1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 12

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Sep 16, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    پسر عموم دو روز رفته تهران(آره بابا ما تو شهرستان زندگی میکنیم)بعد اومده خونمون خواستم براش شربت درست کنم برگشته میگه من فقط آب انبه میخورم جز این باشه نیار.....
    منم ی زیر چشمی نگاش کردم گفتم الانه که با لگد اومدم تو دهنت ها(البته تو دلم گفتم ها) حقشه بزنی یه بادمجون زیر چشمش بکاری نه؟؟؟؟؟؟
    لایک:اگه جرات داشتی حرفتو به خودش میگفتی ن تو دلت.........
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ما يه دندونپزشكي داريم همونقدر كه كارش خوبه امپول زدنش افتضاحه!!!
    يعني در حد گاو واسه ادم ارزش قائل بود بهتر ميزد بقرعان!
    ديگه اينسري كه رفتم پيشش ميخواستم بگم اقا،اصلا ما گااو ما گوسفند...مگه گاو وگوسفند جون ندارن!؟!!
    يونيسف و ناديده ميگيري حقوق بشرو زير پات ميذاري ،سازمان حمايت از حقوق حيواناتو حد اقل در نظر بگير!؟؟!!:-[
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    هععععی ی ی ی ی یادش بخیر ، یادتون میاد وقتی میرفتیم سفر شب که داشتیم برمیگشتیم خونه تو ماشین خودمون رو میزدیم به خواب تا مامان بابا بغلمون کنن ببرنمون رو تختمون ؟؟؟؟ البته به غران من نه سفر رفتم نه ماشین داشتیم نه تخت خواب داشتم ، فقط خواستم برا شما بچه پولدارا یه تجدید خاطره ای کرده باشم ^___^
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اخا تو حال دراز کشیده بودم بابامم یکم اون ور تر از من خوابیده بود. منم ب خیال خودم ک بابام خوابه و کسی حواسش ب من نیست تو افکارم غوطه ور بودم و با خودم درگیر بودم هی ابروهامو کج و کوله میکردم و حالتای صورتمو عوض میکردم.... ی دفه ی نگا انداختم ب سمت راستم دیدم بابام با ی قیافه ی متعجب و تو امپاس رفته داره منو نگا میکنه....:/
    یعنی دوس داشتم برم تو زمین اون موقع وقتی قیافم یادم میاد:/
    فک کنم بابام طفلک تو فکر این بود سریعا ب کدوم مرکز توان بخشی منو برسونه هرچه زودتر که از دست نرم... :16:
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه روز رفته بودیم پارک منم این برادرزاده ی مامانیم که 2 سالشه(چیه همش که نباید گودزیلا باشن) رو بردم تو پارک بگردونم . پارکم خیلی خلوت بود و منم خسته شده بودم و داشتیم دور یه ساختمون وسط پارک راه میرفتیم که سر پیچ من گفتم : اه سجاد من چقدر تو رو بغل کنم و هی بوس کنم و هی تو پارک راه بریم یه خرده هم تو منو بغل کن!!!!! وقتی پیچیدم دیدم یه مرد و 2 تا زن دارن بهم میخندن منم برادرزادمو بغل کردم و الفرار !!!!!!
    تازه فهمیدم با صدای دخترونه داشتم قربون صدقه یه پسر میرفتم!!!!!!
    من :35:)))))
    اون 3 نفر:35:)))))))))))
    برادرزادم:35:
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه روز صبح مامانم صدام زد پاشو خواب موندی مدرسه ات دیر شده ساعت 7 و 35 مین بود، منم سه سوت اماده شدم از خونه رفتم بیرون تو کوچمون پرنده پر نمزد، خونه دوستم چند تا خونه بالا تر از ما هست منم که استرس گرفته بودم شدیدا با خودم گفتم بذار ببینم زهرا (دوستم) رفته یا نه در زدم باباش خابالو اومده دم در گفت چی میگی؟ گفتم سلام زهرا هستش؟گفت اره الان صداش میکنم .دوستم اومد دم در گفتم بیچاره دیرمون شده گفت دیونه ساعت 6و 35 مین هست. برگشتم خونه کلی با مامانم خنددیم.جالبش این بود که دوتامون ساعتو اشتباه دیدیم :35:))))
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دیروز داشتیم با دوستم اس ام اس بازی میکردیم
    مکالمه ما؛
    دوستم:آقای رییسی میشناسی؟ از بچه های رشته مدیریته
    من:نه, همکلاسی من بوده آیا؟
    دوستم:نمیدونم فقط میگن رفته توی کما, براش دعا کن
    من:خدا شفا بده, حالا دختره یا پسر؟؟
    دوستم:-O
    من:-!
    آقای رییسی توی کما O:
    سازمان تعیین جنست B-)
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ی هفته پیش تولد خالم بود بعد کلی شادی (دلتون بخواد) موقع رفتن همه تشکر داشتن میکردن من ب خالم گفتم تولدتون درد نکنه هیییییییییی چ قدر خندیدیم شمام از این خاطرات خوش داشته باشید:35:)))))))))) و درآینده بازم سراقتون بیاد
     
    hosseiN.1 و Goln@r از این پست تشکر کرده اند.
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    امروز واسه ناهار جز منو مامی کسی نبود آب کنار دسشه میکم آب بده میگه کسیو جز من نمیبینی؟ گفتم چرا سوسکا و مگسام هستن منتها آب ازشون دوره :279:
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه بار با دوستام داشتیم در مورد یه تصادف که چند نفر توش فوت شدن حرف میزدیم، یهو من اومدم بحث رو عوض کنم گفتم روحشان یاد و شادشان گرامی
    هنوز که هنوزه تو افق زندگی میکنم
     
    hosseiN.1 از این پست تشکر کرده است.