1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    وقتی عروسکم را از آغوشم کشید و به کناری پرتاب کرد ,​
    به یادم انداخت که من یک زنم ...​
    وقتی قد کشیدم و خواستم گستاخانه از خود دفاع کنم ,​
    درد گوشم به یادم انداخت که من یک زنم ...​
    وقتی مادر می شدم و فهمیدم کسی پشت در انتظارم را نمی کشد ,​
    به یادم انداخت که من یک زنم ...​
     
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    باید باکره باشى، باید پاک باشى!
    براى آسایش خاطر مردانى که پیش از تو پرده ها دریده اند !
    چرایش را نمیدانى فقط میدانى قانون است، سنت است ، دین است
    قانون و سنت را میدانى مردان ساخته اند
    اما در خلوت مى اندیشى به مرد بودن خدا و گاهى فکر میکنى شاید خدا را نیز مردان ساخته اند!!
    من زنم
    ...
     
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن را نمی شود درک کرد..

    زن را نمی شود فهمید..

    زن را نمی توان شناخت..

    زن را نمی توان عوض کرد..

    زن را حتی نمی شود فراموش کرد..

    [​IMG]
    زن را فقط می توان عمیــــــــــــــــــق دوســت داشت.......
     
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن بــــودن ؛ کار مشـکـــلی ســت ....

    مجــ ــ ــبوری :

    ... مانند یکـــــ بانــــو ؛ رفـــــتار کنـــی ...

    همانند یکـــــ مــــرد ؛ کـــــار کنـــی ...

    شبیه یکـــــ دخــــتر جــــوان به نظــر برســـی ...

    و مثـل یکـــــ خانـــم مُـــسِـــن ؛ فکــــر کنـــی ...!
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻢ.ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ.ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ! سلامتی همه دخترای با محبت
     
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    هرزه مي نامي
    دختري را…
    که تار مويي بيرون روسري دارد..
    يا سيگاري به دست…
    يا دست عاشقي در دست..
    ولي من…
    هرزه تو را مي خوانم…
    که هر سخن بي اساسي…
    با ذهن ات همبستر مي شود..
    و افکاري اين چنين…
    حرام زاده…
    در دامنت مي پروراند.

     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پســر: مـن حسـودیم مـیشه مـوقعی کـه پســرا بهـت نگـاه میکـنن
    دختـــر:حســـودی نـــکن عزیـــزم
    پســر: چــــــرا ؟!
    دختـــر: چــون تــو چیـــزی داری کـه اونا نـدارن !
    پســر:چــی ؟

    دختــر:♥ قلــــــبم ♥
     
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دختر زیبای شهر

    خوابهایت را از شاخه ها بردار

    رویاهایت را روی بند رخت همسایه ها آویزان نکن

    شهر پر از مردانی است

    که چشمهای تورا سر میکشند

    وموهایت را میان حلقه های دود گم می کنند

    تو از حوصله ی جیبهایشان سر می روی

    ودر آخرین روز تقویم

    موهایت سپید می شود

    شبیه مادرت که گم شد در برف

    وتو گریه میکردی تمام ردپاهارا...
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پسری که ازت نپرسـه کجا میـری ،کجا میـای ؟،
    بهـت نگه زود میـری خونـه ،
    نگه رسیـدی زنـگ بـزن ،

    نگـه روسریتـو بکـش جلـو ، روزی 10بـار زنگ نزنـه ،...
    جلوی دوستـاش دستتـو سفـت تر نگیـره ،
    نگه فقـط 5min بیـا جلـوی در ببینـمـت ،
    نبرتـت برف بـازی ،
    واست عروسـک و پاستیـل و لواشک نخـره . .
    اصلاً پسـر نیــــــــــــــــست . . .اشیاســـــت...
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083

    یادت هست مادر؟
    [​IMG]


    اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛
    تا یک لقمه بیشتر بخورم...
    یادت هست؟
    شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران
    میگفتی بخور تا بزرگ بشی
    آقا شیره بشی...
    خانوم طلا بشی...
    و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته
    باشم قورت بدهم .
    حتی بغض هایم را!!!