1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کربلایی کاظم، بی‌سوادی که با عنایت اهل‌بیت(ع) حافظ کل قرآن شد

شروع موضوع توسط sina1221 ‏Oct 8, 2014 در انجمن مذهبی

  1. حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی می گوید:مرحوم كربلایی كاظم که در عرف آن زمان، «كل ‌كاظم» گفته می‌شد، یکی از کسانی است که با عنایت اهل‌بیت ـ‌علیهم ‌السلام‌ـ حافظ کل قرآن شد. نخستین کسی که ایشان را كشف کرد.

    مرحوم آقای سید اسماعیل علوی، پسر عموی پدر بنده و برادرزادة حضرت آیت ‌الله بروجردی ـ‌ رحمة ‌الله‌ علیه‌ ـ بود. ایشان رئیس ادارۀ ثبت اراك بودند؛ ازاین ‌رو با مرحوم كربلایی كاظم آشنایی پیدا كردند و بی‌درنگ ایشان را به قم نزد مرحوم پدر ما آوردند و به وسیلۀ ایشان خدمت آیت ‌الله بروجردی رسیدند.

    مرحوم آیت‌الله بروجردی ذاتاً فرد زود باوری نبودند؛ هر ادعایی را به‌ سادگی نمی ‌پذیرفتند و در این زمینه بسیار دقت می ‌كردند. از آنجا که بنده در آن زمان، مدرسه می ‌رفتم، در نخستین جلسه ‌ای كه کربلایی کاظم را خدمت ایشان آورده بودند، حاضر نبودم. پدر من در همان زمان،‌ داستان آن جلسه را برای برخی از دوستانی كه برای دیدن مرحوم كربلایی كاظم به منزل ما می آمدند، از جمله حضرت امام ـ ‌رحمة‌ا لله ‌علیه‌ـ نقل می كردند. ایشان می‌ فرمودند که مرحوم آیت ‌الله بروجردی در آن جلسه سؤالات مختلفی از کربلایی کاظم پرسیده بودند. خود ایشان حافظ بسیاری از آیات قرآن بودند؛ چنان‌ که پدرم می فرمودند: بیش از یک‌ سوم قرآن را حفظ بودند. ایشان آیه ‌ای را می خواندند و مرحوم كربلایی كاظم ادامۀ آن را تلاوت می‌ کرد؛ همان گونه كه در آن زمان معمول بود.

    پدرم نقل می كردند که حتی آیت ‌الله بروجردی برخی از آیات را به هم می چسباندند؛ ابتدای یک آیه، بخشی از وسط آیۀ دیگر و انتهای آیۀ دیگری را به هم می‌ چسباندند و به عنوان یک آیه می خواندند. كربلایی كاظم با همان زبان خودش می گفت: آیه این نیست. قسمت اول را به همراه دنباله‌ اش می ‌خواند و شمارۀ آیه و نام سوره ‌اش را هم می ‌گفت. سپس بخش وسطی را با قبل و بعد آن می ‌خواند و بعد بخش انتهایی را به همین ترتیب بیان می ‌کرد. در نتیجه ایشان از همان جلسۀ اول نزد آیت ‌الله بروجردی جلوه كردند.


    توجه ویژه آیت‌الله بروجردی به کربلایی کاظم


    مرحوم کربلایی کاظم بسیار مورد توجه آیت ‌الله بروجردی قرار گرفته بود؛ به گونه‌ای که گاهی در حدود دو ساعت می نشستند و با هم صحبت می كردند. این امر برای من جای پرسش داشت؛ چون آن زمان آیت ‌الله بروجردی، در اوج مرجعیت شیعه و زعامت عامه بود و كربلایی كاظم هم فرد بی ‌سوادی بود که در ظاهر هیچ سنخیتی با ایشان نداشت. من بعد ها از مرحوم آقای سید اسماعیل علوی و پدر خودم پرسیدم كه آیت‌الله بروجردی به چه دلیل چنین توجهی به ایشان داشتند؟ پدر من در پاسخ، بر دو نكته بسیار تأکید می كردند:

