1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ای بابا من حرف همتون رو قبول دارم . ولی فک میکنم هیچکس منظور اصلی منو درک نمی کنه . من چندین بارهم تو پستهای مختلفم نوشتم که تا وقتی همه چی آرومه و عشق حکمفرماست هیچ مساله ای پیش نمیاد . تفاوت اصلی در حقوق زن و مرد موقعیه که این دو مقابل هم قرار می گیرن .


    چند وقت پیش داشتم رانندگی می کردم رسیدم به یه خیابون یه طرفه واسه اینکه مسیرم کوتاهتر بشه پیچیدم تو یه کوچه غافل از اینکه انتهای کوچه رو کندن ؛ حالا چند تا ماشین دیگه هم پشت سرم میومدن.
    خلاصه مجبور شدم دنده عقب بگیرم . ماشین پشت سریم که بهم رسید دستشو گذاشت رو بوق که چرا برمی گردی و اینا . اصلا مهلت توضیح دادن نمی داد خلاصه موضوع رو گقتم که ماشین بعدی رسید و بیخبر از همه جا شروع کرد دادوبیداد که خانوما همش ترافیک ایجاد می کنن واینا حالا منم عجله دارم ....
    حالا بعد از کلی حرف بازم باورشون نشد برگشتن میگن حالا حتما" یه وجب کندن تو نتونستی رد شی بزن کنار ما بریم . تا اینکه یه موتوری رفت و برگشت حرف منو تصدیق کرد تا اینکه قانع شدن و اونا هم دنده عقب گرفتن. همه حرفایی هم که از جانب اونا گفته می شد کاملا" توهین رو توش حس می کردی. شاید الان من یه چیزی نوشتم شما سرسری خوندین ولی اون لحظه من خون خونمو می خورد.
    این جور جاها مردا خودشونو نشون میدن حالا هی دم ازین بزنن که زنها فرشته اند

    حالا من اینهمه نوشتم تو پاسخش واسم ننویسین دیگه خیابون یه طرفه رو دور نزن ها ....والا.
    منظورم نگاه مرد به زن تو اینجور شرایطه
     
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من وقـتـی زنـم
    که تـو بـاور داشتـه بـاشی مـردی ...
    انسـان بـودن را بـایـد آمـوخت
    جنسـیت معنا نــدارد!
     
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    تو زن شدی ...نه برای در حسرت ماندن یک بوسه,....!
    برای خلق بوسه ایی از جنس آرامش....
    تو زن نشدی که همخواب آدمهای بیخواب شوی , ! ....
    تو زن شدی که برای خواب کسی رویا شوی.....,
    تو زن نشدی که در تنهاییت حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی,..!
    زن شدی تا آغوشی در تنهایی عشقت باشی.....
    قدر زن بودن را بدان....
     
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم، آزادم

    هنوز نفس میکشم،

    غریبه نیستم، نفس‌هایم را خفه نکنید،

    بر سرم حجاب مالکیت ...نکشید،

    عروسک نیستم...

    طاقچه‌ای هم نیست که بر سر آن بنشینم که نگاهم کنید...

    بازی‌های بی‌ محتوای زن و مرد تمام شد...

    اگر پا به پا نمیایی‌...

    دست به دستم نکن...

    دوستم داشته باش برای آنچه که هستم،

    نه آنچه که تو می خواهی‌.....
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    سرزمینم خاک افسونگر دل خاورمیانه
    نام تو تاریخ تو مردان کویت جاودانه
    من زن ایرانی ام ایرانی از جنس تن تو
    هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو
    من زن ایرانی ام همسایه و هم نسل شیرین
    خواهر تهمینه و هم قصه ی پوران و پروین
    من زن ایرانی ام اهل تمدن
    زاده پارس مثل دریا می‌خروشم
    من خلیج ‌ام تا ابد فارس
    من زن ایرانی ام یک چشمه شرم ناب دارم
    قد صدها سد سیوند پشت چشمم آب دارم
    من زن ایرانیم می سازمت با خشت جانم
    میزنم تا سقف تو صدها ستون با استخوانم
    من زن ایرانی ام ایرانی از جنس تن تو
    هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو
     
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زنان قـــــــــوی دردهای خود را
    مانند کفشهای پاشنه بلند می پوشند!

