چله های بی باور ...

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 12, 2012 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    ‏Oct 10, 2012
    8,446
    23,203
    1,169
    مرد
    می دانی !
    احمقانه ترین چیز این است که موقع تسلیت گفتن از دست دادن پدربزرگت از تو بپرسند ، جوان بود ؟
    و تو بخواهی توی دلت پایین بالا کنی که بگویی بیست را ردکرده بوده یا نه .
     
    SHAPARAK، Shiva، sajjad.y و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    ‏Oct 10, 2012
    8,446
    23,203
    1,169
    مرد
    دوست من ! جای خالی پدربزرگ یعنی یه شکاف بزرگ بین تو و همه ی خاطرات خوش کودکی ات ...
     
    SHAPARAK، nanaz asali و elaheh از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    ‏Oct 10, 2012
    8,446
    23,203
    1,169
    مرد
    دوستان این جمعه سالگرد پدر بزرگم هست . اگر دوست داشتید یک فاتحه او را میهمان کنید
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  4. *امين*

    *امين* *امین*

    ‏Oct 10, 2012
    8,446
    23,203
    1,169
    مرد
    پدربزرگ یعنی همه ی خاطرات خوب کودکی ، یعنی همه ی نخودچی کشمش هایی که بوی دست های پر از محبتش را می دهند ، یعنی بوی چوب سوخته ی بارون خورده ، یعنی بوی دیوار تازه کاهگل شده ، یعنی بوی چای تازه دم کشیده ، بوی نون و پنیر شور . یعنی بوی بنفشه های وحشی ، بوی سوت سوتکهایی که با ته ساقه ی شلتوک برنج درست می شد .
    پدربزرگ ، یعنی صدای قشنگ قصه های انبیاء . امنیت ته مونده ی صدایی که بعد از نماز صبح ، به گرمی می خوند : خداوندا تو ستاری ، همه خوابند تو بیداری ... و تو آوروم چشماتو رو هم می زاشتی ... که پدربزرگ بیدار بود .
    یعنی مزه ی خوب توتهای سفید و سیاه روی شاخه ها وقتی با نوک داس مهربونی اش از بلندترین شاخه ها خم می شد که بیاد توی دستای کودکی هات .
    پدربزرگ ، یعنی شوقی که شتابان پاهاتو می رسونه پای ایوون خونه ی قدیمی و ساده ای که حالا ، هیچ پدربزرگی نیست که محکم بگیردت توی بغلش و بگه : پیری برسه ...
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  5. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم، هی می‌گفت: علی جان تویی، هی می‌گفتم: ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت: رضا جان تویی مادر، می‌گفتم: نه مادر جان اشتباه شده ببخشید، اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم: آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.
    اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد.

    نکته: چه مادر و پدرها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ماها هستن. ازشون دریغ نکنیم........:cry:
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  6. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    خدا رحمتشون کنه.............متاسفم........
     
    SHAPARAK، nanaz asali و peyrovan از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را،
    کلماتی مثل : بابا، مامان، پدربزرگ …
     
    SHAPARAK و nanaz asali از این پست تشکر کرده اند.
  8. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
  9. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    ‏Sep 18, 2012
    2,010
    5,897
    797
    مرد
    خیلی عالی ممنون
     
  10. Shiva

    ‏Sep 1, 2012
    5,465
    12,211
    1,514
    زن
    خدا رحمتشون کنه
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.