1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کل کل سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا

شروع موضوع توسط اهلام خانوم ‏Mar 3, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. شعر « آزار » اثر سیمین بهبهانی:



    یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
    هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
    از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
    صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
    در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
    از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
    بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
    چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
    گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
    گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
    هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
    رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
    چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
    منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم



    جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :



    یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
    نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
    بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
    باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
    گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
    با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
    من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
    من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
    من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
    یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
    ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
    رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
    گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
    کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی


    جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :



    گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
    یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
    گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
    خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم


    جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی:



    دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
    در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
    گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
    شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
    گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
    تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
    گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
    ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را


    جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

    صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
    وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
    گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
    کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
    صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
    کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
    سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
    دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
    با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
    بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟
    دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
    زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
    صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
    چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست​
     
    SHAPARAK و Admin از این پست تشکر کرده اند.