1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

••* ♥*••*دلنوشته های تنهایی من*••* ♥*••

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏May 30, 2014 در انجمن درد دل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    خوابش را دیدم

    گفت دوستت دارم

    بیدار شدم دوستم نداشت

    می خواهم برای همیشه بخوابم . . .
     
    Aryamehr از این پست تشکر کرده است.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟

    تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند

    از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!

    وقتی کســی جایت آمد

    دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟

    تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند

    میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه

    فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !

    و این است بازی باهــم بودن !
     
    Aryamehr از این پست تشکر کرده است.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    همیشه مثله بارون باش

    اما هیچوقت چشم کسی رو بارونی نکن

    شاید برایش تنها ترینی ...
     
    Aryamehr از این پست تشکر کرده است.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دیگه قاصدک ها

    به دستم نمیرسن


    چون
    شرم دارن

    پیغام چند نفرو به


    یک مقصد برسونن

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    نمیدانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید

    دنیا پرشده از قاصدک هایی که راهشان را گم کرده اند !

    نه میتوانی خبر بدهی نه میتوانی خبر بگیری...
     
    Aryamehr از این پست تشکر کرده است.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    ای غـرور لــعنتی


    دستــت را از روی دهـان این بـیـچاره بـردار

    بـگذار فـریــاد کـند و بـگویـد : دوستت دارم

    زمــانی از شـنیـدن ایـن جـمله

    از خجـالت گـونه هایش سـرخ میشد


    حـال چـرا اینقـدر بـی احسـاس شده

    کـه صداهایم را بـه خودش نـمیگـیرد
     
    Aryamehr از این پست تشکر کرده است.