1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یه مشت شکلات.................

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jun 9, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت : مامانم گفته چیزهایی که تو این لیست نوشته بهم بدی ، اینم پولش
    بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشنه شده در کاغذ رو فراهم کرد و به دست دختر بچه داد ، بعد لبخندی زد و گفت : چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی ، میتونی یه مشت شکلات بعنوان جایزه برداری
    ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد ، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت میکشه گفت : دخترم خجالت نکش بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار
    دخترک پاسخ داد : عمو نمیخوام خودم شکلاتها رو بردارم ، نمیشه شما بهم بدین ؟
    بقال با تعجب پرسید ؟
    چرا دخترم ؟ مگه چه فرقی میکنه ؟
    و دخترک با خنده ای کودکانه گفت :
    "
    آخه مشت شما از مشت من بزرگتره !!
     
    sahar__khanoom، setareh، Admin و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,412
    88,285
    جالب بود.ممنون