1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پیرمرد

شروع موضوع توسط اهلام خانوم ‏May 7, 2012 در انجمن داستان و رمان

  1. پیرمرد و نوه اش!



    رفته بودم فروشگاه...



    یکی از این فروشگاه بزرگا, اسم نمیبرم تبلیغ نشه براش!



    یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی ور ور و غرغر می کرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم!



    جلوی قفسه خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد...



    پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان، دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه.



    دَم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چنتا از جنسا افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون!



    من بسیار تعجب کرده بودم.



    بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش!



    پیرمرده با این قیافه :279: منو نگاه کرد و گفت:



    عزیزم، فرهاد اسم مَنه! اون اسمش سیامکه!:laugh:
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.
  2. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905
    چه صبری من که همچین صبری ندارم