1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دختر بودن يعني تمام عمر پاي آينه بودن!

    دختر بودن يعني پنکيک زدن به جاي صورت شستن!
    دختر بودن يعني کله قند و لي لي لي لي …!
    دختر بودن يعني پس اين چايي چي شد؟!
    دختر بودن يهني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت!
    دختر بودن يعني هموني باشي که مامان و خاله و عمت هستن!
    دختر بودن يعني انتظار خاستگار مايه دار!
    دختر بودن يعني چرا خونه اونقدر کثيفه!
    دختر بودن يعني دختر و چه به رانندگي؟!
    دختر بودن يعني فيلم مورد علاقتو ول کني بري چايي بريزي!
    دختر بودن يعني نخواستن وخواسته شدن!
    دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري که تو عقد نامه نوشته باشه !دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوتونو ببينم!
    دختر بودن يعني به به خانوم خوشگل…هزار ماشالااااااااااا…
    دختر بودن يعني برو تو،دم در واينستا!
    دختر بودن يعني لباست ?مترونيم پارچه ببره!
    دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم که گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم!
    دختر بودن يعني کجا داري ميري؟!
    دختر بودن يعني تو نمي خواد بري اونجا،من خودم ميرم!
    دختر بودن يعني کي بود زنگ زد؟!با کي حرف ميزني؟!
    دختر بودن يعني خيلي خود سر شدي!
    دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هر چيزي حتي نفس کشيدن!
     
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم...


    وقتی خسته ام .............

    وقتی کلافه ام .................
    وقتی دلتنگم..............

    بشقاب ها را نمی شکنم ...

    شیشه ها را نمی شکنم .........

    غرورم را نمی شکنم...........

    دلت را نمی شکنم .........

    در این دلتنگی ها

    زورم به تنها چیزی که میرسد

    این بغض لعنتی است......
     
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    تو یک زنی...

    لباس خوب بپوش !
    برای خودت غذاي خوب بپز !
    خودت را به صرف قهوه ای در يک خلوت دنج ميهمان کن !
    براي خودت گاهی هديه ای بخر !
    وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری ..
    احساس سربلندی می کند
    آنوقت ديگر از تنهايي به ديگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی
    يادت باشد ....
    برای یک زن عزت نفس غوغا ميکند!
     
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    فقط مردهـــا غیرتـــــ ندارند "...

    باورکن زنهــــا هم رگــــ غیرتی دارند...

    که اگــر گل کند ....!

    همه ی مردانــگی ات زیر ســـوال میرود ...!!
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من دخترم . تمام ذهن من پر از سوال است .پر از چرا؟چرا ؟چرا؟
    *چرا هروقت من و تو قرار است نامزدکنيم و به دليلي اين موضوع بهم ميخورد همه ميگويند :حتما دختره مشکلي داشته
    *چرا تو هرکار بخواهي ميکني چون پسري اما من هرکار بخواهم بکنم هزار ويک بزرگتر داردم
    *چرا تو اگر بعد از ازدواج خطا کني مي تواني بپوشاني اش اما من سنگسار ميشوم؟
    *چرا تمام زحمات نه ماهه بارداري و بزرگ کردن فرزندم با من است اما حتي در انتخاب اسم کوچکش سليقه تو ارجحيت دارد
    *چرا من اين همه درس ميخوانم اما براي سر کار رفتن نياز به اجازه تو دارم
    *چرا تو يادت رفته اگر خدا براي من حجاب گذاشته براي تو نگه داري چشم گذاشته و همه به حجاب من کار دارندولي هيچ گشت ارشادي براي چشم هاي تو وجود ندارد.
    *چرا هنوز هم در دنيا مرا زنده به گور مي کنند و تورا دليل بزرگي ميدانند وقتي خدامرا رحمت خوانده
    *چرا اگر تو بداخلاق هم باشي من بهتر است تحمل کنم و طلاق نگيرم؟حتي اگر طلاق هم بگيرم باز هم جنسهاي تو مرا راحت نمي گذارند و به چشم کالا نگاهم مي کنند؟
    *چرا حتي اجازه ندارم حتي اگر تو نباشي قيم فرزندم باشم.
    *چرا من بايدتمام دستوراتي که خدا گفته انجام بدهم،تمکين کنم ،بدون اجازه توازخانه بيرو ن نروم.و رضايت تو را در هر حال جلب کنم اما حتي اگر مهريه اي معقول داشته باشم تو از دادن ان که تنها حق طبيعي من است طفره مي روي؟
    ايا واقعا من وتو حقوق يکساني داريم
     
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پرتو عشق
    مرا حرفه ای دیگر نیست
    جز آنکه دوستت بدارم
    و روزی که از مواهب من بی نیاز شوی
    و دیگر نامه های مرا نپذیری
    کار و حرفه ام را از دست خواهم داد...

    می خواهم دوستت بدارم
    تا به جای همه ی جهانیان پوزش بخواهم
    از همه ی جنایاتی که مرتکب شده اند در حق زنان...

    از زنانگی ات دفاع میکنم
    آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
    و موزه ی لوور از مونالیزا
    و هلند از وان گوگ
    و فلورانس از میکل آنژ
    و سالزبورگ از موزارت
    و پاریس از چشمهای الزا...

    می خواهم دوستت بدارم
    تا شهرها را از آلودگی برهانم
    و ترا برهانم
    از دندان وحشی شدگان...

    زن لایه ی نمکی ست
    که تن ما را از تعفن حفظ می کند
    و نوشتن مان را از کهنگی...

