1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

۞ تلخ و شیرین: خاطرات برو بچ هفتادیا ۞

شروع موضوع توسط rasoolr ‏Feb 24, 2013 در انجمن درد دل

  1. rasoolr

    rasoolr

    523
    1,612
    1,516
    خب تو این تایپیک قرار از خاطرت شیرین و خنده دار و خاطرات تلخی که برامون اتفاق افتاده بگیم و دور هم باشیم:22:
    خب دیگه هرکی سوتی چیزی داده رو کنه دور همی بخندیم:biggrin:
     
    s.m.h.a، Nayereh، m . a و 12 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مرسی رسول بابت تاپیک باحال و خوبتthumbsup
    ____________________________________
    ساعت شیمی رفتیم آزمایشگاه تا اونجا دبیرمون درس بده بهمون...دبیرمون مرد هست خیلی هم باهاش حال میکنیم استاد دانشگاه هم هست...
    خلاصه چند تا محلول با هم قاطی کرد و واکنش هارو گفت تا رسیدیم به واکنش پتاسیم و گلیسرین
    گفت بچه ها میخوام اینو یادتون بدم برا چهارشنبه سوری استفاده کنین:16:
    خلاصه 32 نفر با دبیر از آزمایشگاه اومدیم بیرون تو حیاط پتاسیم و ریخت لای کاغذ گلیسیرین رو ریخت روش مچاله کرد 5مین مث هیچ چی ندیده ها نگاه کردیم دیدیم چیزی نشد
    یه کاغذ دیگه برداشت بازم چیزی نشد...
    اون دوتا انداخت تو سطل آشغال و یه بار دیگه هم تکرار کرد ...گفت بریم مث اینکه فاسدن...خلاصه راه افتادیم رفتیم سراغ بقیه واکنش ها...
    بعد 10دقیقه دیدم بیرون سر و صداست ... از پنجره نگاه کردیم دیدیم بیرون پر دود:35:
    حالا مدیر و معاونا هل شده بودن و کلاسای پایین اومدن تو حیاط سطل آشغال سوخته بود:biggrin:داشت آتیش میگرفت...
    ما 7تا هم که فرصت طلب!!!!!:tongue:
    یه لگد زدیم به سطل آشعال افتاد از رو آتیش میپریدیم که اومدن با آب خاموشش کردن نذاشتن حال کنیم:16:
     
    barfi، nagi، μ~¤@ฯmit@¤~μ و 17 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    یبارم معلم نداشتیم بیکار بودیم کلاس بغلیمونو خالی کرده بودن صندلی و تخته و ...بدرد نخور ریخته بودن توش:biggrin:
    نمیدونم کلیپ آهنگ فرشته نجات کامران هومن رو دیدین یا نه؟!(یه صحنه یکی رو ویلچر نشسته بود و داشتن هلش میدادن میخوندن)
    رفتیم تو اون کلاس دیدم یه صندلی ازین راحتیای چرخ دار توشه که یه طرفش شکسته
    به دوستم گفتم بیا من میشینم تو هولم بده بخون(عشق خوانندگی و کامران هومن داره طفلک:16: )
    این صندلیه هم یخورده ریپ میزد
    خلاصه نشستم روش و رفتیم تو راهرو همه جا هم ساکت بقیه کلاس داشتن ...تو کلاس سوم انسانی یه معلم ریاضی بود که خیلیم بد اخلاق بود
    دوستم صندلی رو تند هول داد و داشت میخوند یهو این صندلی کج شد رفتیم سمت اون کلاس درش هم باز بود:18:
    هیچی دیگه داشتیم میرفتیم تو کلاس یهو معلم رو دیدم قلبم ایسته کرد:35:
    پامو گرفتم به دیوار نرفتیم تو کلاس این دوست نامردمم سریع جیم شد:biggrin:
    منم که دیدم تنهام پشت صندلیو گرفتم دِ برو فلنگو بستم با صندلی رفتم تو کلاس خودمون:16:
    بعدشم که اومد کلاس خودمون بهم یه 1 خوشگل داد:biggrin:
     
    barfi، μ~¤@ฯmit@¤~μ، sky girl و 16 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    خخخخخخ حالا چرا یک داد!؟یه صفر میداد دیگه خلاص...:biggrin:
     
    barfi، μ~¤@ฯmit@¤~μ، s.m.h.a و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دلیل داره دیگه
    1 داد که با بقیه نمراتم جمع کنه مستمر بده:35:
    معلمای باهوشه داریم ما؟!:16:
     
    barfi، s.m.h.a، omid 70 و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. rasoolr

