1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

۱۰ راهکار برای یادگیری و تقویت فنون سخنوری!

شروع موضوع توسط مهربون ‏Mar 5, 2013 در انجمن اجتماعی

  1. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    فکر می کنی سخنور خوبی هستی؟ مشخصات یک سخنران خوب چیست؟
    استعداد و توانایی سخنوری در هر موقعیتی از جمله کار وتجارت روابط عمومی و حتی روابط عاشقانه می تواند به کار بیاید. در سفرهای مختلفی که داشته ام با افراد زیادی آشنا شده و در گروه های بسیاری حضور پیدا کرده‌ام. در این ملاقات ها به این نتیجه رسیدم که کیفیت تعامل بین افراد به دو عامل عمده بستگی دارد ۱- تناسب بین ارزش های دو طرف ۲- میزان سخنوری شخص مقابل.
    وقتی با افراد خوش صحبت مواجه می شدم ساعت ها راجع به مسائل مختلف حرف می زدیم. از معاشرت با اینگونه افراد بسیار لذت می برم چون خودآگاه، حساس و اجتماعی هستند. در حین گفتگو انرژی مثبت زیادی ساطع می شود. از طرفی با افرادی نیز صحبت کرده ام که مانند اتومبیلی خراب در حال حرف زدن دائماً ریپ می زنند. مکث های طولانی! صدای مونوتن! و در نهایت با اولین بهانه ی ممکن فرار را بر قرار ترجیح داده ام! شخصی را به یاد می آورم که با اینکه آدم باهوشی بود اما هیچ حس دوطرفه ای بینمان ایجاد نشد. او دائماً سؤالات شخصی می پرسید و سعی می کرد در زندگی شخصی ام سرک بکشد. و متأسفانه این در حالی بود که از جواب دادن به پرسش های من طفره می رفت. مورد دیگر شخصی بود با روحیه ای مهاجم! تمام نظرات من را تبدیل به بحث و مجادله می کرد و در این بین عقاید من را بی اهمیت و بی ارزش جلوه می داد و سپس سعی می کرد با بافتن آسمان و ریسمان من را توجیه کند که چرا و چطور حرف های من غلط و حرف های او درست است! که البته در هر دو مورد ملاقات اول بدل به آخر شد.
    با توجه به این که داشتن قدرت سخنوری در جهان امروز یک الزام محسوب می شود باید بدانیم که با حیله و نیرنگ نمی توان کسی را به ادامه ی مکالمه وادار کرد. در ادامه به ۱۰ قانون مهم و ضروری در مکالمه اشاره می کنیم.
    ۱- به شخص مقابل علاقه داشته باش!
    او کیست؟ در مغزش چه می گذرد؟ از چه چیزهایی خوشش می آید؟ انگیزه ی حرکت در او چیست؟ این پرسش هایی است که در اولین مواجهه با شخص باید دریابی. گاهی با افرادی روبرو می شوم که به طور طبیعی و به آرامی در ابتدای صحبت همه چیز را درباره ی خودشان بیان می کنند. رخداد چنین روند طبیعی ای می تواند به یک روند موفق در مکالمه منجر شود. حتی اگر موارد ۲ تا ۱۰ را کاملاً اجرا کنیم باز هم با یک مکالمه ی بی روح روبرو می شویم زیرا نیروی محرکه ی قوی در پس این بده بستان رنگ باخته است. پس به خاطر داشته باش برای تبدیل شدن به یک سخنران خوب باید به طرف صحبتت علاقه مند باشی و از صمیم قلب بخواهی با او باشی و از مصاحبتش لذت ببری. اگر از او خوشت نمی آید چرا وقتت را صرفش می کنی! بدان زندگی کوتاهتر از آن است که صرف کارهای کنی که دوست نداری!
    ۲- بر مثبت ها تمرکز کن.
    به دنبال موضوعات مثبت باش. نه غصه های گذشته بلکه اهداف آینده! به جای اینکه درباره ی چایی که صبح روی لباست ریخته حرف بزنی درباره ی فیلمی که بعدازظهر می خواهی ببینی حرف بزن. البته گهگاهی صحبت درباره ی امور منفی نیز خالی از فایده نیست. زمانی که شخص مقابل هم از آن بهره ای ببرد و در واقع برای نیل به مقصودی باشد(به عنوان مثال در جهت شناخت بهتر او یا برای همراهی با او). سعی کن در حین صحبت گرایش ذهنی ات همواره رو به جلو باشد. کمتر گله کن! بیشتر در پی راه حل ها باش! کمتر قضاوت کن و بیشتر همراه و همدل باش. این کارها باعث می شود در نگاه مردم شخصی دلخواه و دوست داشتنی باشی.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    ۳-صحبت کن نه بحث و نه مجادله!
    در شروع این مقاله در مورد مکالمه ام با شخصی صحبت کردم که روحیه ای بسیار مهاجم داشت. به جای آن که از این گفت و شنود لذت ببرد فقط سعی می کرد در برابر هر یک از جملات من موضع بگیرد و طولی نکشید که به مکالمه ای پوچ تبدیل شد. مکالمه باید سکویی برای پرواز باشد و نه میدانی برای جنگ! همیشه برای صحبت و بحث و تبادل نظر آماده باش اما به عنوان فعالیتی هدفدار و دوستانه! نیازی نیست در هر مباحثه و صحبتی به نتیجه یا نقطه ی توافقی برسیم.
