1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کافه‌نشینی

شروع موضوع توسط coffee ‏Jun 30, 2013 در انجمن عمومی

  1. coffee

    coffee coffee turk

    98
    1,195
    255
    کافه‌نشینی در بسیاری از شهرهای اروپایی یک سنت دیرینه و عادتی روزمره است. این فرهنگ خاص جدای از این‌که به یک عادت در بسیاری از مردمان تبدیل شد، مامنی بود برای تبادل افکار و اندیشه‌ها و آشنا شدن با نظرات مخالف و موافقی که از یک کافه شروع می‌شد و در کافه‌های دیگر پا می‌گرفت و بسط داده می‌شد.
    در قرن نوزدهم، پاریس یک جامعه‌ی کافه‌نشین داشت که گروه‌های متفاوتی با ایده‌ها و نظرات کاملا مجزا که از منتقدان اجتماعی و طرفداران دگرگونی بودند دور هم جمع می‌شدند و به تبادل‌نظر با یکدیگر می‌پرداختند. این فضاها به مثابه محیطی برای تعامل و هم‌زیستی و انتشار افکار٬ نشان داد که ضرورت وجودی کافه و فرهنگ مربوط به آن تا چه اندازه می‌تواند، در تغییر و تخلیه انرژی و تعاملات مثمرثمر باشد. پاریس به علت جو به دور از تشنجی که در دوره‌ی حکومت «لویی فیلیپ» داشت، برای روشنفکران ناراضی سراسر اروپا شهری آرمانی بود. اگرچه بسیاری از روشنفکران بعدها به شهرهای دیگر نقل مکان نمودند، اما کافه‌های پاریسی بستری مناسب برای شکوفایی تفکرات و جهت‌گیری‌های این افراد بود.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    در ایران تا عهد قاجار کافه‌ای وجود نداشت اما فرهنگ قهوه‌خانه رونق زیادی داشت. این مکان‌ها محفل شب‌نشینی‌های بسیاری از اقشار اجتماع بودند که درآمدهای بالایی هم نداشتند و در واقع در این محیط به نوعی زندگی خود را مشق می‌کردند
    در ایران تا عهد قاجار کافه‌ای وجود نداشت اما فرهنگ قهوه‌خانه رونق زیادی داشت. این مکان‌ها محفل شب‌نشینی‌های بسیاری از اقشار اجتماع بودند که درآمدهای بالایی هم نداشتند و در واقع در این محیط به نوعی زندگی خود را مشق می‌کردند. قهوه‌خانه‌ها در ایران محل حضور، ورزشکاران، کلاه‌مخملی‌ها، مردم عادی و طبقه‌ی کارگر بود. این قهوه‌خانه‌ها البته پاتوق‌هایی مردانه بود که زنان در آن‌ها حضور نداشتند.
    «جعفر شهری» نیز در کتاب تهران قدیم درباره قهوه‌خانه و اهمیت آن در فرهنگ ایران می‌گوید: «قهوه‌خانه اگرچه مرکز تجمع بیکاره‌ها و باکاره‌ها به‌حساب می‌آمد، اما از سویی مدرسه و مکتب و دبستان و دبیرستان و دانشگاهی بود که شخصیت مردم از خوب و بد در آن شکل می‌گرفت؛ چه پاتوق دائمی دانشمندان نیز بود که در آن به شعرخوانی و محاورات برمی‌خواستند. همچنین قهوه‌خانه به جای هر محل و مکان تفریح و سرگرمی‌شان، خانه دوم افراد و مکانی که هر غم و ناراحتی خود در آن برطرف و هر معضل و مشکل خویش را به کمک یاران در آن به فیصله می‌آورند. بعد از باز شدن پای دانشجویان به غرب و آشنایی به فرهنگ کافه‌نشینی و میزان اهمیت آن٬ کم‌کم در ایران نیز این رایج شد. دانشجویان و محصلانی که به‌طور عمومی از خانواده‌های اشرافی بودند بعد از بازگشت به ایران این مساله چنان در رفتار و آدابی که آموخته بودند، ته‌نشین می‌شد که آن را با خود به ایران آورند. در دو برهه از تاریخ معاصر ایران کافه و کافه‌نشینی به اوج خود رسید: دوره‌ی اول زمان جنگ جهانی دوم بود و دوره‌ی دوم دهه سی و چهل بود که به دلیل فضای به نسبت باز سیاسی زمان پهلوی دوم، نویسندگان، شاعران و روشنفکران روزگار خود را در کافه‌های پر رونق تهران می‌گذراندند.»