    rasoolr

    523
    1,612
    1,516
    پارسال ما علاقه زيادي به فرار از مدرسه داشتيم! روزاي شنبه زنگ اول ورزش داشتيم زنگ دوم و سوم آف داشتيم و زنگ آخر آمادگي دفاعي (برنامه ريزي رو حال ميكنين) ميومديم ورزش ميكرديم و بعدش همگي فرار!!! معلم آمادگي دفاعي كه فقط ماهي يه بار ميرفتيم سركلاسش و هرقت ميرفتيم ميگفت چهره شما رو يادم نمياد!!![​IMG] همیشه میگفت بلند شین خودتون رو معرفی کنین:35:
    كلا تو هفته 3-4 بار فرار ميكرديم هروقت معلمي 5 دقيقه دير ميكرد ما ديگه تو مدرسه نبوديم!![​IMG]

    اما خنده دارتر اينا فرداش كه ميخواستيم بيايم مدرسه [​IMG]
    يه معاون داشتيم به دو حالت تنبيه ميكرد يا يه كيسه مي آورد و ميگفت كفشهاتون رو در بيارين بريزين تو كيسه بعدش همه كفشهارو ميبرد دفتر ميگفت حالا بدون كفش تو مدرسه بگردين (پاها رو آسفالت بي حس ميشد) يا اينكه ميگفت كفشهارو در بيارين و بعدش ميگفت حالا همينجوري بريم يه چرخي اطراف مدرسه بزنيم!!
    البته گاهي هم كلاغ پر و سينه خيز داشتيم[​IMG]
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ، sky girl، sahar h و 13 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    حالا متنبه میشدیم آیا؟؟؟؟؟:35:
    حالا فعلا یادم نمیاد...برا همین دوتا از وبلاگم میذارم تا بعد بقیه رو بذارم:wink:
    ___________________________________________________________________
    نزدیک عید بودو تو مدرسه مسابقه بهترین هفت سین رو داشتیم

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ماکه تو این خطا نیستیم ازین لوس بازیا در بیاریم​
    چند تا از بچه های با ذوووووووق مردسه(به قول مدیر)هرکدوم جداگونه هفت سین چیدن

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    به به چه هفت سین اشتها اوری بوووووووووووووووووود

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ماها هم که گروه شکموهاااااااااااااا

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    خلاصه​
    یه روز دیگه که بازم معلم نداشتیییییییییییییییییم​
    هههه الام میگین چرا ما همیشه معلم نداریم نه؟

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    خوووو از بس باهوشیم معلما خیالشون جمعه یه روز نیومدن هم موردی نداره ​
    زنگ کلاس بودو ما هم بیکار​
    رفتیم تو راهرو دیدیم کسی نیس​
    چشمتون روز بد نبینه این چشمه که به سفره افتاد این دله لب شد

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    گفتیم چه بکنیم چه نکنیم یه چشممون به در اتاق مدیر و یکی هم به اتاق معاون​
    چه سیب قرمزای خوشگلی بود​
    اما حیف سر هر سفره فقط یکی بود

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    البته حیف برا ما نه هاااااااااااا​
    برای صاحب سفره.اخه سیبارو خوردیم و هفت سینا بی سیب شده بود.خو تقصیر خودشونه که سیب کم گذاشته بودن

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    تا قبل اینکه بیان برا انتخاب بهترین هفت سین کسی متوجه نشده بود که سیبا کجان​
    البته بعدشم فقط متوجه شدن که سیبا نیس و نفهمیدن که کجاس(یعنی تو شیمک ما)

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ما از دور مراقب بودیم که متوجه نشن سیب ها چی شده​
    اومدن و داشتن سفره هارو نگاه میکردن که بعد کلی دقت فهمیدن سیب نیس رو سفره ها​
    معاونه با کلی خجالت گفت اینا که صب سیب داشتن حتما برداشتنشون

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    رفتن سراغ بچه ها گفتن سیباتون کو اونا از خدا بی خبر ها هم گفتن ما برنداشتیم​
    خلاصه اینکه گفتن اینا که هفتا سین نداره​
    فقط یکیشون یه سیب همراهش داشت که گذاش رو سفره و مسابقه رو برد​
    ما هم که از دور ریسه میرفتیم

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    (خدایا منو ببخش)

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    البته سر جشنواره غذا هم تا بیان برا بازدید نصفه غذای دوستامونو خورده بودیم​
    اومدن و دیدن غذا ها نصفش نیس​
    البته بعدش به دوستامون گفتیم

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    barfi، μ~¤@ฯmit@¤~μ، sky girl و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    این مال پارساله:16:
    _______________________________________________
    امروز هم روز خوبی بود هم روز بدی بودددددددد!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    خوب برای اینکه با بچه ها تو مدرسه خوش میگذره بد هم برای اینکه از یه جایی افتادم پایین(

