1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

گزیده ای از اشعار استاد شهریار برای اس ام اس

شروع موضوع توسط MOHAMMAD ‏Nov 17, 2012 در انجمن اس ام اس

  1. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,840
    363

    کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
    وز گوشه نشینان توخاموشتر از من
    هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
    ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من
    می*نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
    اما که در این میکده غم نوشتر از من
    افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن
    افتاده*تر از من نه و مدهوشتر از من
    بی ماه رخ تو شب من هست سیه*پوش
    اما شب من هم نه سیه*پوشتر از من
    گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
    ای نادره گفتار کجا گوشتر از من
    بیژن*تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
    خونم بفشان کیست سیاوشتر از من
    با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است
    بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
    آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟
    دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من


    سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه
    زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه
    درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
    این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه
    خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
    دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه
    آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
    بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه
    دور سر هلهله و هاله*ی شاهین اجل
    ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه
    کشتی*ای را که پی غرق شدن ساخته*اند
    هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه
    بدتر از خواستن این لطمه*ی نتوانستن
    هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه
    ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
    کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه
    گر رهایی است برای همه خواهید از غرق
    ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه
    ما که در خانه*ی ایمان خدا ننشستیم
    کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه
    مرگ یک بار مثل دیدم و شیون یک بار
    این قدر پای تعلل بکشانیم که چه
    شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
    ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه

    در بهاران سری از خاک برون آوردن
    خنده*ای کردن و از باد خزان افسردن
    همه این است نصیبی که حیاتش نامی
    پس دریغ ای گل رعنا غم دنیا خوردن
    مشو از باغ شبابت بشکفتن مغرور
    کز پیش آفت پیری بود و پژمردن
    فکر آن باش که تو جانی وتن مرکب تو
    جان دریغست فدا کردن و تن پروردن
    گوتن از عاج کن و پیرهن از مروارید
    نه که خواهیش به صندوق لحد بسپردن
    گر به مردی نشد از غم دلی آزاد کنی
    هم به مردی که گناه است دلی آزردن
    صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی
    شیوه*ی تنگ غروبست گلو بفشردن
    پیش پای همه افتاده کلید مقصود
    چیست دانی دل افتاده به دست آوردن
    بار ما شیشه*ی تقوا و سفر دور و دراز
    گر سلامت بتوان بار به منزل بردن
    ای خوشا توبه و آویختن از خوبی*ها
    و ز بدیهای خود اظهار ندامت کردن
    صفحه کز لوح ضمیر است و نم از چشمه*ی چشم
    می*توان هر چه سیاهی به دمی بستردن
    از دبستان جهان درس محبت آموز
    امتحان است بترس از خطر واخوردن
    شهریارا به نصیحت دل یاران دریاب
    دست بشکسته مگر نیست وبال گردن


    این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
    وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من
    آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال
    و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من
    از صلای ازلی تا به سکوت ابدی
    یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من
    اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه
    نیست در کوی توام نامه رسانی گل من
    گاه به مهر عروسان بهاری مه من
    گاه با قهر عبوسان خزانی گل من
    همره همهمه*ی گله و همپای سکوت
    همدم زمزمه*ی نای شبانی گل من
    دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح
    شهسواری و به رنگینه کمانی گل من
    گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من
    گه به خونم خط و گه خط امانی گل من
    سر سوداگریت با سر سودایی ماست
    وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من
    طرح و تصویر مکانی و به رنگ*آمیزی
    طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من
    شهریار این همه کوشد به بیان تو ولی
    چه به از عمق سکوت تو بیانی گل من


    به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک
    که من چو لاله به داغ تو خفته*ام در خاک
    چو لاله در چمن آمد به پرچمی خونین
    شهید عشق چرا خود کفن نسازد چاک
    سری به خاک فرو برده*ام به داغ جگر
    بدان امید که آلاله بردمم از خاک
    چو خط به خون شبابت نوشت چین جبین
    چو پیریت به سرآرند حاکمی سفاک
    بگیر چنگی و راهم بزن به ماهوری
    که ساز من همه راه عراق میزد و راک
    به ساقیان طرب گو که خواجه فرماید:
    ?اگر شراب خوری جرعه*ای فشان بر خاک?
    ببوس دفتر شعری که دلنشین یابی
    که آن دل از پی بوسیدن تو بود هلاک
    تو شهریار به راحت برو به خواب ابد
     
    SHAPARAK، sajjad.y و Admin از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,506
    24,602
    62,699
    فک نکنم تو مسج جا بشه اما قربون دستت
    عشق است شهریار
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  3. MOHAMMAD

    MOHAMMAD

    701
    1,840
    363
    دادا اینا دوبیتی هستن جا میشه
     
    SHAPARAK و Admin از این پست تشکر کرده اند.
  4. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    عالی بود .تشکر
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  5. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    581
    12,326
    16,912
    بسیار عالیست و زیبا !
    ممنونم .