    ۴- حرمت ها را حفظ کنید! عقایدتان را تحمیل نکنید! انتقاد نکنید! قضاوت نکنید!
    به نقطه نظرات دیگران احترام بگذار. اظهار نظر خوب است اما حق نداری نظراتت را تحمیل کنی. به حریم افراد تجاوز نکن مگر اینکه مشترکاتی در آن داشته باشید. برای انتخاب های دیگران ارزش قائل باش! نه قضاوت کن و نه انتقاد! در غیر این صورت خودت و عقایدت را به دیگران تحمیل کرده ای! به خاطر داشته باش هرکسی حق دارد خودش باشد! همان طور که خود تو این حق را برای خودت قائل هستی!
    ۵- بگذار طرف مقابلت بدرخشد و لذت ببرد!
    همیشه به دنبال صحبت درباره ی مسائلی باش که او هم در آنها حرفی برای گفتن داشته باشد. برای حرف هایش اعتبار قائل باش! از استعدادهایش در هر زمینه ای تعریف و تمجید کن. از اعتراض و مخالفت تا حد امکان پرهیز کن. اجازه بده بدرخشد و در پرتو این درخشش شاد باشد. برخی از افراد به آن چه که دارند آگاه نیستند. توانایی های منحصر به فردشان را نمی شناسند. راهنمای آن ها باش تا خودشان را بهتر بشناسند و به خود و اطرافیان عشق بورزند.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    ۶- در حالی که مشترکات را کشف می کنی و می پرورانی سعی کن با تفاوتها کنار بیایی!
    هر کسی با دیگری تفاوت هایی دارد و در عین حال اشتراکات زیادی نیز بین آن ها یافت می شود. تفاوت ها را از صمیم قلب بپذیر زیرا همان ها هستند که تو را به یک موجود یگانه و منحصر به فرد تبدیل می کنند و نیز بپذیر که باید با دیگران اختلاف عقیده و نظر داشته باشی اما وقتی با کسی هم صحبت می شوی به دنبال اشتراکات باش. به محض آن که وجه اشتراکی پیدا کردی از آن به سادگی نگذر سعی کن آن را بشکافی و از دلش دنیایی از تفاهم و همراهی بیرون بکشی. او را بهتر و بیشتر بشناسی و از هر نقطه ی اشتراکی سکویی برای رسیدن به اشتراک بعدی بسازی!
    ۷- با خودت روراست باش!
    همه ی دارایی تو در هویتت خلاصه می شود! او را در آغوش بگیر و بگذار بدرخشد. پنهانش نکن. تقلید و تکرار کورکورانه حرف های دیگران در یک گفتگو بسیار خسته کننده است. در واقع چیز جدیدی برای بحث و گفتگو باقی نمانده. همه چیز قبلاً – چه بسا بهتر- گفته شده است. آماده باش تا بتوانی درباره ی نظرات و عقاید واقعی‌ات اظهار نظر کنی(البته نه با روحیه و لحنی تهاجمی). به بیان باورهایت افتخار کن و بگذار مردم خود خودت را بشناسند. نقاب را بردار.
    ۸- ۵۰-۵۰ مساوی!
    همیشه معتقدم یک مکالمه ی خوب زمانی شکل می گیرد که هر دو طرف به یک میزان در آن مشارکت داشته باشند. گاهی بسته به شرایط این نسبت به ۶۰- ۴۰ یا ۴۰-۶۰ تغییر می کند. اما بهترین حالت همان نسبت مساوی است و این یعنی باید بعد از اینکه کمی حرفی زدی با طرح یک سؤال نوبت را به دیگری واگذار کنی. همچنین این اصل نشان می دهد هر دو طرف باید به یک میزان درباره ی خودشان صحبت کنند. اگر شخص مقابل درباره ی تو و زندگیت کنجکاوی نمی کند به این معنی نیست که نباید بگویی. گاهی بعضی از مردم نمی پرسند چون شخصیت و طبیعتشان به این صورت است.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    ۹- در یک کلام: سؤالات به درد بخور بپرس!
    پاسخ مناسب از پرسش صحیح و به جا به دست می آید! سؤال هایی که مطرح می کنی به مکالمه جهت می دهد. سؤالاتی مانند: – چه چیزی در زندگی به تو انگیزه ی حرکت و تلاش می دهد! – چه اهدافی را دنبال می کنی!؟ – چه چیز موجب شد دگرش یابی و در خودت دگرگونی ایجاد کنی؟! و نه سؤالاتی مثل: دیروز چه کار کردی؟! بعداً می خواهی چه کار کنی؟! البته بعضی افراد برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به صورت ناگهانی آمادگی ندارند و این کاملاً عادی است. در اینگونه موارد باید با سؤالات ساده و سطحی تر شروع کنی و کم کم هنگامی که شخص آمادگی پیدا کرد و به اصطلاح یخ‌اش آب شد به سؤالات اصلی و عمیق برسی. سؤالاتی که از خلال آن ها می توان به درونیات شخص پی برد!
    ۱۰- بده و بستان!
    گاهی افراد در مکالماتشان چرند و پرند سر هم می کنند. به عنوان مثال انتقاد می کنند، بیان جملات نه چندان خوشایند! تعریف کردن جوک های بی معنی! شخصیتشان را از روی این صحبت ها قضاوت نکن. این ها را لغزش های فرویدی [