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ) تنم درد میکنه در حد لالیگا....و ازونجایی که هدف بنده از رفتن به مدرسه اصلــــــــــــا خوش گذرونی نیس نهضت علم و دانش و امروز هم تنها نذاشتم و رفتم!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    امروز اتفاق خاصی نیفتاده تا بگم...چون اگه بخوایم با بچه ها حماسه افرینی کنیم تا من بخوام از صحنه جرم(همون حماسه هاااا

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    )فرار کنم همه سر میرسن.پس فعلا تو فاز این کارا نیستم...
    تا خوب شم از خاطرات اول سال میگم تا الان...
    یه معلم ریاضی داریم که معلم هندسه هم هست..الان توجه نمودی؟؟

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    ایشون ارتروز گردن داره و دنبال انتقالیه و بهش نمیدن برا همین بیشتر وقتا مدرسه نیس...ریاضی و هندسه رو تو یک روز و دو زنگ پشت هم داریم...یعنی اگه نیاد به به چه شوددد

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    اینارو گفتم تا بگم یه روز از همون چه شودا که نیومد چه اتفاقی افتاد...قضیه جنایی شد

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    معلم که نیومد زنگ اولو یکم دور هم گفتیم و خندیدیم تا شد زنگ دوم دیدم نه نمیشه اینجوری حوصلم سر میره
    ازین عادتا هم که نداشتم زنگ بیکاری درس بخونم .این کارا برا بچه درس خونای خود شیرینه!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    دیدم وقتمون بیخود داره تلف میشه پاشدم رفتم سمت ابدارخونه!چون زنگ خورده بود همه بودن کلاس و راهرو خلوته خلوت!
    مستخدم هم هنوز تو بوفه بود!رفتم تو و طی(تی)و جارو و چندتا لیوان و برداشتم و یواشکی اومدم تو کلاس!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    منم که عشق خوندنننننننننن.با یکی دیگه از بچه ها که اونم عشق خوندنه خواستیم بخونیم.(البته قراره در اینده بریم اکادمی تست هم بدیم.....مسخره نکن)

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    من تی رو برداشتم تا میکروفنم شه اون یکی هم جارو رو کرد گیتارش یکی دیگه هم لیوانارو میکوبید به هم!
    خلاااااصه.شروع کردیم به خوندن اهگ شب که میشه

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    خوندیم خوندیم که یهو جوگیر شدم و تی رو بلند کردم یدور دور خودم بچرخم ته تی میخوره به دست دوستم و لیوانا میفتن رو زمینو.............

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    اقا هسته ی اتم و بشکافن صدای شکستن این لیوانارو نمیده

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    منم سریع با جارو شیشه هارو ریختم زیر بخاری جارو و تی رو از پنجره انداختم بیرون نشستم رو صندلیم و کتاب رو باز کردم(کلاسمون طبقه هم کفه،پنجره هم به پشت مدرسه وا میشه)
    یهو مدیر مثه هیولا درو وا کرد.داشتم زیر چشمی نگاش میکردم که گفت صدا ازینجا بود؟؟؟؟؟؟فک کرد شیشه پنجره شکسته یکم نگاه کرد دید سالمه.چشش هم به من بود بچه ها گفتن نه کدوم صدا؟؟؟؟؟ داشت میرفت سمت ابدارخونه که تلفن دفتر زنگ میخوره...رفت تلفنو جواب بده من سریع شیشه هارو جمع کردم جارو و تی رو برداشتم بردم ابدارخونه شیشه هارو ریختم رو زمین و بقیه رو گذاشتم سرجاش!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    بدو اومدم کلاس و از لای در بیرونو نگاه میکردم که مستخدم رفت تو ابدارخونه و صدای جمع کردنه شیشه هارو میشنیدم مدیر هم تازه صحبتش تموم شدو رفت اونجا.گفت اینارو شما شکستین؟گفت نه اومدم دیدم اینجا هست.بعد مدیر گفت پس کاره کیه شما کجا بودی که اینجوری شد و اینا که من دیگه گوش ندادم...همه چیز به خیرو خوشی تموم شد و فرداش دیدم مستخدم با یه دست لیوان اومد مدرسه!

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    خدایا منو ببخش

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    barfi، sky girl، omid 70 و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,516
    50,710
    29,740
    اكه بچه هاي رفسنجان بخوان خاطراتشون رو بكن شما ديكه ميميرين از خنده و حسودي
    مكه نه....؟!؟!:16:
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ، مهربون، Raziyeh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.