1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

◄♧مشاعره هفتــ ــــ ـــادیــــــا♧►

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Nov 9, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. 1984

    1984

    56
    172
    2,357
    ماییم و نوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی
     
    Faryade yas و Mariツ از این پست تشکر کرده اند.
  2. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    یک عروسک پشت باران بود.
    ابرها رفتند.
    یک هوای صاف ، یک گنجشک، یک پرواز.
    دشمنان من کجا هستند؟
    فکر می کردم:
    در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد.
    در گشودم:قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من.
    آب را با آسمان خوردم.
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  3. Faryade yas

    Faryade yas •••●سکوت ، فریاد من است ●•••

    3,184
    9,895
    39,948

    می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویش
    به خدا میبرم از شهر شما
    دل شوریده و دیوانه خویش
     
    Mariツ از این پست تشکر کرده است.
  4. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    شرمناک و پر از نیازی گنگ
    با نگاهی که رنگ مستی داشت
    در دو چشمش نگاه کردم و گفت
    باید از عشق حاصلی برداشت
    سایه یی روی سایه یی خم شد
    در نهانگاه رازپرور شب
    نفسی روی گونه ای لغزید
    بوسه ای شعله زد میان دو لب
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  5. Faryade yas

    Faryade yas •••●سکوت ، فریاد من است ●•••

    3,184
    9,895
    39,948
    برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد

    آفتاب دیدگانم سرد میشد

    آسمان سینه ام پر درد می شد

    ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد

    اشکهایم همچو باران

    دامنم را رنگ می زد
     
    Mariツ از این پست تشکر کرده است.
  6. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    دست مرا که ساقه سبز نوازش است
    با بر گ های مرده هم آغوش میکنی
    گمراه تر از روح شرابی و دیده را
    در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
    ای ماهی طلایی مرداب خون من
    خوش باد مستیت که مرا نوش میکنی
    تو دره بنفش غروبی که روز را
    بر سینه می فشاری و خاموش میکنی
    در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
    او را به سایه از چه سیه پوش میکنی؟
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  7. Faryade yas

    Faryade yas •••●سکوت ، فریاد من است ●•••

    3,184
    9,895
    39,948
    یاد بگذشته به دل ماند و دریغ


    نیست یاری كه مرا یاد كند


    دیده ام خیره به ره ماند و نداد


    نامه ای تا دل من شاد كند
     
    Mariツ از این پست تشکر کرده است.
  8. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    دیدمت شبی بخواب و سرخوشم
    وه ، مگر به خوابها ببینمت
    غنچه نیستی که مست اشتیاق
    خیزم و ز شاخه ها بچینمت
    شعله میکشد به ظلمت شبم
    آتش کبود دیدگان تو
    ره مبند، بلکه ره برم شوق
    در سراچه غم نهان تو
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.
  9. Faryade yas

    Faryade yas •••●سکوت ، فریاد من است ●•••

    3,184
    9,895
    39,948
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما
    چونان که بایدند
    نه باید ها...
     
    Mariツ از این پست تشکر کرده است.
  10. Mariツ

    Mariツ وقتی خودت در خود گرفتاری هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ

    1,617
    4,460
    28,740
    آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
    از تابش خورشید پوسیدند
    و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
    در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
    و دختری که گونه هایش را
    با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه
    اکنون زنی تنهاست
    اکنون زنی تنهاست
     
    Faryade yas از این پست تشکر کرده است.