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ] بدان و بگذر!یا حداقل دودل باش! (مگراینکه خلافش ثابت شود). هر کدام از ما گاهی حرف هایی زده ایم که تا به امروز در حیرتیم چرا!!!!!!! امروز به خودمان می خندیم و سعی می کنیم تکرار نشود!

    ترجمه اختصاصی دگرش
    منبع:

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  2. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    اگر متون مربوط به مدیریت را خوانده باشید حتماً می دانید که مهارت نه! گفتن از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از افراد پر مشغله و مؤثر عادت کرده اند که کارهای زیادی را یک تنه انجام دهند زیرا آن ها نمی خواهند به هیچ درخواستی نه! بگویند. حتی گاهی از اخراج کارمندجدیدی که می دانند مخل فعالیت شرکت و کار دیگران خواهد بود طفره می روند. دوستان، همکاران و کارمندان تنها کسانی نیستند که باید یاد بگیرید چگونه به آن ها نه! بگویید.
    یک نفر دیگر هم هست که مدام همه چیز را به هم می ریزد! بله خود تان.
    بگویید نه! تا پولدار شوید!
    امروزه برنامه های تبلیغاتی فراوانی ما را محاصره کرده اند. تلویزیون، روزنامه، مترو و از همه مهمتر اینترنت! و نیز ابزار جدید شامل لوح های فشرده و لباس هایی که در مغازه ها یا اینترنت در دسترس هستند. اگر شم اقتصادی قوی ای نداری باید بیشتر حواست را جمع کنی تا اسیر وسوسه ی خرید کردن نشوی. چون ناگهان از خرید های کوچک به خریدهای چند صد هزار تومانی خواهی رسید که اغلب نیز غیر ضروری هستند. اصلاً منظورم این نیست که خودت را در تنگنا قرار دهی اما نباید عادت کنی هر چه در مسیرت قرار می گیرد را به سرعت بخری. بودجه ای برای خرج های ماهیانه ات تعیین کن تا بفهمی چه می کنی.
    اگر فروشگاه اینترنتی یا واقعی ای وجود دارد که همیشه تو را به هوس خریدهای غیر ضروری می اندازد لطفاً سعی کن در ماه آینده به هیچ عنوان به سراغش نروی.
    بگو نه! و برنامه هایت را به هم نریز!
    اگر از آن دسته افرادی هستی که از ایده ها و برنامه های جدید ذوق می کنی و به زور آن ها را در برنامه ات می گنجانی با گفتن نه به آن ها می توانی در آن چه در حال انجامش هستی به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنی و با سرعت بالاتری کارهایت را به انجام برسانی و به سراغ فعالیت های دیگری که بر سر راهت قرار می گیرند بروی. لیستی از کارهایی که می خواهی در آینده انجام دهی و الان فرصتش را نداری تهیه کن. حتی کارهایی که در حال انجامش هستی ولی فکر می کنی چند ماه به طول خواهد انجامید را یادداشت کن.
    بگو نه! تا مجبور نشوی اصول و ارزش هایت را زیر پا بگذاری!
    جای دیگری که باید نه گفتن در آن را یاد بگیری وقتی است که فعالیتی با اصول مورد قبولت در تضاد قرار می گیرد. این مسئله می تواند مربوط به امور کوچک و گذرا شود مثلاً ممکن است بخواهی تلویزیون را خاموش کنی تا بتوانی وقت بیشتری را با خانواده ات بگذرانی و این درحالیستکه بسیار خسته هستی و ترجیح می دهی تلویزیون ببینی و استراحت کنی. این یعنی ایجاد محدودیتی بزرگ برای خودت فقط به خاطر اینکه ازدواج کرده ای و مسئول خانواده ای هستی که تشکیل داده ای.
    همه ی ما دوست داریم مسیر کوتاه تر و آسانتر را برگزینیم و اما این راه همیشه مسیر توأم با شادی و سعادت نیست(آن چه اکنون مملو از راحتی و آرامش به نظر می رسد ممکن است آبستن انواع و اقسام پریشانی ها و مسائل در آینده ای نزدیک شود). با نه! گفتن به خودت می توانی با ارده ای قویتر و با احترام به ارزش ها و اصولت به آنچه می خواهی باشی برسی. از همین الان شروع کن! به آن چه باید و آن چه نباید انجام دهی فکر کن.
    ترجمه اختصاصی دگرش
    منبع:

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
  3. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    ۶ پیشنهاد مهم و بی زمان!
    “هرگز گردنت را خم نکن. همیشه آن را بالا بگیر و مستقیم در چشمان دنیا نگاه کن.”
    هلن کلر
    “هرآنچه را با اطمینان و محکم انتظار داشته باشی تبدیل به پیش گویی ای می شود که ضمانت اجرایش خودت هستی.”
    برایان تریسی
    یکی از آرزوهای بشر احساس اطمینان در شرایط مختلف زندگی است. اما چگونه؟
    دوستانی که خودشان اعتماد به نفس دارند می گویند: ساده است فقط کافی است به خودت مطمئن باشی. هرچند برای کسی که متزلزل و نامطمئن است این توصیه چندان عملی نیست.
    در ادامه پیشنهاداتی ارائه شده است که در گذر زمان امتحانشان را پس داده اند و بی زمان هستند. بدینوسیله قدرت درونی خود را تقویت کنید و در یک دوره ی چند هفته ای اعتماد به نفس پیدا کنید و از خودتان مطمئن شوید.
    ۱- دست به کار شو! شروع کن!
    هنگامی که تصمیم به انجام کاری گرفتی آن را به هر قیمتی حتی خستگی ها و نفرتی که از آن داری انجام بده. اعتماد به نفسی که از انجام یک کار خسته کننده به دست می آید واقعاً قابل ملاحظه است. توماس بنت

    هیچ چیز مانند انجام کارها عزت نفس و اطمینان به خود نمی آورد.
    توماس کارلایل
    نداشتن تمرکز و تنبلی بذر ترس و دودلی می پاشد. در صورتیکه عمل و تحرک موجب تقویت جسارت و شهامت انسان است. اگر می خواهید بر ترستان غلبه کنید بنشینید فکر کنید، حرکت کنید ومشغول شوید.
    دیل کارنگی
    مهم ترین گام در ایجاد اعتماد به نفس تحرک است، تلاش برای چیزی و به ثمر رساندن آن. نشستن در خانه و فکر کردن فقط اوضاع را خراب تر می کند. اقدام به انجام کار هم همیشه آسان نیست. در ادامه سه پیشنهاد برای ایجاد

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    و تسهیل شروع کار ارائه می شود.


    [​IMG]

    - حضور ذهن
    حضور ذهن باعث می شود از فکر و خیال بیرون بیاییم و در موقعیتی قرار بگیریم که کمترین مقاومت احساسی را در برابر کاری که قرار است انجام شود نشان دهیم. همچنین شرایطی ایجاد می شود که فعالیت های مناسب و کارآمد بدون تلاش و کار زیاد و خسته کننده در آرامش کامل و به طور منسجم جریان پیدا کند و پیش برود. یکی از ساده ترین روش های ممکن برای قرار گرفتن در حال حاضر و تقویت حضور ذهن تمرکز بر تنفس به مدت ۱تا ۲ دقیقه می باشد.
    - ساده گیری امور
    یکی از دلایل منصرف شدن شما از انجام کارها آن است که آن ها را بیش از حد جدی می گیرید و این باعث می شود خیلی بزرگ، سخت و وحشتناک به نظر برسند. اگر کمی آرام باشید و فکر کنید می فهمید که اغلب این مسائل و احساسات منفی زاییده ی ذهن خودتان هستند. اگر ذهنتان را سبک تر کنید کارها سبک تر به نظر می رسند و شروع به کار آسان تر می شود.
    - با تمام وجودت بخواه
    در انجام هیچ کاری اجبار نیست. کم کم انجام امور طبیعی و معمولی می شود و بی هیچ معطلی به انجام می رسند.
    ۲- با ترس روبرو شوید
    یکی از راه های تقویت اعتماد به نفس انجام کاری است که از آن می ترسید.
    ویلیام ج. برایان
    هنگامی که ایستادید و در صورت ترس خیره شدید قدرت، شجاعت و جسارت کسب می کنید. با خود می گویید من با این ترس زندگی می کردم؟ و قدم بعدی آن است که کارهایی که فکر می کردید نمی توانید انجام دهید آسان می شوند.
    النور روزولت
    برای این کار می توان از شیوه ی بیان جملات در برابر آینه استفاده کرد که البته تأثیرات مثبتی دارد و باعث می شود علاوه بر آماده سازی شما برای شروع، موجب افزایش اعتماد به نفستان هم بشود. جسور باش! اگر به نقل قول ها توجه نکنید و با ترس ها روبرو نشوید هرگز به سطوح اعتماد به نفس بالاتر نمی رسید. تجربیات مربوط به رویارویی با ترس جداً موجب تقویت اطمینان می شود.
    در ادامه چند راه حل برای مقابله و مواجهه با ترس ها ارائه شده
    - کنجکاوی
    وقتی از چیزی می ترسیم دست و پایمان بسته می شود و بین ذهن خود و جهان پیرامون افتراق قائل می شویم و در برابر خود، اشیاء و افراد دیگر موانعی در نظر می گیرید.اگر در مورد همه چیز کنجکاو باشیم جهان باز می شود. کنجکاوی همراه با پیش بینی و علاقه مندی است. وقتی باز و پر انگیزه باشید موضوعات جالب بسیاری به جای تمرکز بر ترس هایتان برای فکرکردن دارید. چگونه مشتاق تر و کنجکاوتر شویم؟ با یادآوری اینکه چگونه کنجکاوی ها در گذشته موجب زیباتر شدن زندگی و همچنین با یادآوری همه ی لحظات خوشی که با این کنجکاوی ها داشته اید می توانید حس کنجکاوی را در خودتان تقویت کنید.
    - گاهی ترس ها بر پایه ی تفاسیر ناکارآمد از امور بنیان گذاشته شده اند
    انسان ها همیشه به دنبال الگو هستند. گاه بر اساس یک یا دو تجربه یا روابط احمقانه و قضاوت غلط درباره ی شرایط حاکم دست به انتخاب الگویی می زنند که به هیچ وجه کارآمد و مثمر ثمر نمی باشد.
    گاهی نیز افکارتان این الگوها را تحمیل می کنند. یک تمرین مفید آن است که خیالاتتان را زیاد جدی نگیرید. بیشتر اوقات حافظه و افکارتان دقیق و درست نیستند.
    ۳- ترتیب رخ دادن امور
    یکی از دیالوگ های مورد علاقه ی من مربوط به فیلم سه پادشاه محصول سال ۱۹۹۹است. در این صحنه پس از پایان جنگ اول خلیج فارس جرج کلونی به افراد گروه کوچکش دستور می دهد که یکی از سربازانش را نجات دهند و طلاهای صدام را بدزدند. سرباز جوان اسپایک جونز مردد است.
    جرج کلونی: ترسیدی، درسته؟
    جونز: فکر کنم.
    جرج کلونی: همیشه این طوریه! کاری را انجام می دهیم که از آن می ترسیم و بعد از آنکه انجامش دادیم شهامتش را پیدا می کنیم.
    جونز: احمقانه است، باید برعکس باشد.
    جرج کلونی: می دونم، این جوری درسته!
    فیلمی عالی و دیالوگی زیبا. هرچند اغلب اوقات مردم دوست ندارند از این حرف ها بشنوند. وقتی کاری را انجام می دهید به اندازه ی کافی جسارت و اعتماد به نفس ندارید تا بتوانید شرایط متغیر را هم مدیریت کنید. ولی کم کم حساسیتتان را از دست می دهید و در موقعیت هایی مثل سخنرانی عمومی و یا نمایش وبلاگتان به مخاطبین که اغلب موجب ترس و تردید می شد طبیعی رفتار خواهید کرد و دیگر اعتماد به نفستان را از دست نخواهید داد. همه چیز نرمال می شود مثل بستن بند کفش، بیرون رفتن با دوستان و یا دوش گرفتن. ابتدا ممکن است ترسناک به نظر برسند اما بعد از ۱۰ -۱۲ بار با خودتان می گویید همین بود؟
    شاید حتی مأیوس و عصبانی شوید و تعجب کنید که چرا از انجام آن ها سرباز می زده اید!
    ۴- آمادگی
    یکی از مهمترین کلیدهای موفقیت اعتماد به نفس و مهمترین کلید اعتماد به نفس حفظ آمادگی است.
    آرتور اش
    [​IMG]


