1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    *مَن یک زَنــَــــــــــــمـ ...

    هر چقدر هم اَدای مُحکَم بودن در بیاورم

    هر چقدر هم اَدای مُستقِل بودن را دربیاورم

    اینکه " مَمنون خودَم اَز پَسَش بَر می آیَم ! "

    باز هم تَهِ تَهَش ....

    به آن سینه پَهن مــَـــــــردانه ات نیاز دارم

    به دَست هایَت حتّی ....

    نمی دانی چه لذّتی دارد وقتی تو از خیابان رَدَم می کنی
     
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    به چشمان یک زن بنگر

    تا امید را بیاموزی!

    که چگونه یک دهه

    بعد از انکه در محاصره پدر و برادر

    خطابه اطاعت را از بر میخواند

    باز هم به پا میخزد و از پنجره کوچک خانه یی تاریک

    خواب یک باغچه گل های رنگارنگ را در پلک هایش

    زنده نگه میدارد

    به چشمان یک زن بنگر!

    تا تحمل را بیاموزی

    وقتی در ملای عام با نگاه های خون الود، خصم اگین و بی رحم

    شلاق ها را بر فرقش فرود می اورند و وقارش

    در چنگ دستانی خشن که او را بر زمین میخکوب کرده

    ذوب میگردد

    باز هم در خفای چشمانش

    جایی که تو و دره های تو

    هرگز بدان راه نخواهد یافت

    شوق یک دنیا آرزو را میپروارند

    به چشمان یک زن بنگر!

    تا شجاعت را بیاموزی

    وقتی نفس های کودکش را

    میشمارد و گرسنگی را فراموش میکند

    و با یک لبخند شاد کودکش

    دنیای غم هایش را به اسانی به شادی میفروشد و

    جان میدهد برای انکه با شیره جانش او را پروردیست



    به چشمان یک زن بنگر!

    تا مردانگی را بیاموزی

    وقتی با دستان کوچک و نعیف

    در ابهای سرد یک جوی

    البسه سنگین مردانه تو را میشوید و

    چای داغ تو را در مقابلت می نهد و

    حیوانات تو را به چراه میبرد و

    هر روز لکه های سبز و ابی مشت های تو را

    مردانه تر از تو تحمل میکند تا روزی

    که تو از خواب گرانت برخیزی
     
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زن!
    خنده ات دنیا را نا امن میکند
    و ما رم می کنیم
    اینجا هیچکس دل شیر ندارد
    به اندازه یک ... "زنده ماندن" ... تا به تو راه است
    مادرم راست می گفت
    ما از جنس سوگوارانیم
    پدرم شبِ آخر گفت
    در آغوش تو کسی قبل از مردن نمی گرید
    زن !
    تو آشکارا بخند
    ما دزدانه نگاه میکنیم
    اینجا هیچکس دل شیر ندارد
     
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    وقتــي زنانگــي ام رازي شـــد پنهــــان در صنـــدوقچـــه حجـــــاب

    و مـردانگــــي تــو شــد گشـــايـــش ايــــن راز ،

    آن گــــاه تــــو غافـــل شـــدي از مــــن . . .​
     
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم...زنی که بوی سیب می دهد...زنی که وقتی چادر به سر میکند میگویند میشود

    ماهِ شب چهارده...اما...دلش می خواهد فقط بدر باشد برای او .

    من زنم...زنی که روزگاری دو بال داشت اما.... بال هایش را داد به باد .

    من زنم...زنی که بی تاب است...زنی که احساس می کند حجم ِتن برایش قفس ست

    و خودش را به در و دیوار کالبدش می کوبد تا روحش را برهاند .

    من زنم...زنی که سرش رو به آسمان بالاست...شوق و رویای پرواز ِروحش را در سر

    می پروراند...اما...
     
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم...
    قضاوت می شوم،
    لحظه به لحظه...
    هر لبخندم
    هر نگاهم
    تار تار گیسوانم
    اندامم
    عشقم
    تفکرم
    و حتی روحم...
    اما من باز
    در پس تمام این نگاه های هرزه شک آلود،
    زن می مانم
    و با گرمای حضورم
    رویاهای منجمد این شهر را به تباهی می کشانم...
     
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زل زدی به اندامم
    انگار نه انگار !
    چشم به نگاه هرزه ات دوختم
    بی ملاحظه
    بی ترس
    گفتم نگاه
    گفتی بوسه
    گفتم آغوش
    گفتی بستر
    دل بردی

    دل باختم
    من عشق
    تو تجربه
    من درد
    تو سرد
    زل زدم
    زل زدی
    من به تو
    تو به او !
    بی ملاحظه
    بی ترس
    انگار نه انگار ...!
     
    اتنا .. از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پـشـت یـك هـزار تـومـانـی نـوشـتـه بـود:
    پـدر مـعـتـادم بـرای هـمـیـن پـولی كـه پـیـش تـوست...
    یـك شـب مـرا بـه دسـت صـاحـب خـانـه مـان سـپـرد...
    خـدایـا چـقـدر مـی گـیـری ...!!!
    که بگذاری شب اول قبر قـبـل از اینکه تـو ازم سـوال کـنی،مـن یـه چیزایی ازت بپـرسـم؟
     
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ]زن بودن .. ترجمه ی کلمه ی تمام "ظرافت های دنیاست"

    مردان این ظرافت را گاهی درک نمیکنند ...

    و زن ظرافتش میشکند ...

    مرد اسم این ظرافت را "احساس بی جا" میگذارد ...

    و زن اسمش را "عشق" میگذارد ...

    چه عشق ها که بخاطر نادانی مردان شکسته شد !!
     
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    **دختر باش! دخترونه ناز کن! دخترونه فکر کن!**


    چرا فکر می کنی چون دختری

    باید همیشه غمگین باشی؟ شکست خورده باشی؟!
    عزیز!

    یاد بگیر که تو دختری!

    یاد بگیر تو کلاس بذاری! تو ناز کنی !

    چرااجازه می دی شادی زندگیتو ازت بگیره؟!

    این اسمش عشق نیست!

    خودتو گول نزن!

    کسی که عاشق توا،

    هرگز نمی تونه غمتو ببینه!

    چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!!
    دختر باش!

    دخترونه ناز کن!

    دخترونه فکر کن!

    دخترونه احساس کن!

    دخترونه استدلال کن!
    دخترونه زندگی کن!

    اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن!