1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

چه کنیم که مخمان را نزنند

شروع موضوع توسط fardin0688 ‏Feb 12, 2015 در انجمن مشاوره زندگی بهتر

  1. fardin0688

    fardin0688 پسر خردادی

    449
    1,835
    1,489
    حرف های جالبی که شاید به درد خیلی از ما بخوره :
    خانم‌ها می‌توانند با این لیست به تحلیلی از رفتارهای مخ‌زنندگان برسند تا بارها و بارها بعد از پایان یک رابطه از خود نپرسند چی شد که اینطوری شد.

    به هر حال این شما و این هم لیست :

    - برانگیختن حس مادری:

    این روزها تقریبن پسری را ندیده‌ام که به قصد مخ‌زنی نزدیک شود و اعلام کند زندگی خیلی خوبی دارد و از همه چیز راضی است. همه نوعی بدبختی دارند و آنقدر چیز ناله می‌کنند که از بوگیر دستشویی هم دیگر کاری بر نمی‌آید. اما چرا؟
    نکته‌ای که هست در وجود تمام ما دختران حس مادرانه‌ای نهفته است . آیا نمی‌خواهید بروید او را در آغوش بگیرید و بگویید: «عجججیجمممم گریه نکن مامانی. خوشگللللللللللللللللم» و اینقدر ماچش کنید تا گریه‌اش بند بیاید؟
    پسرها از همین نقطه ضعف استفاده می‌کنند. وقتی که خود را بدبخت و بیچاره نشان می‌دهند چیزی در ما برانگیخته می‌شود تا به کمک آن‌ها برویم. درست مثل مادری که پسر کوچکش در تنگنایی گیر کرده و حالا با مایه گذاشتن از وقت و زندگی مجبور است که نجاتش بدهد.


    - برانگیختن حس رقابت:

    ما دخترها با هم دوست و رفیق و خوش و خرم هستیم٬ هستیم٬ هستیم تا آن که خدایی نکرده یکی از همجنسهایمان رقیب عشقی شود. در این حالت زمین و زمان را به هم دوخته و از تمام تکنیک‌های طبیعی و ماوراءالطبیعی استفاده می‌کنیم تا آن رقیب را از میان برداریم. گاهی پسرها برای مخ زدن از همین تکنیک استفاده می‌کنند. آن‌ها ابراز می‌کنند که دوست دختری داشته‌اند که بسیار عاشقشان بوده اما به دلایل واهی از او جدا شده است. این دختر تخیلی هنوز هم گاهی زنگ می‌زند و پسر نمی‌داند با او چه کند. در این لحظه ما اگر کمی٬ فقط کمی٬ از آن پسر خوشمان بیاید ناگهان خود را در مواجهه با یک رقیب می‌بینیم. سایه‌ی این رقیب که ممکن است وجود خارجی هم نداشته باشد آنقدر بر ذهنمان سنگینی می‌کند که ناخودآگاه شروع به تلاش برای تصاحب پسر می‌کنیم.
    مورد پیشرفته‌تر این حالت هم وقتی است که با یک دختر دیگر جلوی چشم ما بگو و بخند شود. این مورد که انبیاء مونث هم از آن جان سالم به در نبرده‌اند ممکن است با نادیده گرفتن ما همراه شود که در مورد بعدی توضیح بیشتری داده شده است.

    - تنفر از نادیده گرفته شدن:

    شوخی که نداریم. ما دختر هستیم٬ زیبا هستیم٬ خوش صحبت و مودب هستیم و از بچگی همه به ما بوده که توجه کرده‌اند نه آن پسربچه‌های چموش و بازیگوش و تخس. حتا مراسمی داریم به اسم عروسی (دقت کنید: می‌گویند «عروسی» و نه «دامادی») که گل سر سبد می‌شویم و مرکز همه‌ی توجهات. این مرکز توجه بودن آنقدر در زندگی تکرار می‌شود که به آن معتاد می‌شویم و امان از روزی که آن توجه را به دست نیاوریم. شده تا به حال بین چند دختر باشید و پسری با همه گرم بگیرد و خوش و خرم باشد اما محل سگ هم به شما نگذارد؟ جدا از این که داشتن رقیب خودش سخت است٬ نادیده گرفته شدن هم بر آتش خشم می‌افزاید. خشمی که فقط با تصاحب پسر و مجبور کردن او به گیتار زدن و سرودن اشعار عاشقانه برای ما تسکین می‌یابد. پسرهای مخ‌زن از این تکنیک می‌توانند به خوبی برای به عاشق کردن ما استفاده کنند حتا اگر روز اول محل سگ هم به او نمی‌گذاشته‌ایم.

