1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

چله های بی باور ...

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 12, 2012 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    می دانی !
    احمقانه ترین چیز این است که موقع تسلیت گفتن از دست دادن پدربزرگت از تو بپرسند ، جوان بود ؟
    و تو بخواهی توی دلت پایین بالا کنی که بگویی بیست را ردکرده بوده یا نه .
     
    SHAPARAK، Shiva، sajjad.y و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دوست من ! جای خالی پدربزرگ یعنی یه شکاف بزرگ بین تو و همه ی خاطرات خوش کودکی ات ...
     
    SHAPARAK، nanaz asali و elaheh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دوستان این جمعه سالگرد پدر بزرگم هست . اگر دوست داشتید یک فاتحه او را میهمان کنید
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  4. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    پدربزرگ یعنی همه ی خاطرات خوب کودکی ، یعنی همه ی نخودچی کشمش هایی که بوی دست های پر از محبتش را می دهند ، یعنی بوی چوب سوخته ی بارون خورده ، یعنی بوی دیوار تازه کاهگل شده ، یعنی بوی چای تازه دم کشیده ، بوی نون و پنیر شور . یعنی بوی بنفشه های وحشی ، بوی سوت سوتکهایی که با ته ساقه ی شلتوک برنج درست می شد .
    پدربزرگ ، یعنی صدای قشنگ قصه های انبیاء . امنیت ته مونده ی صدایی که بعد از نماز صبح ، به گرمی می خوند : خداوندا تو ستاری ، همه خوابند تو بیداری ... و تو آوروم چشماتو رو هم می زاشتی ... که پدربزرگ بیدار بود .
    یعنی مزه ی خوب توتهای سفید و سیاه روی شاخه ها وقتی با نوک داس مهربونی اش از بلندترین شاخه ها خم می شد که بیاد توی دستای کودکی هات .
    پدربزرگ ، یعنی شوقی که شتابان پاهاتو می رسونه پای ایوون خونه ی قدیمی و ساده ای که حالا ، هیچ پدربزرگی نیست که محکم بگیردت توی بغلش و بگه : پیری برسه ...
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  5. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم، هی می‌گفت: علی جان تویی، هی می‌گفتم: ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت: رضا جان تویی مادر، می‌گفتم: نه مادر جان اشتباه شده ببخشید، اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم: آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.
    اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد.

    نکته: چه مادر و پدرها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ماها هستن. ازشون دریغ نکنیم........:cry:
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  6. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    خدا رحمتشون کنه.............متاسفم........
     
    SHAPARAK، nanaz asali و peyrovan از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را،
    کلماتی مثل : بابا، مامان، پدربزرگ …
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  8. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    خیلی عالی ممنون
     
  9. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
    خدا رحمتشون کنه
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.