1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کوچه...

شروع موضوع توسط اهلام خانوم ‏Mar 9, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. كــوچـــه
    بی تو، مهتاب ‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،
    همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
    شوقِ دیدار تو لبریز شد از جامِ وجودم،
    شدم آن عاشقِ دیوانه كه بودم.
    در نهانخانهٔ جانم، گلِ یادِ تو، درخشید
    باغ صد خاطره خندید،
    عطر صد خاطره پیچید.
    یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوتِ دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
    تو همه؛ راز جهان ریخته در چشم سیاهت،
    من همه؛ محو تماشای نگاهت.
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت؛ خندان و زمان؛ رام
    خوشه ماه فرو ریخته در آب
    شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ
    یادم آید، تو به من گفتی:
    - « از این عشق حذر كن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
    آب، آیینهٔ عشق گذران است،
    تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، كه دلت با دگران است!
    تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»
    با تو گفتم: « حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم،
    نتوانم!
    روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
    چون كبوتر، لب بام تونشستم
    تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...»
    باز گفتم كه : « تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو دراُفتم همه جا گشتم و گشتم
    "حذر از عشق" ندانم، نتوانم! »
    اشكی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب، نالهٔ تلخی زد و بگریخت ...
    اشك در چشم تو لرزید،
    ماه بر عشق تو خندید!
    یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه كشیدم.
    نگسستم، نرمیدم.
    رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
    نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
    نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ...
    بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

    (فریدون مشیر)​
     
    sasajoon، Admin و sara از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,347
    907
    من عاشق این شعرم
    ممنون الهام جون:smile:
     
  3. خودمم همینطور
    خواهش میکنم عزیزم
     
  4. یادم آید، تو به من گفتی:
    - « از این عشق حذر كن!
    لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
    آب، آیینهٔ عشق گذران است،
    تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
    باش فردا، كه دلت با دگران است!
    تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»:cry:
     
    اهلام خانوم و Admin از این پست تشکر کرده اند.