1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کلماتی که فکرشم نمی کنید ترکی باشه!!

شروع موضوع توسط Admin ‏Mar 5, 2012 در انجمن مطالب جالب

  1. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,514
    24,631
    62,809
    بسم الله الرحمن الرحیم
    تا همین چند وقت پیش فکر می کردم که زبان ترکی زبان قوی ای نیست! اما هرروز که می گذره واقعا به ترک بودنم افتخار می کنم .شاید این نوشته به درد کسانی بخوره که حال چند وقت پیشه منو دارن . من اسمشو می زارم بازگشت به خویشتن
    1- بنده :
    بن (من) + ده (اک = پسوند) :اینجانب
    2- بها:
    باها: گران ، ارزش، قیمت
    3- پایاپای:
    پایا پای = پای ( سهم، هدیه) + ا (به) پای(سهم، هدیه) : سهم در برابر سهم، کالا در برابر کالا
    مثل ترکی: پای گئدر، پای گلر (کالایی که برود کالایی دیگر می آید)
    4-تاروردی:
    تاری (خدا) + وردی (داد) = خداداد
    5- تشک:
    دؤشه ک = دؤشه (دؤشمک = گستردن، پهن کردن) + ک (اک) = پهن کردنی، گستردنی
    6-آچار:
    آچ (آچماک : باز کردن) + ار (اک) = باز کننده، کلید
    ار اک فاعلی است مثل چاپار، یاشار
    7-اردک
    اؤرده ک = اورته ک = اؤرت (اؤرتمک = پوشاندن) + اک (اک) = پوشش، پرنده ای که در بدن خود پوششی روغنی برای جلوگیری از نفوذ آب به بدنش دارد
    8-آرزو
    آرزی = آر (آرماق و آریماق = جستن، یافتن) + زی (اک) = جستنی، یافتنی، غیر موجود در دست. همریشه و هم معنی با آرمان
    9- باتلاق :
    = بات (باتماق = فرو رفتن) + لاق (اک) =فرورفتنی، جای فرورفتنی
    10- بار :
    = بار (ترکی باستان) = وار (ترکی معاصر) = دارایی،موجودی، سود، بر، میوه، اکنون هم کاربرد این ریشه (بار) در ترکی به مراتب بیشتر از فارسی است.
    آغاج باری = بار درخت ، بارسیز = بی بار، بارلی = پربار
    11- بانگ :
    = بان و بانق = آواز، پشت بام ؛ از مصدر ترکی بانگلاماق = بانلاماق ( = قوقولو کردن خروس، داد و فریاد کردن، زر زدن) ؛نون آخربان یا بانگ به صورت غنه (ng) است که در ترکی باستان استفاده می شد ولی الان یا به ن تبدیل شده یا به نق. مثلاهمین بانگ در جایی بان شده (بانلاماق) و در جایی بانق (بانقیرماق = باغیرماق = شیون و داد و بیراه راه انداختن) آمده است
    12- برابر :
    = بیرابیر = بیره بیر =یک به یک، یک در مقابل یک، پایاپای
    13- بغض :
    = بوغوز =بوغ (بوغماق = خفه کردن، بوغاماق = گریه در گلو گیر کردن) + اوز (اک) = گلو گرفتگی ناشی از شدت غم و ناراحتی
    14- اوستا :
    اوس (عقل، درایت، ادب، تربیت) + تا (اک) = عاقل، بادرایت، مربی، ادیب
    15- امید :
    = اُومید و آومود = اوم ( اومماق = چشم به راه ماندن) + اود(اک) = چشم به راه ماندن، انتظار؛ امیدوار = امید + وار (دارا) = دارای امید؛ در ترکی معاصر مصدر اومماق وقتی به کار می برند که بچه ای بوی خوش غذایی را بشنود و آن را هوس کند که مجازا از معنای فوق برداشته شده است
    16- باقلوا :
    = باغلاما = باغلا (باغلاماق = بستن) + ما(اک) = بسته کردنی، نوعی شیرینی
    17- بلوک :
    = بؤلوک = بؤل (بؤلمک = تقسیم کردن، پاتیشن بندی کردن) + وک (اک) = قسمت شده، پاتیشن، البته این کلمه از انگلیسی (block) به فارسی آمده است. حتی ترک ها نیز آن را بولوک تلفظ می کنن غافل از اینکه، این کلمه در اصل همان بؤلوک است
    18- بیزار :
    = بئزار = بئز (بئزمک = به ستوه آمدن، به تنگ آمدن) + ار (اک فاعل ساز) = به ستوه آمده، خسته، از جان سیر شده؛ بی در اول کلمه به عنوان حرف نفی فارسی نیست و اصولا بی زار مفهومی ندارد.
    19- قلعه :
    = قالا = قال(قالماق = ماندن، پابرجا ماندن) + ا (اک) = ماندگار ، پا بر جا
     
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ parvaneh Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ، Shiva، marzieh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. همه ترکند مگر اینکه خلافش ثابت بشه
     
  3. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,021
    553
    :75: چه باحال نیدونستم thumbsup:16: مرسی
     
  4. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    thumbsupthumbsupایول خیلی جالب بود نمیدونستم. مرسی:20
     
  5. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
    دانستنی های خوبی بودن؛مرسی!