1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

کارمنده مملکته ما داریم

شروع موضوع توسط Admin ‏Aug 24, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,514
    24,636
    62,824
    چند سال پیش که تازه خیابون طالقانی رو کنده بودن برای گاز کشی از خونه تا اداره مسافر سوار می کردم.
    یه روز یه شیخی با کلاه سبز و عبا سوار شد ، نزدیکای خیابون حافظ که رسیدیم دستشو آورد جلو و یک پنجاه تومانی نو داد بهم و گفت پسرم ، پیاده میشم …
    منم تا نگه داشتم ، بقیه پولو جور کردم بدم بهش، دستمو دراز کردم عقب دیدیم نمیگیره !!
    برگشتم دیدم در ماشین بازه اما خبری ازش نیست !
    چند متر عقب و جلوی ماشین را نگاه کردم اما انگار غیب شده بود!

    خلاصه شب که رفتم خونه برای زنم تعریف کردم ، یهو زنم صلوات فرستاد و گفت اون مرد امام زمان بوده،چه سعادتی داشتی امروز. منم پنجاه تومنی را در آوردم به خانومم گفتم که قرآن بیار تا اینو بزارم لای قرآن برکت زندگیمون زیاد بشه .
    آقا این ماجرا گذشت ، بعد از یک هفته دوباره شیخ را همونجا که دفعه پیش سوارش کرده بودم دیدم ، بازم سوارش کردم .
    تا شیخ سوار شد و خواستم عرض ادب کنم شروع کرد به مشت زدن به سر و صورتم و فحش ناموسی دادن به من که فلان فلان شده … چرا کنار چاله نگه داشتی ، من افتادم تو چاله ، چهار روز بیمارستان بستری شدم و … !!
    آقا با چشم ورم کرده و کبود ، شب رفتم خونه قرآن رو برداشتم پنجاه تومنیه رو در آوردم و پاره پارش کردم
     
    msalehi92، girl turk70، nanaz asali و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,021
    553
  3. msalehi92

    msalehi92 هپلی

    364
    289
    214
    اشکالی نداره کتک امام زمان گله
    :1:
    :38:
     
  4. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,021
    553