1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

๑§ ❋๑کـــــافــه ســیــگــار๑❋ §๑

شروع موضوع توسط @min agh@ ‏Aug 11, 2013 در انجمن درد دل

  1. این روزها قطارِ رستگاری،به جای عطر شیدایی،دود متعفّنِ سیگار های
    نفرتم را در هوای نبودنت پخش می کند
    وجودم لبــریز از دودِ سیگارهایی شده که حالا به جایِ تو با من هم
    خوابی می کنند..روی همان تخت قدیمیِ پر خاطره..
    تمام وجودم را ذرّه ذرّه دود می کنم
    همراهِ خاطرات در هم آمیخته...
     
  2. مــن سـرد


    هــوا ســرد


    بــــرف ســرد


    زمســتان سـرد


    تــو بــا مــن ســرد


    دنیـای مــن ســرد


    همــه چــی ســرد !


    ولــی سیــــــــگارم گــــــرم ،


    ایــن تضــاد ، بـرای یه لحـــظه مــرا بـه آرامــــش میـبـرد...
     
  3. سیگاری شدنم را پنهان نمیکنم...

    بهترین دوستم را باید همه ببینند...

    در خانه بلوا شده بیچاره مادرم....

    چـــــه کــــــار بــــه حـــــرف مــــــردم دارم

    زندگـــــی من هــــــمین اســـــت

    شـــــب کــــه مـــــی شود

    سیــــــگاری روشن مـــــــی کنم

    عــــــاشقانه ای مــــــی نویسم

    خیـــــــره مـــــــی شوم بــه عــــــکست

    و بـــا خــــــودم فــــــکر مــــــی کنم

    مگــــــــر مـــــــی شود تــــو را دوســـــت نـــــــداشت ...
     
  4. از تو کام میگیرم یا از سیگار نمیدانم !!!
    تنها تسکین جانم میشوی وقتی لب هایم با لب هایت آشنا میشود .... میدانم روزگار کامت را تلخ کرده لبانت مزه ی سیگار میداد و من این
    تخیل را دوست دارم

     
  5. تازگيا يه رفيق خوب پيدا کردم
    يه رفيق که به پام ميسوزه و ميسازتم
    نفسش حقّه
    حُقه باز نيس
    دم ميده اما دمدمي مزاج نيس...
    دمش گرم
    .
    .
    .
    .
    سیگارمه
     
  6. من با سیگار میخوابم شب جمعه فرقی نداره واسم با غروب جمعه ..... شنبه هم واس روز اول هفته نی ! چه دوشنبه باشه چه سه شنبه فرقی نداره برای منی که خیلی وقته تقویم از یادم رفته ! تنها چیزی که مهمه این پاکت تموم میشه پاکت بعدی هست یا نه !
    قبل این که قضاوتم کنی آتیش تو جیبات هس؟
     
  7. قلم به نوشتن نمیرود ، خط های کج حرف های بی معنی و سردر گم در سطر های زندگی ..... و تنها عکس العمل نگاه خیرهی من به کنج اتاق
    اندکی تامل .... اندیشه ای کوتاه ... خاطرهای مبهم
    ضربه بر تن ظریف سیگار .... مدفون زیر خاکستر یا آواره یادت، نمیدانم!
    نمی دانم سم نیکوتین است یا تلخی نبودنت که اینگونه سیگارم را تلخ کرده .....
    به تلخی عادت کردم شاید برای این است تلخی کامش برایم شیرین میزند ...
     
  8. بغض ها تمامی ندارد!
    هنرمند،دست کم یکبار نقاب از چهره بردار تا بدانم که هستی،چه هستی!
    میدانی...اینبار میخاهم به جای تو "سیگار" را همنشینم کنم!!
    فکر نکنم به اندازه تو سرد باشد.درست میگویم؟!
    برایم میسوزد!نه مثل تو که سردی ات مرا هم یخ زده کرد
    بی انصاف...کاش تو یکبار،فقط یکبار برایم سیگار میشدی...آنوقت بوسه هایمان عمیقتر میشد...تو را پک میزدم!منو تو "ما" میشدیم...تو سیگار میشدی و من...
    !افسوس...همین...باز هم ناتمام ماند بغضهایم
     
  9. من به پای عشق تو سوختم و تنها سیگار بود که
    برای پر کردن جایت به پای من می سوخت …
    این را بدان تو نیز روزی خواهی سوخت …
    درست مثل من و سیگارم !!!​
     
  10. این خاکستر که می بینی خاکستر سیگار نیست ،
    خاطرات منند که هر شب با خودم

    دود می شوند …