1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

چرا طلاق..؟

شروع موضوع توسط Mr EhSaN ‏May 24, 2013 در انجمن مهارت زندگی و همسرداری

  1. با سلام به همه دوستای خوبم به همه هفتادی های عزیز
    شاید بپرسید که چرا حالا و این زمان، این موضوع؟
    باید بگم که بعضی از هم سن های ما ها هستن که ازدواج کردن و دچار مشکل و حتی طلاق شدن
    بله درسته طلاق... منفور ترین واژه که تو دنیای ما به راحتی داره پذیرفته میشه
    حالا سوالای من اینه :
    چرا انتخابی از روی احساس؟
    چرا ازدواجی احساسی تر؟
    چرا به جای درک مشکلات و حل کردنش، سخت جلوه دادن صورت مساله؟
    چرا به جای همکاری و هم یاری بشیم بار برای هم دیگه؟
    و اصلی ترین سوال من...

    چرا طلاق؟



    حالا بعضی ها میگن اصن منفور نیست...
    بعضی اوقات باید طلاق گرفت تا راحت شد پس به سوالای من خوب دقت کنن و بعد بگن چرا طلاق خوبه؟؟

    منتظر حضور گرمتون و بحث هایی که منجر به نجات زندگی هایی در آینده خودمون بشه هستم
     
    barfi، milad1212m و *sogand* از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    من یه معشوق داشتم که عاشقانه هما دوس داشتیم و بهم شدید وابسته بودیم...اما خیلی تفاوت ها داشتیم و اکثر اوقات بحث و دعوا...خیلی سختمون بود چون وابستگیمون شدید بود مث زن و شوهرا بودیم...خیلی احساسی رابطمون شکل گرفت و احساسی تر ادامه...با عقل جور در نمیومد...تصمیم گرفتیم عاقلانه جدا شیم تا اینکه بعدا با یه بچه جدا شیم...خیلی گریه کردم تو دوریش اما عاقلانه ترین تصمیم همین بود...خیلی نگرانشم...اون همه وجودم بود...بی اغراق تموم سلولای بدنم تمنای نگاهشا دارند:cry:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥، *sogand* و Mr EhSaN از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. یه سوال چی شد که احساس اومد جای فکرتون و باعث شد احساسی پیش برین تا عقلانی؟
    البته ببخشید ها فضولم دیگه :biggrin:
     
    *sogand* از این پست تشکر کرده است.
  4. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    ترس از اینکه هما از دست بدیم...وابستگی...
    همش میگفتیم ما با عشقمون مشکلاتا حل میکنیم...اما نمیشه...
    وابستگی خیلی بده...مهلک ترین سم...عشق کور و کر میکنه درسته
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥، *sogand* و Mr EhSaN از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. پس اینطور که من برداشت کردم از حرفاتون
    بیشترین دلیل این تصمیمات احساسی وابستگی بود که به هم داشتید درسته؟
     
    *sogand* از این پست تشکر کرده است.
  6. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    بله درست برداشت کردید آقای دکتر!!!!!
    من کنار میام با این قضیه تا چند وقت دیگه اما نگرانشم...همش نگرانم نکنه با یکی دوست شه اذیتش کنه...همش کابوس شده زندگیم...سپردمش به خدا اما بازم میترسم...من و اون واقعا قصدمون فراتر از دوستی بود...
    برا همین میگم کسایی که با کسی دوست نبودن الکی دوست نشن...عاشق شدن و دل کندن خیلی زجر آوره
     
    Mr EhSaN و *sogand* از این پست تشکر کرده اند.
  7. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    عشقم یه کاری کرد که خیلی دلما سوزوند و هنوز حس میکنم سوزشه سینما....بلافاصله تو سایت از دوست قبلیش پیروی کرد و تو صفحه اون لاشخور چیز نوشت...ازش نمیگذرم اگه بهم خیانت کرده باشه نمیگذرم و باید تاوان تموم اشکای منا بده اما فکر نکنم وقتی با من بود با اللاشخور رابطه داشته اما چرا بلافاصله؟؟؟؟؟؟؟::
     
    Mr EhSaN و ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده اند.
  8. با تشکر از شما در مورد اینکه به سوالات من جواب دادین...
    واقعا ممنونم از تجربیاتتون استفاده میکنم هرچند برای شما تلخ تموم شد و من واقعا متاسفم
    درسته نمیتونم عمق درد شما رو درک کنم ولی باز هم متاسفم دوست خوبم
     
  9. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    داداش تو جو دکتری هستیااااااا :16:
    باش استفاده کننننننن
     
    Mr EhSaN از این پست تشکر کرده است.
  10. pishi

    pishi

    17
    109
    138
    ببخشیدااااااااااااااااااا ولی منظورت کدوم لاشخوره ؟؟؟؟؟ امیدوارم شناخته باشی