1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

چه کسانی وارد بهشت می‌‏شوند؟

شروع موضوع توسط sina1221 ‏Oct 4, 2014 در انجمن مذهبی

  1. از بررسی آیات متعدد قرآن کریم فهمیده می شود که بهشت، وعده حتمی خداست و نصیب کسانی می شود که "متقی"، "مؤمن " و مطیع کامل همه فرامین خدا و رسول (ص) باشند. چنین کسی سعید و خوشبخت واقعی است و در زمره رستگاران خواهد بود.



    با بررسی دستورات خدا و حضرت رسول اکرم (ص) در می یابیم که از جمله فرامین ایشان، لزوم اطاعت از ولی امر، شناخت امام و ادای حق اهل بیت (ع) است. بی تردید آنانی که اعتقاد قلبی، زبانی و اطاعت عملی از خدا، رسول (ص)، قرآن و اهل البیت (ع) ندارند، مؤمن واقعی نیستند و این لطف و وعده خدا شامل آنان نمی شود؛ زیرا قرآن می فرماید:



    "ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار". در واقع بهشت یا جهنم، انعکاس همان عقیده و عملی است که با آن در دنیا زیست نموده ایم. به تعبیر قرآن:



    "ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان أساتم فلها"؛ اگر خوبی کنید به خود خوبی کرده اید و اگر بدی نمایید، باز به خود بدی کرده اید.



    لزوم تبعیت کامل از امام و اهل بیت (ع) فراتر از ادعای محبت آنان است و چیزی نیست که فقط شیعه آن را بیان کرده باشد. راز این که ورود به بهشت در گرو معرفت امام است، ریشه در شناخت مفاهیمی کلیدی از قبیل: معنای امام، وجوب اطاعت از امام، ضرورت وجود امام، نیاز به امام در شناخت سعادت و ... دارد.



    به طور خلاصه هر کسى که حقیقت به او نرسیده باشد و او نیز در جست و جوی حقیقت کوتاهی نکرده و مقصر نباشد، مستحق دوزخ نیست؛ زیرا دوزخ جایگاه گنه کاران است، نه کسانى که حق و حقیقت را نشناخته و به آن نرسیده اند.




    بروج، 11.





    پاسخ تفصیلی
    بهشت، وعده حتمی خداست، [1] اما در این که این وعده شامل چه کسانی می شود؟ از بررسی مجموع آیاتی که درباره بهشتیان آمده به دست می آید:



    "وعدالله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من ت حتها الانهار"، [2] بهشت رفتن یک شرط دارد و آن "مؤمن" بودن است، همین!. مؤمن کیست؟ آیا اظهار زبانی شهادتین در تحقق ایمان و ورود به جمع مؤمنان کافی است؟



    "و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار". [3] مؤمنان ره یافته به بهشت آنانی اند که از خدا و رسولش اطاعت کامل نموده اند. اطاعت از خدا و رسول چگونه است؟ از آیات گوناگونی که در این زمینه است، فهمیده می شود که این اطاعت دو حوزه و دو بخش را در بر می گیرد: اعتقادی و عملی.



    "ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار" [4] هر آن که ایمان (و اعتقاد) داشته باشد و اهل عمل صالح باشد، بهشتی است.



    پس:



    - تا اهل اطاعت از رسول نباشیم، مطیع نیستیم.



    - و اطاعت نیز قلبی و اعتقادی در کنار عملی و بکار بستنی است.



    - اگر فقط به یک دستور یا عمل رسول خدا (ص) اعتقاد یا عمل نداشته باشیم، اهل اطاعت کامل نخواهیم بود!

    ثمره ایمان و عمل صالح چیست؟

    از نگاه قرآن ترکیب دلنشین و حکیمانه و دقیق این دو، میوه "تقوا" را نتیجه می دهد و تقوا داران نیز اهل بهشت اند:



    "للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار". [5]



    از آنچه گذشت نتیجه می گیریم:



    گوهر سعادت همان تقواست و تقوا اطاعت کامل از تمامی فرامین خدا و رسول (ص) است.



    هرچند تقوا مراتب و درجاتی دارد، اما حداقل مرتبه آن این است که واجبات انجام شده و از گناهان اجتناب گردد. از این رو باید اولاً در حیطه واجبات و دستورات اطاعت کامل و دقیق داشته باشیم.



    از جمله دستورات آن حضرت نیز لزوم شناخت و اطاعت از جانشینان و امامان واقعی پس از ایشان است. [6] و بی تردید آنان که اعتقاد زبانی، قلبی و اطاعت عملی از مقام امامت را ندارند، اهل ایمان و عمل صالح نبوده و رتبه تقوا را دارا نمی باشند.