    هرچند الگوی کافه‌نشینی، رفتاری مقلدانه بود که در قالب کلیت فرآیند گرایش به غرب در ایران باب شد٬ اما می‌توان با فرض بر پیشینه‌ی سنتی رفتار قهوه‌خانه‌ای از قبل در ایران یعنی در واقع گرایش به زندگی اجتماعی، گفت‌و‌گو و تحکیم و توسعه روابط، به‌مثابه توشه‌ای فرهنگی، در ناخودآگاه جمعی روشنفکران و هنرمندان ایرانی آن دوره تاثیر‌گذار دانست.
    آن‌گاه این وضعیت می‌توانسته است بخشی از علت تداوم تاثیرگذاری فرهنگی و اجتماعی چنین مکان‌هایی را تا امروز بهتر توضیح دهد.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    این‌جاست که آن تاریخچه پیدایش محل‌های عمومی که مردم در آن‌ها به تبادل افکار، نظرات و عقایدشان درباره موضوعات فرهنگی و اجتماعی می‌پرداختند، خواه در شکل سنتی قهوه‌خانه یا شکل مدرن کافه، از نظر تداوم تاریخی کارکردهای یک نقش در ناخودآگاه جمعی مردم یک جامعه تعریف می‌شود و حتا در کافه‌های امروزی یا به اصطلاح نادقیق همان «کافی‌شاپ‌ها» نیز امتداد می‌یابد.
    «محفلی شدن» را می‌توان به نوعی «حبابی» شدن و درون پیله رفتن گروه‌های اجتماعی تعریف کرد، به‌صورتی که تنها درون خود وارد تعامل شده و به‌تدریج از دیگر گروه‌ها فاصله بگیرند و در دنیای مادی و ذهنی خود غرق شوند
    «ناصر فکوهی» جامعه‌شناس در مورد فرهنگ کافه‌نشینی و محفلی شدن معتقد است: «محفلی شدن» را می‌توان به نوعی «حبابی» شدن و درون پیله رفتن گروه‌های اجتماعی تعریف کرد، به‌صورتی که تنها درون خود وارد تعامل شده و به‌تدریج از دیگر گروه‌ها فاصله بگیرند و در دنیای مادی و ذهنی خود غرق شوند. در این حالت افراد به تدریج رابطه خود را با واقعیت از دست داده و توهمات خویش را جایگزین واقعیت می‌کنند. این امری خطرناک است زیرا سیستم اجتماعی نمی‌تواند از کنار هم قرار گرفتن حباب‌های مختلف به وجود بیاید و عمل کند. و همواره این خطر وجود دارد که حباب‌ها درون پیله‌هایی سخت قرار بگیرند و روابط بین خودشان را از میان ببرند یا تنش‌آمیز کنند. در این حالت، فضا‌هایی عمومی هم‌چون کافه‌ها و پاتوق‌ها، می‌توانند به مثابه نقاط ارتباطی قدرتمندی عمل کنند که محافل پیله‌گونه را با یکدیگر و در محیطی آرام و بی‌تنش به یکدیگر متصل کنند.
    فرهنگ کافه‌نشینی رواج خود را پیدا کرده و حتا در قدمی جلوتر تبدیل به آرت‌شاپ‌ها [فروشگاه محصولات هنری] شده است که می‌تواند بر فضای فرهنگی و سیاسی یک جامعه تاثیر عمده بگذارد. این وجود مانند یک نیاز طبیعی حساب می‌شود که عدم حضور و رواج آن می‌تواند هر جامعه‌ای را از بلوغ فکری لازم بازدارد.
     
    @min agh@ از این پست تشکر کرده است.
  2. @min agh@

    @min agh@ *امین*

    1,374
    6,043
    395
    چه جالب
    فوق العاده بود . ممنون:smile:
     
  3. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,482
    33,495