1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پ ن پ

شروع موضوع توسط simid ‏Mar 26, 2015 در انجمن اس ام اس

  1. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    دختراومده توصف اتوبوس بعد ده دقیقه میگه ببخشیداقااین صف اتوبوسه
    منم گفتم پ ن پ صف نونوایی شماچندتامیخواستین؟
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  2. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه? پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  3. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    با سگم تو پارک بودیم یهو یه دختره اومد جلو پرسید:این سگه؟گفتم په نه په اسبه داره روزهای سگیشو سپری میکنه
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  4. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    رفتم نمایشگاه میگم: آقا اون 206 آلبالویی تون چند؟
    گفت میخوای قیمتشو بدونی؟!
    :279:
    کار از پ نه پ گذشته بود!
    با همون 206 آلبالویی گرفتم مثل لواشک لهش کردم.
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  5. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    برق خونه مون قطع میشه داداشم میگه کامل برق رفت ؟
    میگم:پ ن پ یه کم مونده بیا سطل بیار پرش کن تا کامل نرفته.
    من:smile:.
    داداشم:(((.
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  6. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    رفتیم کوه ..... دارم چوب جمع میکنم . میگه داری چوب جمع میکنی اتیش درست کنی ؟ میگم پ ن پ پشت دریا ها شهریست قایقی خواهم ساخت....
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  7. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    داشتم میرفتم کلید سازی دوستم میگه داری میری کلید بسازی
    منم گفتم:په نه په شام نداشتیم میرم پیتزا سفارش بدم واسه شب
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  8. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    وقت شام بود مامانم برا همه غذا كشيده به من ميگه:
    عزيزم برا تو ام بكشم؟؟؟؟
    گفتم:پ ن پ ميرم خونه همسايه شام مي خورمو ميام
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  9. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    مامانم سفره رو انداخته. میگم مامان میخوایم شام بخوریم؟ گفت پ ن پ سفره رو انداختم تا به گل هاش آب بدم! آخه مامانه داریم ما.
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  10. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    بابام رفته بودحموم داشت اوازه میخوند گفتم می شه اوازنخونی گفت صدام بده گفتم پ ن پ همسایه چشت میزن ی طوری میشی گفت نترس مهر مار دارم شروع کرد به خوندن اونم باصدای بلندتر
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.