1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

۞استاتوس خونه هفتــــ ـــ ــ ــادیـــا۞

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Nov 9, 2012 در انجمن مطالب جالب

  1. ★ سونامی ★

    ★ سونامی ★ منم یکی از اون 1000 تام

    3,071
    9,231
    1,845
    میگن تو جهنم چهل تا دختر میارن می چینن جلوت بعد تو باید به تک تکشون یاد بدی چطوری پارک دوبل بزنن.
    من رفتم توبه کنم!!!
     
    rezaco2196، Admin و کلوچه خانوم از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,528
    24,700
    63,122
    یادتونه قدیما یه عده بودن پشت فرمون پراید فیگور گردن میگرفتن و کج و کوله میشستن؟ا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اونا از آینده اومده بودن کصافتا
     
    barfi، rezaco2196 و کلوچه خانوم از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    اینجانب کشف کردم که:
    هیچ کدومتون تا حالا به این موضوع توجه نکردین که خورشید هم هر روز میره تو افق محو میشه .
    اگه قبلا کسی اینو کشف کرده که هیچ اما اگه من اولین نفرم ،
    باید بگم که این موفقیتو مدیون پدر ومادرم، داداشام ،پسر خاله هام ،اصغر اقا سوپری محل و.... هستم
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    ملت از خونه زنگ میزنن بیرون غذا سفارش میدن من از بیرون زنگ میزنم خونه سفارش میکنم غذامو نخورن :279:
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    اومدم داداشمو نصيحت كنم كمتر بازي كنه يك كم درس بخونه،خواستم بگم اصلا هرچي درس مي خوني دو برابر بازي كن،گفتم اصلا هرچي بازي مي كني دوبرابرش بازي كن!!!
    اين جمله رو بزرگ نوشته سر كاغذ زده به ديوار اتاق(سرلوحه زندگيش قرار داده)!!!!!!
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  6. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    یکی محکم عین وحشی ها درخونمونو میزنه.از خواب پا شدم رفتم دروباز کردم.دیدم یکی واسمون آش نذری اورده.آشو گرفتم رفتم خونه دوباره خوابیدم.ده دقیقه بعد دیدم یکی در دوباره عین وحشی ها میزنه رفتم درو باز کردم دیدم این همون کسیکه آشو آورده طفلک ده دقیقه پشت در مونده.گفتم:چی کار دارین؟
    میگه:میشه اون کاسه آشو بدین؟کاسه رو دادم.
    شب شد مامانم میگه:به دختر همسایه چی گفتی که این قدر از تو ناراحته؟
    میگم:هیچی به خدا.(تازه یادم افتاد اون موقع خمار خواب بودم ازش تشکرنکردم, حواسم نبوده کی دره خونه رو زده.خبرندارم اون وقت بین ما چی ردوبدل شده)
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    عاقا چند روز پیش رفته بودیم عروسی
    عروس دختر خاله بابام بود(الان فهمیدید که ما فامیل عروس بودیم دیگه)
    اخر شب بعد تالار رفتیم خونه پدر داماد ارکستر داشتن
    قبل اینکه داماد بیاد بشینه پیش عروس با چند تا از بچه ها هماهنگ کرده بودم داماد که اومد بگیم داماد چقد قشنگه ایشالله مبارکش باد
    خلاصه جونم براتون بگه من زود گفتم،بچه ها همکاری نکردن، ارکستر هم صداش قطع شد
    عاقا منم خیلی شنگول دست زدم گفتم داماد چقد قشنگه ایشالله مبارکش باد
    یه دفه همه برگشتن طرف من زدن زیر خنده
    منم نگاشون کردم و دنبال افق میگشتم
    حالا مگه پیدا میشد؟؟؟؟؟؟؟
    مجبور شدم تا اخرهمونجا بایستم و ترک روی سقفو نیگا کنم
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    میخوام مغز اقتصادیمو کار بندازم ب این صورت ک ی پراید بخرم و بعد از ی سال بفروشم و ی بوقاتی یا فراری یا لامبورگینی چیزی بخرم.نظر شما چیه؟؟؟؟؟

    دو ب شک موندم این خارجیا مارمولک بازی دربیارن و سرم کلاه بزارن ... .
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    شمام عین منید یا فقط خودم عین منم....!
    هر موقعه از یه پاساژ شلوغ میام بیرون نمیدونم کدوم طرفی باید برم..!از سمت راست یا چپ!!!!!
     
    Admin و rezaco2196 از این پست تشکر کرده اند.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    یکی از فانتزیام اینه که یه روز که دارم تو خیابون راه میرم یهو ببینم یه دزد اسلحه شو گذاشته رو شقیقه یه خانوم سانتی مانتال و میخواد کیفشو خالی کنه ، منم سریع بپرم بینشونو و درحالیکه دارم تفنگو ازش میگیرم باهاش درگیر شم و درحین درگیری یهو صدای شلیک شنیده شه و چند ثانیه هر دومون چشم تو چشم به هم نگاه کنیم و یهو دزده بخوره زمین و در حالیکه از شیکمش داره خون فواره میزنه من بگم : نهههههههه من نمیخواستم اینطوری شه … در همین حین پلیس از راه برسه و منو دستگیر کنه ! (شش ماه بعد)
    تو دادگاه در حالیکه من دارم بی گناهیمو ثابت میکنم قاضی من رو مقصر بدونه و به قصاص محکوم کنه بعد در حالیکه من نا امید شدم یه نگاه به خانواده ام میندازم میبینم همه شون دارن گریه میکنن و یه نگاه به خانواده مقتول میکنم میبینم خون جلو چشاشونو گرفته سریع اونورو نیگا میکنم … بعد برمیگردم سپیده رو نگاه میکنم میبینم یه سر تکون میده به معنی خاک تو سرت ، عآخه به تو چه ربطی داشت نخود هر آش ؟؟؟ (بقیه شو یادم نمیاد عاخه شوکه شده بودم)
    خلاصه روز اعدام فرا میرسه و منو میبرن برای اعدام ؛ بعد وقتی میخوان حکم رو اجرا کنن قاضی بهم میگه آخرین خواسته ات چیه ؟ منم میگم آخرین خواسته ام اینه که اعدامم نکنین ، بعد قاضی با همکاراش یه مشورت میکنه و با آخرین خواسته ام موافقت میکنه …
    بعد منم میرم تو افق سحرگاهی محو میشم !
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.