    وقتی در مورد کاری که می خواهید انجام دهید اطلاعات ندارید همه چیز مه آلود و تیره می شود و شروع می‌کنید تا سناریوهای وحشتناک از آن چه اتفاق خواهد افتاد در ذهنتان بسازید. ایجاد آمادگی و کسب اطلاعات در آن جا کمک خواهد کرد. به عنوان مثال با حفظ کردن و نوشتن سخنرانیتان می توانید آن را از بر کنید و با استفاده از تکنیک های تصویرسازی به خودتان کمک کنید به محض قدم گذاشتن روی سن احساس آرامش و اعتماد به نفس کنید. مطمئناً انجام این کارها بهتر از هیچ کاری نکردن است. اگر خودتان را از قبل آماده کرده باشید تفاوت زیادی در میزان اعتماد به نفست ایجاد کرده اید و همچنین کیفیت ارائه ی سخنرانیتان را تا حد زیادی ارتقاء داده اید. پس در خودتان ایجاد آمادگی کنید تا احساس جسارت و راحتی بیشتری داشته باشید. البته اشتباه نکنید! آنقدر به ایجاد آمادگی نپردازید که قدرت و وقت تحرک و فعالیت را از خودت بگیرید!
    ۵- شکست و اشتباه کسی را نمی کشد!
    اعتماد به نفس به آن معنی نیست که همیشه در تصمیمات درست و موجه باشی بلکه یعنی نترسیدن از اشتباه!
    پیتر ت. مک اینتایر

    پس از آنکه اولین ریسکم با شکست مواجه شد، دیگر نترسیدم و البته آسمان به زمین نیامده بود!
    آلن نویهارت
    با ترس روبرو شوید! فقط در این صورت موجودیتی را که میلیاردها انسان قبل از تو شناخته اند کشف خواهید کرد. نه شکست و نه اشتباه تو را نخواهند کشت! آسمان به زمین نخواهد آمد. این طرز فکر کسانی است که هنوز با ترسشان کنار نیامده اند. شکست باید از چیزی که موجب لرزیدن پایتان می شود به عنصری مهم و مفید برای رشد اعتماد به نفس و نمو انسانیت

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    یابد.