    1. کربلایی کاظم حجتی در دوران مادی ‌گرایی

    نخست اینکه آیت‌ الله بروجردی، وجود شخص کربلایی كاظم را حجتی در زمان ما می ‌دانستند. شخصی كه كاملاً بی ‌سواد بود، با عنایت ویژه ‌ای حافظ قرآن شده بود؛ به گونه‌ ای که حتی ویژگی ‌های سوره ‌ها و آیه ‌ها را نیز می‌ شناخت. این امر از آن‌ رو اهمیت داشت که در آن زمان، تفكر ماتریالیستی و مادی ‌گرایانۀ حزب توده، به ویژه در محافل علمی و دانشگاهی بسیار جا افتاده بود. هرچند این حزب سرکوب شده بود، اما مبانی فکری آن در بین جوانان و جامعۀ روشن ‌فكری آن زمان، به تفكر غالب تبدیل شده بود. مرحوم آیت ‌الله بروجردی نیز با دیدگاه گستردۀ خود، به همة جنبه ‌ها توجه داشتند و معتقد بودند كه معرفی مرحوم کربلایی كاظم به جوانان به عنوان حجتی در روزگار ما، كار بسیار مهمی است؛

    2. کربلایی کاظم و اثبات عدم تحریف قرآن

    مطلب دوم كه برای آیت ‌الله بروجردی بسیار مهم بود، بحث تحریف قرآن بود. در بین علمای شیعه اختلاف است كه آیا قرآن تحریف شده است یا خیر.(1) آیت ‌الله بروجردی، خود قایل به عدم تحریف قرآن بودند؛ اما بسیاری از بزرگان ما، مانند مرحوم صاحب كفایه ـ ‌رضوان ‌الله ‌تعالی‌علیه‌ ـ در این مسئله شك و شبهه داشتند. آیت‌الله بروجردی به گونه های مختلف کربلایی کاظم را آزمایش کردند تا اینكه برای ایشان ثابت شد واقعاً قرآن به آن مرحوم عنایت شده است. در این صورت، قرآنی كه به ایشان عنایت شده است، باید همان قرآنی باشد كه به رسول اكرم ـ‌ صلوات ‌الله‌ و سلامه ‌علیه‌ـ نازل شده است و در نتیجه نباید هیچ گونه تحریفی در آن وجود داشته باشد.




    آیت‌الله بروجردی نیز بار ها همۀ مواردی را كه احتمال تحریف در آنها وجود داشت، از ایشان می ‌پرسیدند و كربلایی كاظم هم که هیچ‌ اطلاعی دربارۀ بحث تحریف قرآن نداشت، فقط آیاتی را كه از او پرسیده می‌ شد، می‌ خواند. آیت ‌الله بروجردی در برخی موارد، بعضی از آیات و سوره ‌ها را چندین بار به گونه‌ های مختلف تغییر می دادند؛ مثلاً کلماتی را که برخی از بزرگان مانند مرحوم میرزا حسین نوری معتقد بودند که جزو قرآن بوده و حذف شده است، در آیه می ‌آوردند و می خواندند. كربلایی كاظم آیه را تصحیح می كرد و می گفت: نه؛ این طور نیست؛ پس از این كلمه، آن كلمه است. بحث اثبات عدم تحریف قرآن، یكی از مسائلی بود كه بسیار مورد عنایت آیت ‌الله بروجردی بود و من شنیدم كه ایشان پس از آشنایی با کربلایی کاظم، قایل شده بودند كه هیچ تحریفی در قرآن صورت نگرفته است و در این زمینه، اطمینان یافته بودند.


    آزمایش کربلایی کاظم توسط علما


    خود من این خاطره را دارم كه جلسه‌ای در منزل ما برگزار شد و حدود ده تا پانزده نفر از علما همچون حضرت امام، حاج‌ آقا مرتضی حائری و مرحوم حاج فقیهی رشتی، و نیز آقای اسماعیل علوی و کربلایی کاظم حضور داشتند. پس از صرف نهار، نوبت به آزمایش کربلایی کاظم رسید. حاضران كتاب شرح لمعه(2) را برای آزمون انتخاب کردند. این كتاب به زبان عربی است و در جای ‌جای آن، آیه و حدیث نیز هست. این کتاب را پیش روی کربلای کاظم گذاشتند. ایشان دست می گذاشت و متن عربی شهید را رد می كرد؛ چون نمی توانست بخواند؛ روایت ‌ها را هم نمی ‌توانست بخواند و رد می كرد؛ اما وقتی به یك كلمۀ قرآن می ‌رسید، آن را می خواند.

