1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

یادته ...

شروع موضوع توسط بوق ‏Nov 18, 2014 در انجمن مطالب طنز

  1. زني نصف شب از خواب بیدار میشه و مي‌‌بینه که شوهرش در رختخواب نیست ،به دنبال او به طبقه ی پایین می‌رود
    شوهرش در آشپزخانه نشست بود و در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود…

    _زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید…

    _زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : “چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟”

    شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟

    _ زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، گفت: “آره یادمه…
    شوهرش به سختی‌ گفت:

    یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

    _آره اونم یادمه…

    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم



     
    soraia، پوآرو، memoo و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Mohseni

    Mohseni the end

    4,512
    22,101
    24,538
    خخخخخخخخخخخخخ عین خودت قدیمی بود :35:
     
    diamondpower، sargoli، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. نزن تو ذوقم دیگه
    میمون
     
    پوآرو، memoo، diamondpower و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Mohseni

    Mohseni the end

    4,512
    22,101
    24,538
    عوضش خیلی جالب بود خندیدم :35:
     
    memoo، diamondpower، sargoli و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. باحال بود دمتگرم
     
    memoo از این پست تشکر کرده است.