    مهــم نیست چقـــــدر اذیت می شوند
    شما فقــــــط زیبایی آنهـا را می توانید بینیــد.
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    "غاده السمان" شاعری از سوریه :
    گر به خانه من آمدي
    برايم مداد بياورمداد سياه
    مي خواهم روي چهره ام خط بكشم
    تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم
    يك ضربدر هم به روي قلبم تا به هوس هم نيفتم
    يك مداد پاك كن بده براي محو لبها
    نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان سياهم كند
    يك بيلچه تا تمام غرايز زنانه ام را از ريشه درآورم
    شخم بزنم وجودم را
    بدون اينها راحتتر به بهشت مي روم گويا!
    يك تيغ بده

    موهايم را از ته بتراشم سرم هوايي بخورد
    و بيواسطه روسري كمي بيانديشم
    نخ و سوزن هم بده براي زبانم
    مي خواهم بدوزمش به سق اينگونه فريادم بي صداتر است
    قيچي يادت نرود
    مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانسور كنم
    پودر رختشويي هم لازم دارم
    براي شستشوي مغزي!
    مغزم را كه شستم پهن كنم روي بند
    تا آرمانهايم را بادبا خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت
    ميداني كه ؟ بايد واقع بين بود!
    صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير
    مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب
    برچسب فاحشه مي زنندم
    بغضم را در گلو خفه كنم!
    تورا به خدا اگر ديدي جايي حقي مي فروختند
    برايم بخر .. تا در غذا بريزم
    ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم رابخورم!
    سر آخر اگر برايت پولي ماند
    برايم يك پلاكارد بخر به شكل يك گردنبند
    بياويزم به گردنم ... و رويش با حروف درشت بنويسم:
    من يك انسانم
    من هنوز يك انسانم
    من هر روز يك انسانم!
     
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم.............
    من زنم...بايدباكره باشي,بايدپاك باشي براي آسايش خاطرمرداني كه پيش ازتوپرده هادريده اند!!!چرايش رانمي دانم فقط ميدانم قانون است
    سنت است
    دين است..قانون وسنت راميداني مردان ساخته اند.من زنم بادستهايي كه ديگر دلخوش به النگونيست كه زرق وبرقش شخصيتم باشدمن زنم...وبه همان اندازه ازهواسهم ميبرم كه ريه هاي توميبرد...ميداني؟؟دردآوراس� � كه من آزادنباشم كه توبه گناه نيفتي جالب است قوس هاي بدنم به چشم هايت بيشتر از تفكرم مي آيند دلم به درد مي آيد..ژست روشنفكريت تنها براي دختران غريبه است به خواهرمادرت كه ميرسي قيصر ميشوي دلم به درد مي آيد...در تختخواب با تمام عقيده هايم موافقي وصبح ها ازدنده ي ديگري ازخواب پاميشوي.تمام حرفهايت عوض ميشود دلم به درد مي آيد...نمي فهمي تفكر فروشي بدتر از تن فروشي است حيف كه ناموس براي تواست ....نه تفكرحيف كه ف ا ح ش ه مغزي بودن بي اهميت تر از ف ا ح ش ه تني است من محتاج درك شدن نيستم دلم به دردمي آيدخر فرض شوم دلم به درد مي آيد...كه آنقدر خوب سر وجدانت كلاه ميگذاري وهربار كه آزاديم رامحدورد ميكني مي گويي من به تواطمينان دارم اما اجتماع خراب است نسل توهم كه اصلا مسوول خرابي هايش نبود
    ميداني؟؟؟؟
    دلم براي مادرهايمان ميسوزد نسل توهمه چيزشان راگرفت جايش النگو داد...دردم مي آيد اين راهم كه بخواني ميگويي اغراق است ببينم كه فردا دختر مردم زير پاهاي گشت ارشاد به جرم موي بازش كتك ميخورد باز هم همين را مي گويي ببينم آنجاهم اندازه درون خانه غيرت داري
    دلم به درد مي آيد...كه به قول شما تمام زن هاي اطراف خرابند وآنهايي هم كه نيستند همه فاميل هاي خودتانند دلم به درد
    مي آيد ازاين همه بي كسي................... دردم مي آيد
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان ، من یک فمینیست هستم.
    اولین بارجرقه های فمینیسم من در سن کودکی زده شد وقتی دیدم پسرهای فامیل حق دارند با شورت دور حیاط بدوند ولی اگر من جوری بنشینم که دامنم درست نباشد همه بسیج می شوند تا دامن مرا روی پاهای کودکانه و بی خبرم بکشند و مدام گوشزد کنند که درست بنشین .
    ذهن پنج ساله ی من حتی وقتی ده ساله شد نفهمید که چرا آنها باید راحت ته کوچه دوچرخه سواری کنند و من با هزار مکافات ویواشکی رکاب بزنم و روپوش و روسری ام مدام توی چرخ گیر کند و زمین بخورم و همه به من بخندند .

    ذهن من هرگز نفهمید چرا هرچه مربوط به زنانگی من است زشت و پنهانی و گناه آلود است و هرچه مربوط به مردانگی پسر هاست قابل افتخار و ستودنی .

