1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 5

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Aug 27, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    عاغا چن وقت پیش من و دختر خاله هام قرار گذاشتیم شب بمونیم خونه اقاجونم اینا.....نصفه شب ک گرفتیم خوابیدیم فاطی(دختر خالم ک هم سنمه)ادامس گزاشت تو دهنش.... جز صدای جویدن ادامس هیچ صدایی نمیومد.....یهو خالم (ک اعصاب نداره )بلند شد تا جا داشت فاطی رو زد ما ها هم شوک شده بودیم فقط نگاشون میکردیم بعد از5دقه ک دختر خالم کتک خورد خالم رفت ک بخوابه منم خیلی ریلکس ازش پرسیدم:خاله جان چرا مث خر این بدبختو زدی؟
    خالم با ارامش گفت:صدای جویدن ادامسش رو اعصابم بود
    من:279:||||||
    خالم:279:||||
    فاطی:$
    حضار:35:)))))
     
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    بابا مامانم چند روزه با هم قهرند با هم حرف مي زنند ولي با گوشه كنايه.
    ديروز مامانم براي اينكه لج بابامو در بياره ناهار نپخته بود. بابام كه از كار اومد گفت: مي بينم بوي غذا نمي ياد ناهار نپختي؟
    مامانم: بعله جديدا اينجور شده!
    نيم ساعت بعد
    مامانم: چرا قبض تلفن رو ندادي تلفن قطع شده؟
    بابام: بعله ديگه جديدا اينطور شده!
    بعد از ظهر
    بابام: چرا شلوار منو نشستي؟ با دوستام قرار دارم.
    مامانم : جديدا اينجور شده!
    شب بابام نيومد سر سفره شام بخوره براي خودش پيتزا سفارش داد
    مامانم: چي شده تو كه از كالباس متنفر بودي
    بابام: جديدا اين طور شده!
    خلاصه اين لجبازيا ادامه داشت تا اينكه بابا مامانم جلوي تلوزيون منتظر سريال مورد علاقشون بودند داداشم(نه سالشه) با يه سيم چين اومد سيم آنتن تلوزيون رو چيد. هر دو شون داد زدن اين چه كاريه ديوونه شدي ؟!!!!!!!!!!!!!!
    داداشم: جديدا اين جوري شدم.! اين برنامه هاي تلوزيون بد آموزي داره؟؟!!
     
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اغاااااا یه روز بارونی بارون خیلی ریلکس میبارید بعد خالم رو به من میکنه میگه:علی خاله پاشو بدو از صدای بارون فیلم بگیرین
    من:eek:
    خالم:35:)
    باران در حالا ریزش:0
    خاله داریمااااآ؟؟
     
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یکی نوشته بود تو خونه شون باباش هیچ کدوم از اخبارای تلویزیونو از دست نمیده و از صبح تا شبم شبکه خبرو نگاه میکنه،خواستم بگم بابای من جمعه ها اخبار ناشنوایان رو هم نگاه میکنه!! وقتایی هم که شبکه خبر تبلیغات پخش میکنه میزنه کانال خبر انگلیسی همینطوری زل میزنه به تلویزیون از روی تصویراش حدس میزنه مجری داره درمورد کدوم خبر حرف میزنه!!!
    خواستم به این دوستمون روحیه بدم!!همین :/ من دیگه حرفی ندارم....
     
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    پسر داييم بهم إس داده:چرا پينوكيو در40 قسمت آدم شد؛ولی تو هنوز نشدی؟ :‏)‏))
    من ازشما ميپرسم؛فک وفاميله دارم من؟:-/
     
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ساعت 1:30 تو 4ok بودم داشتم به درد خودم میمردم نصفه شب نامزدم اس داده چیکار میکنی؟
    حال و حوصله نداشتم اعصابم داغون بود میخاستم تو خودم باشم یه وقت پاچه نگیرم جواب دادم سرم درد میکنه دارم میخوابم دیگه شبت بخیر
    اس داده هول نشو چن لحظه وایسا حالا بعدش میری تو 4jok شرطم میبندم سرت درد نمیکنه خوابتم نمیاد!!!!!
    من : ):؟!؟!
    نامزدم: (**)
    رقابت ایرانسل با رایتل: ><
    بخدا نمیدونستم ایرانسل انقد زود سبقت میگیره از رایتل!!!!
     
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور.
    ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم، بابایمان هم همینطور.
    بابایمان همیشه وقتی با ما حرف می زند از حیوانات هم یاد میکند،
    مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟و هر وقت ما پول می خواهیم می گوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
    چند روز پیشا وقتی ما با مامانمان و بابایمان می رفتیم خونه عمه زهرا اینا یک تاکسی داشت می زد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو،پیاده می شم همچین می زنمت که به خر بگی زن دایی .
    بابایمان هم گفت: برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی آقاهه از بابایمان خیلی گنده تر بود و بابایمان رامثل سگ کتک زد.
    بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟
     
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    چند شب پیش رفتیم خونه اقاجونم اینا.....شب موقع برگشتن داداشم(6سالشه)به مامانم میگه:مامان من میخوام شب بمونم اینجا مامانم بش میگه:نه الهی قربونت بشم اگه تو نیای خونه خودمون ک من شب خوابم نمیبره.......بعد من ب مامانم میگم مامان من امشب میمونم خونه اقاجون مامانم میگه همون بهتر ک بمونی اینجا یکم ارامش داشته باشم......
    من:((((((
    مامانم:35:)))))
    داداشم:35:))
    اینم مامانه ک من دارم؟
     
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    بابام تعریف میکرد دانشجو که بود یه دوست داشت
    اسمش جمعه بود پوستشم سیاه بود
    بعد بابام صداش میکرد17 شهریور(اگه توتقویم نگاه کنین نوشته 17 شهریور معروف به جمعه سیاه)
    بله ما همچین خانواده ایی داریم :35:))))
     
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    مامانم امروز برگشته بجای تلقین میگه به خودتون توهین نکنید
    قیافه ما:35:)))))))
    فرهنگ واژگان:((((
    تلقین:0