقتي دلت برايش تنگ شود يا از او دلخور باشي،سرت را به ديوار ميگذاري آهسته اشك ميريزي..
    اما وقتي دقيقأ رودر رويش ايستاده اي و براي ماندنش فقط يك قطره اشك تو كافيست حتي بغضت كه در تنهايي خفه ات ميكرد هم،نمي آيد!
    ادامه بده بانو،تو مغرور ترين پري دنيايي...
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دل یک زن

    تمام دنیای اوست.

    ,,,,شاه دنیایش باش ای مرد,,,,

    نه سردار سپاهی که

    احساسش را

    در هم می شکند
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    استـــادیومی که ورود زنـــــــــ هـا در آن ممنـــوع بـــاشد

    لایـــق نــام ( آزادی ) نیستــــــــ
    .
    .
    .
    !
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.