1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 9

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Aug 31, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    10 سالِ دیگه باید کلی قسم بخوریم و آیه بیاریم و بگیم "شما یادتون نمیاد یه زمانی ما کنکور میدادیم که بریم توو دانشگاه ، مثه الآن هرکی هرکی نبود"
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یکی از فانتزیام اینه که زن بگیرم بیارمش خونه بابام بعد خواهرومادرم بهش الکی گیر بدن باهاش دعوا کنن اونم بیاد پیشم بگه یه چیزی به مادروخواهرت بگو ...منم برم سمت مادرم و خواهرم اونارو بیارم سه تایی بریزیم سره زنم و به حد مرگ بزنیمش والا ...روانی هم خودتی
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اغــا امروز سوار موتور سه پشته بودیم دوتا رفیقم ازم هیکلی ترن وسطای راه پشت چراغ قرمز بودیم دوتا پسر لات اومدن بهمون گیر دادن رفیق منم اعصاب نداشت سریع یه مشت زد تو صورت طرف بعد سه تایی پیاده شدیم و دعوا شدت گرفت من چیزی ک یادمه فقط دوتا رفیقم درگیر شدن من داشتم تماشا میکردمو بالا پایین میپریدم ک یعنی منم هسم...!اغا وسط دعوا دیدم یکی از رفیقام افتاده رو زمین داره کتک میخوره منم جرعت نکردم برم جلو فقط از دور دوییدم ی لقد زدم به طرف و فــــــــــــــرار...!!!!دیگه از همونور اومدم خونه الان دوسم زنگ زد فحشم داد بی اعصاب...فک کنم خیلی کتک خوردنD:
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه روز ۳ تا از پسرعمه هام اومده بودن خونمون‏(‏۲تاشون از یه شهر دیگه اومده بودن‏)‏.شب خونه ی ما خوابیدن که حدودا هفت صبح احساس کردیم داره زمین می لرزه , بعععععله زلزله بود همه پریدن پایین بجز یکی از پسرعمه های باهوش ما که رفته بود چهارچوب در رو گرفته بود و بلند داد می زد برید پاییییین زلزله داره میاد خودتونو نجات بدید
خلاصه ایشون تا آخر زلزله تو خونه بودن و به فکر نجات ما وقتی ما اومدیم بالا ۲ ساعت به شیرین کاریش خندیدیم
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    عاغا ما یه دخترخاله سه ساله داریم، گاهی رو دست انیشتین رو با تفکراتش میاره...
    مکالمه ما:
    اون: مگه من بزرگ شدم پسر نمیشم؟
    من: نه!! :O
    اون: چرا میشم...
    من: چجوری؟؟
    اون: میرم سلمونی!
    من: بری میشه دختر موکوتاه، پسر که نمیشی!!
    اون: انقدر میرم سلمونی، میرم سلمونی تا پسر شم. فضولی؟؟
    پسرا: :35:))))))))))))
    دختر موکوتاه:((((((((((((((
    من :O
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    مکالمه منو مامانم:
    من:مامان گوشیمو ندیدی ؟
    مامان :بگرد همونجاست
    من:کجا مامان ؟
    مامان :همونجا دیگه ؟
    من:خب کجا ؟
    مامان:همونجا
    من :همونجا کجا؟
    مامان :من چه میدونم مگه دست من بوده
    من :پ چرا میگی هموجاست ؟
    مامان :پ بگم کجاست ؟
    من : :279:
    مامان ::smile:
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه روز مادر بزرگم مریض احوال بود بردنش بیمارستان حالش که خوب شد، اومدن خونه... بعد اومد تشکر کنه گفت از شما و دستاندارکاراتون تشکر میکنم که بردینم بیمارستان...

    کل اقوام /:

    گت مار ته فدا :-*
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    چندوقت بود تو خونه خاله اینام قرصاشون کم می شد اینا فک کردن که پسر خالم 7سالشه اونارو میخوره.....
    بعععععععله بعد انجام تحقیقات خودم فهمیدم این پسر خاله خل مشنگ ما قرصا رو چال میکرده تا رشد کنه میخواسته داروخونه بزنه....
    به پینوکیو گفته دمت قیژژژژژژژژژژژژژژژژ
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    چند روز پیش داشتم کافی نت میرفتم واسه انتخاب رشته
    تاکسی گرفتم گفتم برو به فلان آدرس
    راننده تاکسی ازم پرسید میری اونجا چی کار کنی
    گفتم واسه انتخاب "رشـــــتـــه"میرم
    راننده گفت آها میخوای "کابــــــــل" بخری.....!
    منو بگو داشتم از خنده میترکیدم
    بزن لایکو:smile:
     
    دوستانه و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    بچه بودم با خواهرم نوبتي چشمامونو مي بستيم وبعد اون يكي يه خوراكي مي اورد ما هم با چشم بسته مي خورديم و مي گفتيم چيه .يه دفعه كه نوبت من بود خوراكي بيارم گفتم چي بيا رم كه نفهمه چيه؟ رفتم يك قاشق زردچوبه برداشتم خالي كردم توي دهن خواهرم........... بعدش را خودتون حدس بزنيد ..... بره خدا را شكر كنه ظرف فلفل خالي بود!!!!!!!!!
     
    دوستانه، Merjhoi و hosseiN.1 از این ارسال تشکر کرده اند.