    - مهر کنترل کیفیت دارد:

    پسرهای احمقی هستند که در برخورد ابراز می‌کنند معصوم (!) هستند و تا به حال هیچ دوست دختری نداشته‌اند. اولین سوالی که من در این مواقع از خودم می‌پرسم این است که «پسره چه ایرادی داشته که هیچ دختری با او دوست نشده؟». در مقابل پسرهای مخ‌زن و وارد اظهار می‌کنند چندین دوست دختر داشته‌اند اما در حال حاضر کسی نیست. وجود دوست دختر در گذشته یعنی این پسر مهر کنترل کیفیت دارد و یکی (یا بیشتر) از همجنسان ما او را تایید کرده‌اند.
    البته این پسرهای مخ‌زن مراقب هستند در ذکر دلایل جدایی از دوست دخترهای قبلی٬ خود را مقصر ماجرا نشان ندهند و چیزهایی مثل «دختره گفت تو برای من زیادی» یا «قسمت نبود» نقش بیشتری دارد تا «از بس من آدم عوضی‌ای بودم».

    - تاکید بر عناصر مطلوب:

    عناصری هستند که از نظر ما مطلوب و ایده‌آل حساب می‌شوند. برای هر کدامشان هم دلایلی موجود است: مثلن قد بلند به دلایل ژنتیک مورد پسند است٬ پدر مایه‌دار به لحاظ اقتصادی و جهش در زندگی٬ ساز زدن از نظر درک ظرافت و هنر و غیره. یکی از ابتدایی‌ترین روش‌های مخ زدن هم همین است. مثلن وقتی پسر می‌گوید «ماشین مامانم خراب شده بود با ماشین خودم رساندمش بیمارستان مریضش رو هر چه زودتر باید عمل می‌کرد» خب کلی معنی دارد. خوشبختانه این موارد را خیلی‌ها از اساس دارند دروغ می‌گویند و به سادگی می‌شود گول آن‌ها نخورد. فقط در چت است که باید مواظب این روش بود و قبل از هر اقدام دیگری تحقیق کافی را انجام داد.

    - عادت دادن:

    اگر دختری در مقابل تمام روش‌های بالا واکسینه شده باشد٬ هنوز یک روش خیلی خطرناک برای مخ‌زنی وجود دارد که در رفتن از آن اگر غیرممکن نباشد٬ بسیار سخت است. می‌دانید که یکی از چیزهایی که به راحتی با عشق اشتباه می‌شود٬ عادت است. شما وقتی عاشق کسی هستید٬ حتا اگر قاتل سریالی باشد در کنار او احساس آرامش و راحتی می‌کنید. همچنین است وقتی که به کسی «عادت» می‌کنید. «عادت» آنچنان القا کننده‌ی آرامش است که حتا در مستراح غریبه اعمال را به‌جای آوردن با توالت خانه‌ی خود آدم زمین تا آسمان توفیر دارد.
    مخ‌زن‌های بزرگ در گفتگوهای طولانی یا با قرار گرفتن در وضعیت‌های غیر قابل اجتناب بدون این که هیچ تکنیک دیگری به کار ببندند اعتماد را جلب می‌کنند. اگر واردتر باشند مراقب هستند همیشه در نزدیکی ما از یک عطر خاص استفاده کنند. به این روش آن بو٬ اعتماد٬ صدای فرد٬ آرامش٬ همه با هم در ذهن ما مخلوط شده و قبل از آن که بفهمیم به فرد عادت کرده‌ایم و عاشق او هستیم. نام دیگر این تکنیک البته «اهلی» کردن است که در شازده کوچولو ماجرایش را خوانده‌اید.
    تنها راه در رفتن از این نوع مخ‌خوری از نظر من تاکید مرتب بر این است که «آقای فلانی من شما را مثل برادر خودم می‌دونم» یا «وای آقای فلانی چقدر شما به پدر من شبیه هستید» این مورد به شما و ایشان یاد آوری می‌کند که «این عاشقی نیست»٬ «این عاشقی نیست»٬ «این عاشقی نیست» و به این ترتیب علاوه بر این که می‌توانید از آرامشی که در حضور او دارید لذت ببرید٬ به فکر آپشن‌های مورد پسند خودتان هم هستید.

    با آرزوی موفقیت :smile:



    منبع :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    و :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

     
    کیانا . . . و AIDA_SKATER از این پست تشکر کرده اند.