1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 19, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,203
    1,169
    دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

    تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

    قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

    گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

    گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

    گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

    آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

    من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

    من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

    برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

    فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

    که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...
     
    sajjad.y، elaheh، Shiva و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,041
    571
  3. Shiva

    Shiva

    5,465
    12,195
    1,494
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,870
    373
    حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرمتو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرمحلالت میكنم اما نباید از خودم رد شمتو گم میشی و من اینجا تو رو با گریه می بخشمتقاص آرزوهامو كجای قصه پس دادیكه از اوج پریدن ها به خاك گریه افتادیكجای قصه پرواز چراغ راه رو گم كردمكه باید اینهمه تنها به سوی خونه برگردمحلالت میكنم اما به دیروز تو زنجیرمتو رو گم میكنم وقتی تو دست گریه میمیرمحلالت میكنم اما نمیتونم كه برگردمتمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم كردم
    من از روزایی میترسم كه پشت مرز تقدیرناز اینكه حتی فرداهام تو دستای تو میمیرنحلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم..........
     
    marzieh و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,203
    1,169
    تو به من خندیدی

    و نمی دانستی

    من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم

    باغبان از پی من تند دوید

    سیب را دست تو دید

    غضب آلود به من کرد نگاه

    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

    و تو رفتی و هنوز

    سالها هست که در گوش من آرام آرام

    خش خش گام تو تکرار کنان

    می دهد آزارم

    و من اندیشه کنان

    غرق این پندارم که چرا

    خانه ی کوچک ما سیب نداشت



    [​IMG]
     
  6. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,897
    797
    تشکر
     
    dadas99 از این پست تشکر کرده است.
  7. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,203
    1,169
    و نگاه تو تنها نگاهی است که مرا به بند می کشد
    و هیچ بهانه ای برای آزادی باقی نمی ماند.
    این معمای عجیبی است چرا که این طلسم را حتی عکسهای تو نیز در خود دارند.
     
  8. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,203
    1,169
    عشق تو از بس که خروش آوردیم
    دریای سپهر را به جوش آوردیم
    چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت
    رفتیم و زبانهای خموش آوردیم
    مختارنامه عطار
    ———————————-
    اندر دل من بدین عیانی که تویی
    وز دیده من بدین نهانی که تویی
    وصاف ترا وصف نداند کردن
    تو خود به صفات خود چنانی که تویی
    خواجه عبدالله انصاری
    ———————————-
    می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
    بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
    زنهار به کس مگو تو این راز نهفت
    هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
    ———————————-
    الله به فریاد من بی کس رس
    فضل و کرمت یار من بی کس بس
    هر کسی به کسی و حضرتی مینازد
    جز حضرت تو ندارد این بی کس کس
    ———————————-
    ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد
    چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد
    فرهاد صفت در آرزویی شیرین
    دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد
    ———————————-
    من درد تو را ز دست آسان ندهم
    دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
    از دوست به یادگار دردی دارم
    کان درد به صد هزار درمان ندهم
    ———————————-
    ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود
    در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود
    من عاشق واو زعشق من بی خـبر است
    ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود
    ———————————-
    چون عود نبود چوب بید آوردم
    روی سیه و موی سپید اوردم
    خود فرمودی که نا امیدی کفر است
    فرمان تو بردم و امید آوردم
    خواجه عبدالله انصاری
    ———————————-
    در مذهب عاشقان قرار دگر است
    وین باده ناب را خمار دگر است
    هر علم که در مدرسه حاصل گردد
    کار دگر است و عشق کار دگر است
    ———————————-
    ای جمله بی کسان عالم را کس
    یک جو کرمت تمام عالم را بس
    من بی کسم و تو بی کسان را یاری
    یارب تو به فریاد من بی کس رس
    ———————————-
    من مانده ام و شعر سرودن بی تو
    از خواب غزل پلک گشودن بی تو
    ———————————-
    در بستر بی رحمی و خون زاده شدم
    از اول عمر با جنون زاده شدم
    خاکستریم .دست خودم نیست عزیز
    ققنوسم از آتش درون زاده شدم
    ———————————-