1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یک متن انگلیسی در مورد مادر به همراه ترجمه

شروع موضوع توسط میلاد 1 ‏May 24, 2013 در انجمن درد دل

  1. A little boy asked his mother, "Why are you crying?" "Because I'm a woman," she told him.
    "I don't understand," he said. His Mom just hugged him and said, "And you never will."
    Later the little boy asked his father, "Why does mother seem to cry for no reason?"
    " All women cry for no reason," was all his dad could say.
    The little boy grew up and became a man, still wondering why women cry.
    Finally he put in a call to God. When God got on the phone
    he asked, "God, why do women cry so easily?"
    God said: " When I made the woman she had to be special.
    I made her shoulders strong enough to carry the weight of the world,
    yet gentle enough to give comfort.
    I gave her an inner strength to endure childbirth and the rejection that many times comes from her children.
    I gave her a hardness that allows her to keep going when everyone else gives up,
    and take care of her family through sickness and fatigue without complaining.
    I gave her the sensitivity to love her children under any and all circumstances,
    even when her child has hurt her very badly.
    I gave her strength to carry her husband through his faults
    and fashioned her from his rib to protect his heart.
    I gave her wisdom to know that a good husband never hurts his wife,
    but sometimes tests her strengths and her resolve to stand beside him unfalteringly.
    And finally, I gave her a tear to shed. This is hers exclusively to use whenever it is needed."
    "You see my son," said God,
    "the beauty of a woman is not in the clothes she wears, the figure that she carries,
    or the way she combs her hair.
    The beauty of a woman must be seen in her eyes,
    because that is the doorway to her heart - the place where love resides
    پسربچه ای از مادرش پرسید:چرا تو گریه می کنی؟مادر جواب داد برای اینکه من زن هستم.او گفت: من نمی فهمم!مادرش اورا بغل کرد و گفت: تو هرگز نمی فهممبعد پسربچه از پدرش پرسید:چرا به نظر می آـید که مادر بی دلیل گریه می کند.همه زنها بی دلیل گریه می کنند!این تمام چیزی بود که پدر می توانست بگوید.پسربچه کم کم بزرگ و مرد شد.اما هنوز درشگفت بود که چرا زنها گریه می کنند؟سرانجام او مکالمه ای با خدا انجام داد و وقتی خدا پشت خط آمد،او پرسید:خدایا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟خدا پاسخ داد:وقتی من زن را آفریدم،گفتم او باید خاص باشدمن شانه هایش را آنقدر قوی آفریدم تا بتواند وزن جهان را تحمل کندو در عین حال شانه هایش را مهربان آفریدم تا آرامش بدهد.من به او یک قدرت درونی دادمتا وضع حمل و بی توجهی که بسیاری اوقات از جانب بچه هایش به او می شود را تحمل کند.من به او سختی را دادم که به او اجازه می دهد وقتی که همه تسلیم شدند او ادامه بدهدو از خانواده اش به هنگام بیماری و خستگی و بدون گله و شکایت مراقبت کند.من به او حساسیت عشق به بچه هایش را در هر شرایطی حتی وقتی بچه اش او را به شدت آزار داده است ارزانی داشتم.من به او قدرت تحمل اشتباهات همسرش را دادم و او را از دنده همسرش آفریدم تا قلبش را حفظ کند.من به او عقل دادم تا بداند که یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند.اما گاهی اوقات قدرتها و تصمیم گیری هایی را برای ماندن بدون تردید در کنار او امتحان می کند.سرانجام اشک را برای ریختن به او دادم.این مخصوص اوست تا هروقت که لازم شد از آن استفاده کند.پسرم می بینی که زیبایی زن در لباسهایی که می پوشدودر شکلی که دارد یا به طریقی که موهایش را شانه می زند نیست.زیبایی زن باید در چشمانش دیده شود.چون درچه ای است به سوی قلبش، جائیکه عشق سکونت دارد.
    چه تقدير بديست !
    من اينجا بي تو مي سازم و تو، آنجا با او مي سازي:cry:...!!!
     
    alireza1377 از این پست تشکر کرده است.