    در ادامه به ۳ راه کمکی در شکست اشاره شده است:
    آموزش: تجربه ای کسب می کنید که هیچ جای دیگر نمی توانید به دست آورید. ایده آل آن است که از شکست ها و اشتباهات دیگران درس بگیرید ولی گاهی باید خودتان شکست را تجربه کنید و از آن درس بگیرید. درسی که هیچ وقت از پندهای دیگران نمی توان گرفت.
    قدرت: هربار که شکست می خورید می فهمید که آخر دنیا نشده و از حساسیتتان کاسته می شود. میتوانید اموری را تحمل کنید که چند سال پیش تحمل و مدیریتش برایتان سخت بود. شکست عامل هیجان آوری است زیرا در عین حال که شکست را تجربه می کنید شانس هم آورده اید. دست روی دست نگذاشته و بیکارننشسته اید که این خودش مستلزم کمی شهامت و اراده بوده است.
    افزایش احتمال پیروزی های آینده: هربار که شکست می خورید درسی یاد می گیرید و قدرت درونی خود را افزایش می دهید. پس هر شکستی احتمال پیروزی های بعدی را در شما بالاتر می برد. به خاطر داشته باشید که جهان به دورتان نمی گردد. همه دوست داریم این طور فکر کنیم ولی واقعیت این نیست. آنچه انجام می دهید برای مردم آنچنان مهم نیست. همه سرگرم زندگی خودشان و مسائل و مشکلاتی هستند که جهان به آن ها تحمیل کرده است. آن ها مدام درباره ی تو و اشتباهات و شکست هایت فکر نمی کنند. کمی مأیوس کننده و در عین حال رهایی بخش و آرام کننده است زیرا دیگر نگران این نیستی که ” اوه همه دارند مرا نگاه می کنند”.
    ۶- خودت را بشناس و بدان از زندگی چه می خواهی!
    جهان برای کسانی که عمل و سخنشان نشان می دهد می دانند به کجا می روند راه را باز می کند.
    ناپلئون هیل
    به حرف کسانی که می گویند “تو نمی توانی” گوش نکن! معنی ندارد! ذهنتان را فعال کنید شما می توانی بدون هیچ عصا یا چوبدستی روی هرچیزی حرکت کنید. به مدرسه بروید و در همه ی بازی ها شرکت کنید. به هر جا که می خواهید بروید! ولی هرگز و هرگز اجازه ندهید متقاعدتان کنند که کارها سخت و غیرممکنند.
    داگلاس بدر
    برای افزایش اعتماد به نفس باید شناختتان را از خودتان بالا ببرید. جستجو کنید و با ترس هایتان مواجه شوید! بارها شکست بخورید و بدانید چیز مهمی نیست. در این تجربیات رشد کنید و به آرامش درونی برسید. سعی کنید بفهمید چه چیز بیش از همه شادتان می کند. وقتی بدانید که هستید و از دنیا چه می خواهید نه آن چه دیگران دیکته می کنند اعتماد به نفس بیشتری در خودتان و آن چه انجام می دهید پیدا می کنید. در این صورت آن چه دیگران می گویند و فکر می کنند تأثیر کمتری روی شما خواهد داشت زیرا اکنون دیگر خودتان را بهتر از آن ها می شناسید و از آن جا که کوله باری از تجربه بر دوش دارید به نگرش و توانایی خودتان بیش از هر چیزی در دنیای بیرون اعتماد می کنید و به این شکل ثابت قدم و خود محور می شوید. البته این پروسه همیشگی است و هیچ گاه نباید پایان پذیرد پس از همین الان شروع کنید.

    ترجمه اختصاصی دگرش
    منبع:

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    setareh از این پست تشکر کرده است.