    آنچه موجب تعجب من بود، این بود كه کلماتی مثل «الله» را که در متن مرحوم شهید و حتی در روایت بود، نمی ‌دید و نمی ‌توانست بخواند؛ اما در آیه قرآن می ‌توانست بخواند. این آزمایش را چندین بار انجام دادند؛ مثلاً مواردی را مشخص كرده بودند كه آیه و روایت به هم آمیخته بود؛ دو کلمۀ یکسان ـ مثلاً «الله»ـ را به او نشان دادند و گفتند كه این «الله» است؛ آن هم «الله» است. کربلایی کاظم گفت: من نمی دانم آنجا چه چیزی است؛ اما به آیه كه می رسم، نور سبزی هست؛ با این نور، من آن آیه را می بینم و می توانم بخوانم؛ اما غیر آن را نمی توانم بخوانم. بنابراین، ایشان این كلمات و نوشته ‌ها را نمی ‌دید؛ بلکه آنچه می دید، ورای نوشته‌ ها بود. با اینكه «الله» همان است كه در قرآن هست، اما کلمۀ الله را در جملۀ «رحم الله» در كلام مرحوم شهید، نمی دید؛ ولی در آیۀ قرآن می دید. من خودم این را در آن جلسه دیدم.

    به این ترتیب، مرحوم کربلایی کاظم به برکت عنایتی که دربارۀ او شده بود، در مجامع علمی قم در آن زمان، جا افتاد. در حوزه، هر مطلبی به ‌زودی پذیرفته نمی شود؛ هركس ادعایی كند، علما آن را بسیار می ‌سنجند تا جا بیافتد؛ اما داستان کربلایی كاظم و اینکه واقعاً قرآن به او عنایت شده است، در میان علما پذیرفته شد.


    کربلایی کاظم حجتی بر حوزه و مردم


    مرحوم كربلایی كاظم حجتی است برای کسانی که غیر از زندگی ظاهری را نفی می كنند. همچنین مؤمنین و علما که معتقدند لیس العلم بكثرة التفهم والتفهیم، به برکت عنایتی که به ایشان شد، این معنا را به صورت حق الیقین درك كردند. مرحوم كربلایی كاظم از كسانی بود كه باعث شد افراد، آنچه را به صورت علم الیقین باور داشتند، به صورت حق الیقین باور کنند. بنابراین ایشان هم بر حوزه حق دارد، هم بر عامۀ مردم.

    مرحوم آقای سید اسماعیل علوی نقل می كردند كه وجود ایشان در اراک، تحولی در ایمان مردم و جوانان ایجاد كرد. در آن زمان، جنبه ‌هایی كه موجب روی ‌گردانی جوانان از دین شود، كم نبود و جوان هنگام ورود به دبیرستان و دانشگاه، بی‌درنگ مورد هجمۀ تفكرات مادی قرار می گرفت. در نتیجه وجود ایشان در آن زمان بسیار مؤثر بود. اساساً خداوند در هر عصری حجت ‌هایی را به مردم نشان می‌ دهد. مرحوم كربلایی كاظم هم در روزگار ما و در این زمینه‌ ها حجت خدا بود.


    زکات، عامل عنایت ویژه به کربلایی کاظم


    از همة عزیزانی كه در زمینة معرفی این شخصیت به مردم، تلاش می‌کنند و به تحقیق و پژوهش پیرامون زندگی آن مرحوم می ‌پردازند، تشکر می‌کنم. اما آنچه مهم تر از زندگی آن مرحوم است، توجه به عاملی است كه باعث شد این عنایت شامل حال ایشان بشود. مرحوم کربلایی کاظم برای دین خدا و به منزلۀ مصداق «الحب فی الله والبغض فی الله» از زندگی مرفه پدری خود دست كشید و چون آنها زکات نمی ‌دادند، از خانوادۀ خود جدا شد و کار و زندگی خود را مستقل کرد تا بتواند زكات مالش را بپردازد. در نتیجه، این گونه مورد عنایت واقع شد. بنابراین، خود این مسئله نیز موضوعیت دارد.

    خداوند ان ‌شاءلله شما عزیزان را موفق بدارد كه بتوانید این شخصیت نورانی را آن گونه كه بوده است، به مردم معرفی كنید.

    والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته

    .........................................................................................

    1- البته تعداد قایلان به تحریف قرآن در شیعه بسیار کم است. همچنین این دیدگاه در بین علمای اهل‌سنت نیز هست و قایلان به تحریف قرآن در میان ایشان، بیش از قایلان شیعه است.

    2- شرح لمعه اثر مرحوم شهید در زمینۀ فقه استدلالی متوسط است که در سطح یك حوزه تدریس می شود.
     
    Avin Devil، Sonya و بوق از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    موفق باشه
     
  3. خدا وقتی بخواد به کسی لیاقت بده ، این کارو میکنه حالا چه بیسواد بشه چه باسواد !
    ممنون
     
    sina1221 از این پست تشکر کرده است.