1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 3

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Aug 26, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    _- بــــدتـــــریـــــن ســـــوتـــــی هــــــای عمـــــرم -_-

    آقـــــا جاتــــون خـــالی چنــــد ســـال پیـــش رفتــــه بودیــــم ترکیـــــه ، داشتیـــــم از درِ دستشــــویی میـــومـــدیم بیـــرون یهــــو یـــه خـــانومـــی خـــورد بــــهم ، منــــم کــــه انگلیسیـــــم فــــــول ، اومــــدم بگــــم مشکـــلی نیســــت ؛ گفـــتم : WELCOME ، WELCOME !!!!!
    دیـــدم همـــــه دارن یـــه نیــــش خنـــــدِ ملیحــــی میزنــــن ، مــــامانمــــم پخــــش زمیـــــن شـــده ، اومــــدم بیــــرون تـــازه فهمیـــدم چـــه سوتی ای دادم :smile: فـــــرض کــــن به یارو گفتــــــم : " بـــــه دستشــــویی خــــوش اومـــــــدی " :35:))))))))))
    لایکـــــ = توام خــــوب میشــــــی !!!!
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه بار رفتم دندون پزشکی از صدا های مریضایی که میرفتن داخل معلوم بود روز بدی در پیشه ، همه مریضا با آرایش و آبروهای برداشته آروم میرفتن داخل ولی با یه صدای یا حسین ن ن ن ن یا علی ی ی ی ی ی و یا خدااااااا یه چند نفر هم الشهادتین میخوندن اصلا جو به حدی معنوی شده بود فکر میکردم تو جنگ تو خاکریز دشمنم ، به خودم گفتم کامران اینجا دیگه آخر خطه ، کامران دهنت سرویسه ،وای ننه کجایی بچت مثل بچه آهوی زیبا و لطیفی که از پلنگ بترسه از دکتر میترسه^__^
    خلاصه نوبت ما شد آمپول بی حسی هم زده بودیم یه طرفم شده توپ جام خلیج فارس رفتم پیش دکتر نشستم ،حالا دکتر هم میخواد خرم کنه که زیاد درد نکشم
    دکتر: وای چه پسر نایسی ، عمو چند سالته؟ دوس دختر هم داری خوشتیپ؟
    من که مثل خر ترسیدم: دارم میرم تو نوزده سال ، نه دوس دختر ندارم یه مخاطب فوق العاده خاص دارم ،اینجا نویسنده به نامزدش اشاره کرده
    دکتر:چه ابرو های خوشگلی، برداشتیشون ؟؟؟
    من : نه به غران آقای دکتر وگرنه مخاطب فوق العاده خاصم چشمام رو در میاره :279:
    دکتر : چه پسر نایس و زن ذلیلی ،حالا طرف دار کدوم تیمی بچه قشنگ ؟؟
    من که ترسم ریخته : آقای دکتر فقط پرسپولیس، عاغا اینو گفتم که دیدم دست کرد یه آچار فرانسه کرد تو حلقم با پشت پیچ گوشتی میزد تو دنتونم و آمپول بی حسی میزد تو گوشم با سیم چین دماغمو گرفته بود ، چهار پنج تا از دندونامو دراورد ، کصافط فکر کنم استقلالی بود ^_^
    معلوم بود زورش اومده پسر به این نایسی پرسپولیسه ^_^
    البته از اون روز به بعد هر کی میپرسه آبی یا قرمز ؟ بهش میگم فقط تیم ملی ^.^
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اعتراف میکنم اولین باری که میخواستم سرم یه مریضی رو تو بیمارستان بزنم سرمو هواگیری کردمو آویزونش کردم و قطرهاشو تنظیم کردم دیدم خوب میاد، رفتم. حالا که اومدم از مریضم سر بزنم همه تختش خیس شده! وای تو نگو که سوزن سرمو تو دستش نزده بودم، یعنی فراموشی تا این حد!
    لایک: مگه دستمون بهت نرسه میکشیمت دُکی :279:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    گوشیم مونده بود خونه ی دوستم رفتم بگیرمش دیدم بیست تا پیام دارم!
    بازش کردم ببینم کیه !
    دیدم دوستمه اس داده گوشیت خونه ی ما مونده بیا ببرش ! :279:

