1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه کوچولو هم شده بخند 12

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Sep 16, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    آغا یه سری عزیزم آش رشته پخته بود زنگ زده بود همه بیان آش بخورن(اینم بگم ما همه تو یک کوچه ساکنیم!!ـ)خلاصه پسرعمه ی من که خیلی یخچال تشریف داره زودتر از همه رسید و منم که اونجا بودم.عزیزم واسش آش اورد و سفره رو کشید.بد پسرعمه ام اومد مزه بریزه گف:اااا؟؟؟؟عزیز؟؟؟؟چرا سس قرمز(منظور همون سس کچاپه) نیاوردی؟؟؟
    عزیز طفلی منم گف:اا؟؟؟سس؟؟؟ بدم رفت و سس و آورد.پسرعمه ی منم که دید عزیزجون با اون پا درد رفته سس اورده تو رو وایسی یه قاشق از اش رشته و سس خورد!!!!!بدم از من قول گرفت به کسی نگم ولی از اون به بد جرات نکرد جلوی من درباره ی طعم غذا نظر بده چون لب باز کردنش همانا و یادآوری اون اش و سس قرمز تو جم توسط من همانا!!!
     
    s.m.h.a، mahsa.p و hosseiN.1 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه گودزیلا تو خونه مون هست خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
    یه روز داشتم یه آهنگی رو گوش میدادم اومده پیشم نشسته میگه داش
    تو بزرگ بشی زن میگریری؟
    منم همین طوری هنگ کرده بودم چشمو انداختم تو آسمون وبعد یه
    2دقیقه فکر گفتم نمیدونم(آخه میخواستین چی بگم بش؟)
    برگشته بم میگه تو نمیدونی ولی من از الآن تو فکرشم که قبل تو بگیرم
    منم که همین طوری موندم دیگه.
    بعدش ازم پرسید چند تا میخوای زن بگیری؟بش گفتم من همین یه دونه
    رو نگهدارم انگار آپولو فرستادم هوا.
    برگشته میگه من بزرگ شدم 3 تا زن میگیرم منم که همین طور در
    هنگ..
    من وقتی هم سن این بودم به سیب زمینی میگفتم دیب دمنی
     
    s.m.h.a، mahsa.p و hosseiN.1 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    چند روز پیش مامانم به بابام میگه‎ ‎اخبار گفت اهواز الان هوا خیلی گرمه ،خرما پزونه ، بابا برگشته میگه خانم یه ماه پیش اهواز خرما پزون بود ،مامانم میگه نه ، بابام میگه بله ، مامانم برگشته بهش میگه اجازه بده من قانع نشم ^__^ بابام برگشته بهش میگه الان سرم رو میکوبونم به میز ^.^ بعد هار هار میخندن ، خدایا خودت مواظبشون باش که خیلی میخوامشون ، تحریما اذتیشون کرده
    من @)^_^(@
    عادل فردوسی پور ^.^
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه شب رفته بودم پارک شارژ گوشیم داشت تموم میشد زنگ زدم بابام گفتم من پارکم اگه گوشیم خاموش شد نگران من نشو !!
    بابامم گفت: اخه بزغاله کی نگران تو میشه؟؟؟!!!!!!!!
    .
    .
    هیچی دیگه همون لحظه گوشیم درجا خاموش شد.
    دیگه هر چی هم میزنمش شارژ روشن نمیشه
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دم در خونمون ایستاده بودم دیدم یه خانومی با دخترش دارن میان طرفم! انگار یکم معذب بودن خانومه اومد جلو بم گفتش که ببخشید امکانش هست دخترم بره دستشوییییی؟؟!!منم گفتم بله چرا که نه؟!!! دستشویی‌تو حیاط بود خلاصه دختره که حدودا سالش بود رفت دستشویی حالا بگذریم که خیلی‌سانتی مانتالو از این با کلاسا بود در حد تیم ملییی!!! بعد مامانش شروع کرد به صحبت کردن که دخترم خیلی‌خجالتیه خیلی‌مودبه پزشکی‌ می‌خونه منم هی‌می‌گفتم بله از وجناتشون مشخصه واقعا!!!(تو دلمم می‌گفتم خوش به حال دوس پسرش!!!) خلاصه مامانه هی‌از دخترش تعریفو تمجید میکرد که دختره اومد از دستشویی‌بیرون با کلی‌عشوه اومد جلو بم گفت مرسیییییییی... یهو مامانش داد زد دستاتو بشوووووور چند بار بت بگم از توالت میای بیرون باید دستاتو با صابون بشوریییییی؟؟؟!!!
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    امروز با دوچرخه تو خیابون میرفتم گفتم ما که دوس دختر نداریم یکی بیاد با ماشین بامن تصادف کنه عاشق هم بشیم ازدواج کنیم همینجوری میرفتم دیدم یکی با ماشین کوبوند بهم گفتم خدا چه زود دعامو مستجاب کرد برگشتم دیدم یه مرد که سیبیلاش از اونا که خون میچیکه داره میاد طرفم هیچی دیگه زودی با پای چلاخ فرار کردم دوچرخمم موند اونجا
    حالا یکم بهم پول بدین برم دوچرخه بخرم هییییییییییییییییییی..........1میلیون پولش بود
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  7. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ""آموزش پچه داری ویژه آقایان""
    بابزرگم اعتراف کرد وقتی که بهش بچه می دادن نگه داره حال و حوصله نداشته سریع یه نیشگون آرام می گرفته در حدی بچه گریه کنه بعد بچه رو میداده به مامان بزرگم میگفته این داره قریبی میکنه.
    اگه از حرکت بابا بزرگم حال کردی لایک کن
     
    mahsa.p، hosseiN.1 و sajjad.y از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    پسرخالم دست کرده تو دماغش .....
    منم گفتم دست تو دماغ کار الاغ......
    اونم برگشت با همون حالت دست مبارک در دماغ ....
    گفت خفه بابا الاغ دستش کو که تو دماغش کنه بزار کارمو کنم.....
    من همسن همین خل مشنگ بودم تازه میگفتن دست تو بینی کار نی نی تا دوهفته دست تو دماغم نمیکردم....
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  9. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    اقو
    تو کلاس زبان بودیم یه دفه گوشی معلممون زنگ خورد
    صدای زنگ گوشیشم خیلی بلند بود. حالا اینم حل شده بود به جا اینکه بزنه مشغول زد بلنگو از اونور شوهرش
    زززززن کی میای خونه من گشنمه یه غذا درسن حسابی درس میکنیا
    حالا ما رو بگیر غش کردیم از خنده
     
    mahsa.p و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  10. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    ما یه دوستی داشتیم
    یه روز ،
    داشت فیلم خاک برسری نیگاه میکرد پدرسگ، باباش وارد اتاقش شد اینم هل شد هیچی دیگه به جای ضربدر مربع زد
    بعد دکمه اسپیکر رو زد که خاموش بشه
    متاسفانه اسپیکر خاموش بود و با این حرکت دوست بنده با صدای نه چندان کم شروع به آبرو ریزی کرد
    دیگه کار به جایی رسیده بود که باباش هم داشت کمکش میکرد
    گندشو جم کنه...
    الانم باباش
    تو توالت زندانیش کرده
     
    mahsa.p، hosseiN.1 و sajjad.y از این ارسال تشکر کرده اند.