1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 2

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Aug 26, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ***$$$!!!@@@^_^@@@!!!$$$***
    دقت کردین وقتی یه حرکت خیلی خوشگل و تکنیکی انجام میدین هیچ کس دور و برتون نیس تا ببینه اما همچین که میخواید یه حرکت "نایس" تو جمع انجام بدید همچین بوقیده میشه به هیکلتون که از ادامه زندگی قطع امید می کنین؟؟؟
    آخه چرا!!!
    لایکــــ کن ببینم چند نفریم....
    LIKE = ینی تو اون نایس رو گذاشتی تو کاما که معلوم بشه زبان حالیه؟؟؟ متأسفم!!! من دیگه حرفی ندارم!!!
     
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دو سال پيش كه با بابام رفته بوديم درخواست كارت ملي بدم اقاهه گفت يه قطعه عكس .باباي منم كيف پولشو نگا كرد عكس خودشو مامانم بود اما...
    منم كه حسابي بهم بر خورده بود كه بابام از يه دونه بچش عكس نداره وقتي سوار ماشين شديم به مامانم گفتم مامان مطمئني من بچه شمام؟
    بابامم خيلي ريلكس گفت ديدي ليلي بالاخره فهميد.راستي ما يلدا رو از كدوم خيابون پيدا كرديم؟
    ببخشيد دقيقا شما ها كجا دنبال پدر ومادرتون مي گردين؟
    لايك=همه ي اونايي كه مثل من يه باباي مهربون دارن
     
    ★ سونامی ★، MAHDI_ Ä B Č و omid 70 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    توماشین نشسته بودیم بابام دم یه بقالی نگه داشت مامانم گف سارا (خواهرم) برو دو تا کاغذ دسمالی (مامانم به دسمال کاغذی میگه کاغذ دسمالی!)... بکن بیا! سارام طبق معمول گف حوصله ندارم و نگاه مامانم یهو بمن افتاد و من ماشین را به مقصد بقالی ترک کردم.
    خلاصه خریدم سوار ماشین شدم دادم به مامانم و گفتم "الان خوشالی؟؟" در کمال ناباوری دیدم بابام داره یه شعر آشنایی زمزمه میکنه! "با کتاب خو بگیر یاری از او بگیر "
    قیافه من در اون لحظه و حتی نیم ساعت بعد........ :O
    حالا هی نذارین باباهاتون اخبار ببینن!
     
    ★ سونامی ★، MAHDI_ Ä B Č و omid 70 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    هععععی آخه اینم ریفیقه ما داریم؟؟؟؟؟؟
    بم اس خالی داده منم بش اس دادم : هیییییع خیلی بی ادبی فک کردی نفهمیدم چ فحشایی
    بم دادی؟؟؟!!!!!!¡¡¡¡
    اینم ن گذاش ن برداش اس داده : خوشالم ک قوه درکت واسه فهم این مفاهیم ب اندازه
    کافی بالاست:35:)))
    بیشوهوری دیگهههه...( با شما نیستم دوستان!!! :smile: )
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ه یه گودزیلا که داره کنارآب راه میره میگم مواظب باش نیفتی!
    میگه افتادمم در میام!!! یعنی تا حالا اینقدر قانع نشده بودم...
    والا من خودم بچه بودم یکی اینوبهم میگفت باخجالت ازاون مکان دور میشدم والا...
    آخه اینم گودزیلاس ماداریم؟؟؟
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    چند روز پیش تو خیابون داشتیم راه می رفتیم یهو عموم رو دیدیم عاغا این عموی ما کلی خواهش التماس که فردا شب بیاین خونه ما شام هی جان مامان بیاین خونمون......
    ماهم دیگه تو انپــــــــاس شدید قبول کردیم ....
    هیچی فردایی اماده شدیم راه افتادیم طرف خونه عمو رسیدیم دم در خونشون عاغا هـــــــــــــــــــــی زنگ زدیم کسی درو باز نکرد .
    زنگ زدیم موبایلش جواب داد ( متن حرفای بابام با داداشش که همون عموم باشه)
    - سلام داداش در وا کن بیایم بالا
    - سلام چـــــــــــــــــــــی ؟
    - عاغا درو وا کن
    - شما کجاین ؟
    - سر کوچه تون دم خونتون خونه نیستی؟
    - داداش عروسیـــــــــــــــــم (^_^)
    - (--_--)
    تو عمر پر بارمون تا حالا اینقدر شیک و مجلسی خیـــــــــت نشده بودیم.
     
    ★ سونامی ★ از این پست تشکر کرده است.
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ی پسر خاله 3 ساله دارم ازگونه ی پیش فعالان گودزیلا !
    همیشه میخواستیم خونه بمونه بهش میگفتیم داریم میریم دکتر تو نیا ! اونم گوش میداد !
    ی بار با مامانش داشتیم میرفتیم ددر .... آبجی بزرگش قرار بود خونه بمونه !
    موقع رفتن ی نگاه مظلومانه به آبجیش کرد گفت : "آجی ما داریم میریم دکتر آمپول بزنیم ، زود میایم ! "
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    عروسی پسر خالم بود.داداشم 8صبح رفت گفت میخام برم موهامو درس کنم..ساعت 1بعد از ظهر اومد...به دختر خالم میگم :مهدی 8 رفته 1 اومده موهاشو ایجور کرده!!!!میگه : اوووووووووووه!!!!میومد خودم یه مرغو هشتا جوجه داشتم روسرش ولشون میکردم همین مدلی میشد!!!!!!!!!!!!!
    من0_0
    داداشم@_@
    موهاش((((((((
    یعنی این مدلیم فامیل داریم ما>>>>>>>>>>
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اغا یروز مامان ما گیر داده بود ک کله خونه رو باید تمیز کنیم (جمعه ام بود :(( )
    بنده شخصا فقط مونده بود سرامیکارو لیس بزنم تا تمیز شه :279: این از من بنده خدا
    حالا مامان سر ظهر به بابای بیچارم گیر داد برو تمیز کننده توالت بخر :279:
    بابای منم با اعصاب داگـــــــــــــــووون پاشد رفت مغازه :
    بابام : اغا یه تمیز کننده توالت بده >:(
    فروشنده : من (مارکه تمیز کننده ^ـــ^) بدم؟
    بابام: نـــــــــه پـــس میخوای من بیام بدم :279: :279:
    فروشنده در حال جوییدن میزش :35:
    بابام :279:
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دیروز وقتی که پسر عموم از ظهر تا عصر شبکه کارتون رو گرفت فهمیدم کودک درونم مرده اخه میخواستم با همین دستا خفش کنم :279:
     
    ★ سونامی ★ و MAHDI_ Ä B Č از این پست تشکر کرده اند.