1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

•◘♥رمان زیبای هابیت♥◘•

شروع موضوع توسط •KOSAR• ‏Jan 31, 2014 در انجمن معرفی کتاب

  1. •KOSAR•

    •KOSAR• Lady Of Autumn

    2,451
    13,438
    5,966
    [​IMG]
    خلاصه کتاب◄
    هابیت، یا آن‌جا و بازگشت دوباره عنوان رمانی تخیلی و طنزآمیز برای جوانان از جان رجینالد تالکین (۱۸۹۲-۱۹۷۳)، نویسنده انگلیسی است که در سال ۱۹۳۶ منتشر شد. نجیب‌ زاده روستایی جوانی است سی‌ساله به نام بیلبو بَگینز که چندان بزرگتر از یک خرگوش بزرگ یا یک آدم کوچولو نیست ‌با پاهای کاملاً بی‌ صدا و بدنی پوشیده از موی بلند ابریشمین. او بورژوای ساده‌ ای به شیوه انگلیسی است که در رفاه و آسودگی و کم‌ میلی نسبت به تلاش و با عادت به تنبلی درون خانه‌ ای زندگی می‌کند که نیاکانش به بهترین شکلی سامان داده‌ اند. روزی هنگام صرف چای، سیزده کوتوله به ملاقاتش می‌ آیند که به هرکاری آمده‌ اند تا گنجینه پدرانشان را، که در دست اسموگ، اژدهای کریه، است بازستانند. بیلبو که راضی به پذیرفتن نیست به رغم میل خود کاملاً از عهده این وظیفه برمی‌ آید و حد تازه‌ ای از قهرمانی را به دست می‌ آورد. هریک از نوزده فصل این ماجراجویی حادثه‌ ای کامل است و شامل برخورد با دشمن، تصادف، فرار یا پیروزی، و پی گرفتن سفر. در طول کتاب با شیطانکهایی روبرو می‌شویم و با گولوم، نفرت‌ انگیزترین موجود ممکن، با «وارگها» –گرگ‌ هایی بسیار وحشی- با جنگل میرکوود و عنکبوتهای گوشتخوار و خوف ظلمات ابدی، و باز هم اسموگ. گروه جوینده، در عوض، از کمک موجودات و قبیله‌ های دوست بهره می‌جوید: الروند فرزانه که از نسل پریان هوا الف ها و انسانهاست؛ بثورن نیم‌ انسان و نیم‌خرس و کلوچه‌ های عسلی‌ اش؛ مردان شجاع اسگارو و بارد، کماندار ماهر و رئیس تازه آنها. بخت قهرمانان خارق‌ العاده است، و فرارشان به معجزه می‌ماند. به علاوه، آنها از اقبال نامنتظری برخوردارند زیرا بیلبو کاملاً از سر اتفاق حلقه نامرئی‌ کننده را به دست می‌ آورد و پاسخ معماهای کشنده‌ ای را که به او پیشنهاد می‌کنند، می‌یابد. باز هم امری اتفاقی است که بارد دقیقاً از عیب زره گرانبهای اسموگ، که بیلبو کشف کرده است، خبر دارد. البته، گاندالف شنگول هم با آنهاست؛ جادوگری که با وجود بلهوسیهای بسیار دارای رفتار بابانوئل و بابا نخودچی است. اساطیر حیرت‌ انگیز و وحشیانه‌ ای به تدریج در پیش چشمانمان تکوین می‌یابد که همیشه پربار از امید، اما همیشه آمیخته به اضطراب است. تعادلی ناپایدار در میان است اما سرانجام عشق زندگی و برادری و عقل سلیم و روابط پسندیده و غذای خوب و خنده، در یک کلام، ارزشهای اومانیستی پیروز می‌شود. و اما بدی در ابعاد انسانی محدود و محاط است: بدی اندکی بوی خمیر مقوا و بوی نفتالین دکورهای اپرا می‌دهد. خلاصه اینکه هیچ چیزی نیست تا مانع از به خواب رفتن آن سرهای بور و عزیز شود. و در همان حال ذهن انگیزش و طنز و ارزشهای مثبت می‌یابد. خواننده ناگزیر به باد در میان بیدبنها، اثر کنت گراهام، و شاهدخت براید، اثر ویلیام گولدمن، می‌ اندیشد. قصه‌ گو، اگرچه به عنوان طبیعت‌ شناس و تاریخ‌ نگار و همچنین مربی و معلم اخلاق محو وظیفه خود است، هرگز خود را جدی تلقی نمی‌کند. در هزلی عالی میان دوستان همدست سیر می‌کنیم و همه‌ گونه بی‌حرمتی را مجاز می‌دانیم: قرون وسطا، تاریخ، بورژواها، عادتها، و حتی زبان که بی‌ حرمتی بی‌ حرمتی هاست. نتیجه کاری پرقدرت و مضحک، جذاب و ارضاکننده است. عالی است! اما درخواست مجدد آن را باید به مسئولیت خود انجام داد زیرا دنباله آن،ارباب حلقه ها دیگر به همان شیوه و همان لحن نیست. می‌بینیم که هابیتها به بازیگران فرعی و ساده یک سه‌ گانه جنگی و جدی تبدیل شده‌ اند.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    pirane، ♪ Saba Banu ♫ و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این ارسال تشکر کرده اند.