پند عارف

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 17, 2012 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    ‏Oct 10, 2012
    8,446
    23,203
    1,169
    مرد
    جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
    عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
    گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
    بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
    گفت: خودم را می بینم !
    عارف گفت: ....
    دیگر دیگران را نمی بینی !
    آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه
    اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
    این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
    وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.
    اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند
    تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،
    تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری
     
    sajjad.y و yosof.1374 از این پست تشکر کرده اند.
  2. yosof.1374

    ‏Dec 8, 2012
    249
    407
    225
    مرد
    زیبا بود ممنون از این پستها بذار زیاد
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  3. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    ‏Sep 18, 2012
    2,010
    5,897
    797
    مرد
    عالی بود تشکر