    نکته: طبق آیه 59 نساء ، اطاعت از "ولی امر" لازم است آن هم در حدی که اطاعت از او، به مثابه اطاعت از خدا می باشد. اما تذکر این مطلب ضروری است که این ولی امر باید معصوم باشد و هر که به حاکمیت رسید، همان ولی امر نیست؛ زیرا اگر ولی امر معصوم نباشد امکان و احتمال دارد که چه بسا فرمان او بر خلاف فرمان خدا و رسول باشد و در این صورت امر به اطاعت خدا و اطاعت از ولی امر، به اجتماع دو چیز مخالف و ضد هم می انجامد که قطعاً محال است.







    اینک که از سعادت و نقش اعتقاد به امامت در ایجاد سعادت یاد نمودیم به شرح چگونگی کارکرد و تأثیر امام در سعادت فرد و جامعه و بهشتی یا جهنمی شدن مردم می پردازیم. [7]



    رستگاری و نقش اعتقاد به امام



    اینک با تأکید بر آنچه در بخش های قبل بیان کردیم به بررسی مفهوم رستگاری، سعادت و موفقیت در عرصه دنیا و آخرت و نیز شناخت نقش اعتقاد به امام و امامت در پیدایش سعادت و رستگاری می پردازیم.



    الف. مفهوم رستگاری



    هر کس از موفقیت و خوشبختی تفسیری جداگانه دارد، اما به نظر می رسد که این چندگانگی به نفع آنانی که جویای حقیقت اند نباشد. چه:



    حرم در پیش و حرامی در پس؛



    اگر خفتی مردی و اگر رفتی، بردی!



    پس بهتر آن است که تفسیر واقعی آن را از خدایی که می خواهد دو گروه "رستگاران" و "زیان کاران" را از هم متمایز کند، جویا شویم.



    وقتی خداوند می خواهد به توصیف یکی از انسان های موفق؛ یعنی حضرت ابراهیم (ع) بپردازد، او را با این وصف، معرفی می کند:



    "و ان من شیعته لأبراهیم. اذ جاء ربه بقلب سلیم". [8] تردیدی نیست که ابراهیم به راستی از شیعیان و پیروان او (حضرت نوح) بود. (به این نشانه که) وقتی به پیشگاه پروردگارش آمد با قلبی سلیم و سراسر صفا و آغشته به سلامت بود.



    و نیز دعای حضرت ابراهیم (ع) آن بود که



    "(پروردگارا!) مرا در روزی که همه (از قبرها) برانگیخته می شوند خوارم مکن. روزی که مال و فرزندان سودی نمی دهد. مگر کسی که با «قلب سلیم» به سوی خدا بیاید". [9]



    از این تأکیدی که بر قلب سلیم شده می یابیم: موفق، رستگار و خوشبخت کسی است که در دین آن چنان زیست کند که موقع رفتن جهت ملاقات با خدا، قلبی سلیم با خود همراه داشته باشد.



    و جالب آن است که در آیه فوق (شعراء، 89) این نکته در پی می آید که: "و ازلفت الجنة للمتقین؛ (و در روز قیامت) بهشت در حالی که برای متقین زینت شده، خود را به آنها نزدیک و عرضه می دارد". پیام آیه این است که پی آمد داشتن قلب سلیم، حصول تقواست و پاداش متقین نیز بهشت است.



    در نتیجه: سعادت، رستگاری و خوشبختی در تلاش، جهتِ داشتن قلب سلیم معنا می یابد! و خوشبخت واقعی، صاحب قلب سلیم است. و سعادت پیوند با سلامت قلب دارد.



    ب- نقش اعتقاد به امامت در سعادت



    راویان و نویسندگان متعددی از اهل تسنن، این روایت مهم را نقل کرده اند که قسمتی از آن چنین است:



    رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمودند:



    "امت موسی به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند که تنها یک فرقه آنها نجات یابنده بود و بقیه جهنمی شدند؛ و امت عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که تنها یک فرقه نجات یافت و بقیه جهنمی گردیدند؛ و امت من هم هفتاد و سه فرقه خواهد شد که تنها یک دسته آن نجات می یابد و بقیه در آتش خواهند بود. علی (ع) پرسید: ای رسول خدا، فرقه نجات یابنده کدام است؟ فرمودند: آنهایی که روش تو و یاران تو را دارند و به آن تمسک می جویند". [10]



    بریده اسلمی (که نزد اهل سنت به عنوان صحابی رسول اکرم (ص) شناخته شده) از آن حضرت نقل می کند که مقصود از صراط مستقیم در آیه "اهدنا الصراط المستقیم"، همان محمد و آل محمد (ع) است. [11]



    رسول خدا (ص) فرمودند: "ر که می خواهد همانند تندباد، شتابان از (پل) صراط بگذرد و بی حساب در بهشت داخل شود، پس به یقین باید: فلیتول ولیی و وصیی و صاحبی و خلیفتی علی اهلی علی بن ابیطالب؛ ولایت ولی من، و وصی من و خلیفه من بر خاندانم (یعنی ولایت) علی ابن ابی طالب را بپذیرد".



