1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

❤(◕‿◕) مـــــن زنـــــــــــم!؟ (◕‿◕)❤

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 15, 2013 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    زنان پایین شهر
    ریاضیدانان بزرگی هستند
    آخرهیچ ارشمیدسی نمی تواند
    نیم كیلو گوجه را
    به نام آبگوشت
    ......بین سیزده نفر تقسیم كند
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پیشونی نوشتم را
    با قدم هات عوض می کنم
    توی روزهام قدم بزن
    با دست هایی در جیب و
    یقه ی کاپشنی که بالا داده ایش
    سوت هم زدی، زدی
    خنک است و خلوت
    توی روزهام قدم بزن
    خوشبختی هایش را جدا کن
    هر چه ماند پس می گیرم...
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    سکوت که می کنی

    وزن جهان را تنها به دوش می کشم!

    و کم که می آورم

    زمین آنقدر کند می چرخد

    که تو توی تقویم می ماسی

    و من

    آونگ می مانم

    بین حقیقتِ تو

    و افسانه ای که از تو در سرم دارم!

    سکوت که می کنی

    شب پشتِ پلک های سکوت

    حتم می کند که تو هم تنهایی!
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    می ترسم پاشنه های شتابزده ی کفش های آن همه او

    رد پایت را شخم بزند

    و نیامدنت بروید بر شهر!


    می ترسم بنشینم همه ی عمر

    فکر کنم

    که اول تو رفتی؟

    یا من کشتمت؟

    یا او آمد؟
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ترازوهایت را بردار
    جای دیگری بساط کن
    اینجا شهر عجیبی ست
    اینجا شهر دوش آب سرد و کتاب است
    برای تویی که می خواهی بیشتر از اینها دوستت داشته باشند،
    دل من وزن زیادی ندارد!
    ترازوهایت را بردار
    راه بیفت
    دنیا پر از شهر های خالی از عشقی ست
    که برایت تره خورد می کنند به دروغ
    و پپاز داغ تفت می دهند مدام وسط حرف ها
    من از بوی پیاز و تره
    سرسام می گیرم.
    من پشت و پناه می خواستم
    چه می دانستم به زودی به هم پشت می کنیم
    و "منم" هایمان را پتک می کنیم بر سر هم!
    دل من وزن زیادی ندارد
    دنیا ولی پر از شهر هایی ست
    که دخترک های بی بهارش
    تو را نشانه می روند،
    بی آنکه عاشق لبخندهایت شوند!
    سلام مرا
    به تک تکشان برسان
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دست های تو با من نمی سازند

    دست های تو مرا نمی سازند

    دست های تو خرابم می کنند

    قرار نیست بگذارم ویرانی ام زبانزد شود

    من هنوز آن قدر ها هم عاشق نیستم

    تا دیر نشده


    باید لغت نامه را باز کنم

    "خداحافظ" را با احتیاط بردارم

    با احترام بگذارم اش پشت در خانه ات

    و تا خط پایان گریه ها

    هر چه تند تر

    بدوم
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    پیاده رو های این خیابان خراب شده

    مست اند

    خیال برشان داشته

    که تو دست در گردن من داری

    نمی دانند

    من با هر بارانی

    اندوه فراموش شده ام را

    با خود به خیابان می برم

    و تویی در کار نیست
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    من زنم ...
    چکیده ی عشق .. مهر .. لطف آفریدگار

    گاه .. تن داده به تمام سختی روزگار...من ضعیفه نیستم ..
    ای قویترین آفریده ..ای همدم
    ... تمام قدرتم در نگاهم نهفته ...همه در قلبم ...
    همیشه پا به پای تو .. در تمام دردسرهای دنیایی
    پر از سکوت شدم .. پر از قناعت شدم .. پر از همراهی

    بودنم اگر به چشم تو نمی آید .. برای چند لحظه حذف کن مرا از دنیایت.
    ببین بدون من .. بدون این همخانه،

    چگونه گرم میشود .. تمام زندگیت ؟؟
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    وقتی به دنیا بیایی و تو را انکار کنند...
    وقتی قدومت را مایهء ننگ بدانند...
    وقتی برای مذکر بودنت گوسفند نذر کنند...
    و بخواهند تو را زنده به گور بفرستند...
    تو را از خود ندانند...
    ضعیفه بخوانندت و ضعیفه بدانندت...
    برادرت در کوچه فوتبال بازی کند و تو در خانه خاله بازی...
    برادرت آزاد باشد و تو زندانی...
    از بچگی در سرت بخوانند...
    دختر باید حیا داشته باشد...
    باید سر به زیر باشد...
    باید خانه نشین باشد...
    دختر باید بار دختر بودنش را همیشه به دوش بکشد و لال بشود...
    و آنقدر خانم بودن را با مفهومی متفاوت از خانومی در سرت بگنجانند که بزرگ میشوی و میفهمی خانم بودن از نظر آنها یعنی تو سری خوردن...
     
    leili از این پست تشکر کرده است.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    هیچ چیـــــــز جر مهربانے واژه هایت


    میان لهجه ے مبهـــــــم صدایت


    نیازهاے زنانه ام را قلقلـــــــک نخواهـــ ــ د داد.


    فریاد بزن مـــ ــ ردِ من،


    اینبار تو سر بـــــــده آواز دوســـــــتت دارم را


    از لابـــــــلاے غرور لبهـــــــایت ...

     
    leili از این پست تشکر کرده است.