    ینی ولم کنید میخوام همینجا جون بدم :( ((((
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یادش بخیر چند سال پیش که پیش دانشگاهی بودم تو مدرسه غیر انتفاعی درس میخوندم، بعد همه معلم های اونجا مرد بودن....
    یه معلم زبان داشتیم عادت داشت وسط درس همش خاطره تعریف میکرد، بعد یه روز که خاطرشو تعریف کرد به ما گفت: بچه ها چند سال دیگه تمام این روزها واستون خاطره میشه،
    بعد به یکی از بچه ها گفت: اگه چند سال دیگه یکی بهت بگه یه خاطره از دوران پیش دانشگاهیت تعریف کن چی میگی؟؟؟
    یهو دوستم گفت: میگم یه معلم زبان داشتیم 2 تا کلمه درس میداد 4 تا خاطره تعریف میکرد...!!!!
    یهو کل کلاس منفجر شد.
    بیچاره چنان ضایع شد که بعد از اون اتفاق دیگه واسمون خاطره تعریف نکرد :
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
    ﺍﺳﻤﻢ ﻣﯿﻨﺎ ئه!
    بعد میبینم:
    ﺍﺳﻢ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ NA ZA NIN ﻫﺴﺘﺶ
    ﺍﺳﻢ ﺍﯼ ﺩﯼ ﻓﯿﺴﺒﻮﮐﺶ ﺍﯾﺪﺍ ﮐﻬﻦ ﺳﺎﻟﯽ
    ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻤﯿﻠﺶ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺍﻟﻤﯿﺮﺍ 68 :279:

    ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺳﯿﺎ ﺗﻮ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﭘﯿﺪﺍﻣﯿﮑﻨﻪ
    ﺍﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﺟﺰﯾﯿﺎﺕ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ :279:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم! بیرونش مازاراتی بود توش اما مثل پراید بود ! ضمیر ناخوداگاهم از داخل مازاراتی تصویر نداشت تصویر پراید پخش کرد !
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    همسایه مون فیوزشون پریده !! اومده زنگ خونمونو زده بابام اف افو برداشته...
    بابام: کیه؟!
    همسایه:سلام برق شما هم رفته
    بابام: آره ما هم برق نداریم
    همسایه: باشه ممنون!!
    بابامم تا اف افو گذاشت سر جاش ,خونوادگی ترکیدیم از خنده :35:)
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اقا شب جمعه با داداشم رفته بودم خرید میخواستیم بریم تو پاساژی که در برقی داشت یه لحظه مکث کردم که یه ساعتو پشت ویترین ببینم بعد برم تو اقا در پاساژ نامردی کرد بسته شد منم عین این مارمولکای سندی با سر رفتم تو شیشه و همونجا چسبیدم در حالی که هنوز تو شوک بودم داداشم از رو شیشه جمم کرد در حالی که از خنده کبود شده بود هی میگفت اشکال نداره دستتو یواشکی بزار رو سرت من زیاد واسم پیش میاد خلاصه انقد خندیدیم که مجبور شدیم رو نزدیکترین نیمکت ولو شیم بعدم که اومدیم خونه میخواستم تعریف کنم گفتم با در رفتم تو سر پاساژ اطلاع رسانی داداشم انقدر قوی بود که تا شب 10 تا اس ام اس از فامیل اومد که سر پاساژ چطوره؟ حالا همه اینا به کنار اون چشم الکترونیکی کور شده ینی واقعا منو ندید یا اونقد واسش مهم نبودم که دوبار درو وا کنه هاننننننننن؟
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اعتراف میکنم بچه که بودم روزه گرفته بودم هر چندساعت یه بار یه چی میخوردم حالا آب یا هرچی بعد به خدا میگفتم خدایا از الان روزه میگیرم دیگه بعد دو ساعت بعد دوباره یه چی میخوردم باز میگفتم خدایا ببخشید از الان دیگه روزه ام :279:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.