    و هر که می خواهد به آتش جهنم برود:



    "فلیترک ولایته، فو عزت ربی و جلاله انه لباب الله الذی لایوتی الا منه، و انه الصراط المستقیم و انه الذی یسال الله عن ولایته یوم القیامة" [12]



    پس ولایت او را ترک کند. به عزت و جلال پروردگارم سوگند که او همان باب خداست (ورودی و دربی که با ورود به آن به خدا راه می یابید). بابی که جز از سوی آن نمی توان سوی خدا رفت. بی تردید او، صراط مستقیم است، و اوست که خدا در روز قیامت از بندگان در مورد ولایتش پرسش می کند.



    اعمال چه کسانی مورد قبول است؟



    ولایت، شرط قبول عبادت!



    طبق روایات متعددی که اهل تسنن نقل کرده، مبنا و شرط خداوند جهت پذیرش اعمال مردم، کرنش و پذیرش آنان در برابر ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) است!



    حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: "نگاه کردن به چهره امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب عبادت، یاد او عبادت است و ایمان کسی جز با دوستی او و بیزاری جستن از دشمنان او پذیرفته نمی شود". [13]



    آنچه از این روایت برداشت می شود آن است که اصلاً، شرط پذیرش ایمان (چه رسد به اعمال عبادی!) داشتن ولایت و برائت است.



    نیز علمای اهل سنت نقل کرده اند که:



    «پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "یا علی! اگر کسی به اندازه عمر (حضرت) نوح خدا را عبادت کند، و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق نماید و به اندازه ای عمرش طولانی باشد که بتواند هزار بار پیاده به حج برود، آن گاه در (مکه) بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود، ولی ولایت تو را – ای علی! – نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و هرگز وارد بهشت نخواهد شد". [14]



    اما این که غیر شیعه وارد جهنم می شوند یا نه، بحثی است که در ادامه اجمالا بدان اشاره خواهیم کرد:



    مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‏اند، دو گروه‏اند:



    1. گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معروف اند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و به حقانیت آن پى برده‏اند، اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند، که این گروه مستحق عذاب و خلود در آتش‏اند.



    2. گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروف اند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است، به قسمى که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت مى‏پندارند، چنین افرادى به خاطر صداقت در دین و آیین خود اهل نجات هستند.



    بنابر نظر اسلام چنین افرادى اگر در دین و آیین خود - آنچه مبتنى بر فطرت است - صادق باشند؛ مثلاً از دروغ بپرهیزند و به کارهاى خلاف انسانیت تن در ندهند، اهل نجات اند و به رحمت الاهى امیدوارند.



    این بحث درباره دانشمندان موحد و خداشناس که اسلام به آنان درست معرفى نشده و اهل سنت که حقیقت تشییع براى آنها تبیین نشده است، نیز صادق است.



    به طور خلاصه هر کسى که حقیقت به او نرسیده باشد و او نیز در جست و جوی حقیقت کوتاهی نکرده و مقصر نباشد، مستحق دوزخ نیست؛ زیرا دوزخ جایگاه گنه کاران است، نه کسانى که حق و حقیقت را نشناخته و به آن نرسیده اند.



    برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به نمایه:

    1. جهنم و غیر مسلمان، سؤال 47 (سایت: ۲۸۳) .

    2. قاصرین و نجات از جهنم، سؤال 323 (سایت: ۱۷۵۱).




    [1] " مثل الجنة التی وعد المتقون"، محمد، 47.

    [2] توبه، 72.

    [3] نساء، 13.

    [4] بروج، 11 .

    [5] آل عمران، 15.

    [6] " اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"، نساء، 59؛ "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی". شوری،23، "من کنت مولاه فهذا علی مولاه". المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص109.

    [7] البته مقوله راز نیاز مردم به امام، بحث فراتری را می طلبد، و چنین مقاله ای گنجایش آن را ندارد، لذا تفصیل آن را به وقت دیگر موکول می کنیم.

    [8] صافات، 84 – 83.

    [9] شعراء، 89 – 87.

    [10] الأصابة فی تمییز الصحابة، عسقلانی، ج 2، ص 174.

    [11] رشفة الصادی، سید شهاب الدین شافعی، ص 25؛ ینابیع المودة، شیخ سلمان حنفی، ص 114.

    [12] شواهد التنزیل؛ حسکانی، ج 1، ص 59و90.

    [13] مناقب خوارزمی،ص 19 و 212؛ کفایة الطالب، گنجی شافعی، ص 214.

    [14] " … ثم لم یوالیک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها" مناقب، خطیب خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، خوارزمی، ج 1، ص 37.
     
    ali.le، ×امیرمحمد ×، ثمـــــــــینم ツ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ali.le

    ali.le Türk oğlan ヅ

    509
    1,341
    993
    ممنون،
    مفید بود.
     
    sina1221 از این پست تشکر کرده است.
  3. خیلی ممنونم
     
    sina1221 از این پست تشکر کرده است.