    ذهن من هنوز پنج ساله است، نمی فهمد چرا به عنوان یک دختر ناقص و نیمه است؛ نمی فهمد چرا همه برایش دنبال شوهر می گردند فکر می کنند که بدون مرد کامل نیست. نمی فهمد چرا مادرش مدام می پرسد این پسره کیه که هر شب زنگ می زند؟
    اگر دوستت داره باید بیاد خواستگاریت .
    او انقدر بچه است که فقط برای پوز زنی مادرش به آن پسر میگوید بیا خواستگاریم والکی الکی زن مردی می شود که دوستش ندارد.

    او حتی نمی فهمدچرا درخانواده ی آن مرد، مردها یک طرف مجلس عرق می خورند و بحث سیاسی می کنند و زنها طرف دیگر ظرف می شورند و مزخرف می بافند .

    او نمی فهمد که چرا شوهرش التماس می‌کند که لطفا جلوی فامیل من سیگار نکش وقتی خودش می کشد. او نمی فهمد چرا سیگارکشیدن مرد درست است و سیگار کشیدن زن نا درست .

    او نمی فهمد چرا وقتی مردش را نمی‌خواهد سالها باید دنبال طلاق بدود در حالیکه اگر مرد بود در یک هفته می توانست زنش را طلاق بدهد ذهن من هنوز پنج ساله است. این ذهن پنج ساله دو برابر پسر های هم دوره اش زحمت کشیدتا دانشگاه برود ، آنها خرخون لقبش دادند .

    این ذهن پنج ساله بین همه ی دانشجوهای ورودی‌اش شاگرد اول شد تهمت زدند که معلوم نیست با کدام استاد روی هم ریخته است

    بعدها مجبور شد هر تشخیص را دو بار تکرار کند برای آنکه چون زن بود حرفش نصف یک مرد ارزش داشت .

    مجبور شد از زبان یک پزشک همکار( که زن بود )بشنود که پیش دکترزن نرو، زن ها همه بیسوادن و هیچ نگوید و دم نزند .

    مجبور شد دو برابر تلاش کند تانامش نصف اعتباری که باید را بیابد .

    مجبور شد دو برابر مردها خوب رانندگی کند تامبادا تصادف کند و این جمله را بشنود که ” زن ها دست به فرمون ندارند ”.
    مجبور شد دوبرابر مردهای دور و برش کار کند و دو برابر آنها موفق شود و دو برابر آنها پول دربیاورد و آخر هم ” زن بی سر پرست” نامیده شود .

    مجبور شد دو برابر مردها وبلاگ بنویسد تا صدایش به جایی برسد و آخر سر هم متهم شود که زنانه نویسی می کند و در واقع “مرد” است ..

    از همه ی اینها گذشته ،نگارنده ، زن خوشبختی محسوب می شود. در خانواده ای مرفه و غیرمذهبی بدنیا آمده ، امکان تحصیل و امکان فرار از آن چهارچوب های غیر منصفانه وزشت را داشته است . او هرگز کتک نخورده و نفقه نخواسته و حضانت طفلی را از دست نداده است .

    با این همه زخمی وخسته است .
    خسته است از اینکه از زبان مردهای بی خاصیت و احمقی که نصف ضریب هوشی او را ندارند شنیده است که زن ها منطق ندارند، زن ها طنز ندارند، زن ها دست به فرمان ندارند خسته است از جامعه‌ای که اگر زنی مورد تجاوز قرار بگیرد زن را مورد خطاب قرار میدهد که چرا حجابت کامل نبود و مقصر می شمارند که مرد را گناه انداخته و
    از مردنمی پرسد که چرا مثل یک حیوان رفتار کرده است .

    خسته است از جامعه‌ای که اگر زنی مورد خیانت قرار گرفت به او توصیه می کند که صبوری کند و خانمی پیشه کند و بیشتر به مردش توجه کند .
    خسته است از جامعه‌ای که سزای خیانت در آن برای مرد توجه بیشتر و برای زن سنگسار است .

    خسته است از جامعه‌ای که زن هایش قوز کرده و ترسیده و تهدید شده اند و مردهایش باافتخار لگن خاصره شان را جلو می دهند و به خودشان جرات می دهند به زن ها یی که دو برابر آنها قد کشیده اند لقب کوتولگی بدهند . خسته است از جامعه‌ای که زنهایش به کوتولگی خود افتخار میکنند و حاضرنیستند بهای قد کشیدن‌شان را بپردازند و هنوز افسوس تازیانه و تسبیح و ته دیگ را می خورند.،

    بر او ببخشایید اوخسته است ازجامعه‌ای که حتی معنی فمینیست را نمی داند

    شیرین عبادی
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    چه چيز در اين جهان ،
    غريبانه‌تر از زني است
    كه خودش را
    و تنهايي‌اش را بغل مي‌كند
    و مي‌پوسد
    امّا حاضر نيست ديگر كسي را دوست بدارد؟