    آنگاه که زن ما را به حال خود رها کند
    یتیم می شویم...

    من کی ام بدون تو؟
    چشمی که مژه هایش را می جوید
    دستی که انگشتانش را می جوید
    کودکی که پستان مادرش را می جوید...

    آنگاه که مرد
    بر دوش زنی تکیه نکند...
    به فلج کودکان مبتلا می شود...

    آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد...
    به جنس سومی بدل می شود
    که هیچ ربطی به جنس های دیگر ندارد...

    بدون زن
    مردانگی مرد
    شایعه ای بیش نیست...

    به دنیای متمدن پا نخواهیم نهاد
    مگر آنگاه که زن در میان ما
    از یک لایه گوشت چرب و نرم
    به صورت یک نمایشگاه گل درآید...

    چطور می توانیم مدینه ی فاضله ای برپا کنیم؟
    حال آنکه هفت تیرهایی به دست داریم
    عشق خفه کن؟...

    می خواهم دوستت بدارم...
    و به دین یاسمن درآیم
    و مناسک بنفشه بجا آرم...
    و از نوای بلبل دفاع کنم...
    و نقره ی ماه...
    و سبزه ی جنگل ها...

    موهایت را شانه مزن
    نزدیک من
    تا شب بر لباس هایم فرو نیفتد...

    دوستت دارم
    و نقطه ای در پایان سطر نمی گذارم.

    می خواهم دوستت بدارم
    تا کرویت را به زمین بازگردانم
    و باکرگی را به زبان...
    و شولای نیلگون را به دریا...
    چرا که زمین بی تو دروغی ست بزرگ...
    و سیبی تباه...

    در خیابان های شب
    جایی برای گشت و گذارم نمانده است
    چشمانت همه ی فضای شب را در بر گرفته است...

    چون دوستت دارم... می خواهم
    حرف بیست و نهم الفبایم باشی...

    به تو نخواهم گفت: "دوستت دارم"
    مگر یک بار...
    زیرا برق، خویش را مکرر نمی کند...

    آنگاه که دفترهایم را به حال خود بگذاری
    شعری از چوب خواهم شد...

    این عطر ... که به خود می زنی
    موسیقی سیالی ست...
    و امضای شخصی ات که تقلیدش نمی توان...

    "ترا دوست نمیدارم به خاطر خویش
    لیکن دوستت دارم تا چهره ی زندگی را زیبا کنم...
    دوستت نداشته ام تا نسلم زیاد شود
    لیکن دوستت دارم
    تا نسل واژه ها پرشمار شود...".
    هرگاه من از عشق سرودم، ترا سپاس گفتند! ‬

    نزار قبانی
    ‬ترجمه تراب حق شناس
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    تقدیم به همه
    ...
    چه آنهائی که می دانند ، چه آنهائی که نمی دانند
    ...
    آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار
    ....
    من به وجودم افتخار میکنم

    من زنم....

    یک زن آزاد... یک زن آزاده

    من متولد می شوم، رشد میکنم

    تصمیم می گیرم و بالا میروم.

    من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

    من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها!

    من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!

    من آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم

    قرمز، زرد، نارنجی ، برای خودم آرایش می کنم

    می خندم بلند بلند بی اعتنابه اینکه بگویند جلف است

    یا هر چیز دیگر...

    برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد

    آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،

    مسافرت میروم حتی تنهای تنها...

    حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر،

    اشک می ریزم! من عشق می ورزم......من می اندیشم...

    من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو

    فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...

    حتی اگر تمام این ها با آنچه تو از مفهوم یک زن خوب در ذهن داری مغایر باشد.
     
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن عشق مي کارد و کينه درو مي کند…
    ديه اش نصف ديه ي توست و مجازات زنايش با تو برابر…
    مي تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستي…
    براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانون گذار مي تواني ازدواج کني…
    در محبسي به نام بکارت زنداني ست و تو…
    او کتک مي خورد و تو محاکمه نمي شوي…
    او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي کني…
    او درد مي کشد و تو نگراني که کودک دختر نباشد…
    او بي خوابي مي کشد وتو خواب حوريان بهشتي را مي بيني…
    اومادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر…
    و او هر روز متولد مي شود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد
    و قرنهاست که او عشق مي کارد و کينه درو مي کند
    چرا که در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و
    در قدمهاي لرزان مردش؛ گامهاي شتابزده جواني براي رفتن و دردهاي منقطع قلب مرد؛ سينه اي را به ياد مي آورد که تهي از دل بوده و پيريِ مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي کند…
    و اينها همه کينه است که کاشته مي شود در قلب مالامال از درد…! و اين رنج است
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    "درد دل زن ایرانی با مرد هموطنش"

    پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟"

    سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

    در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!

    در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود!

    زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!

    در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!

    در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!

    در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: "زهر مار!"

    در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود!

    در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!

    نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی!

    من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی!

    مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

    تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است!

    من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!

    عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!

    عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!

    من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!

    من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!

    وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!

    وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن
    وجود دارد
    روح دارد
    قدرت
    جسارت
    پا به پاي يك مرد ، زور دارد
    عشق
    اشك
    نياز
    محبت
    يك دنيا آرزو دارد
    زن ... هميشه ... همه جا ... حضور دارد
    و


    اگر تمام اينها يادت رفت
    تنها يك چيز را به خاطر داشته باش
    كه هنوز هيچ مردي پيدا نشده
    كه بخواهد در ايران
    جايِ يك زن باشد.