1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پـ♥ـایـیز بهـاریست که عـآشـ♥ـق شده اسـت !

شروع موضوع توسط ♫ Sαвα Bαɴυ ♪ ‏Dec 5, 2013 در انجمن معرفی کتاب

  1. ♫ Sαвα Bαɴυ ♪

    ♫ Sαвα Bαɴυ ♪ ♫ بـآنـویِ آسِــمـآن هـآ ♪

    2,622
    13,349
    3,639
    ســــــلام ســــلام همه بـروبچ دهه هفـتادی :121:
    خـب خــب من باز با یه کتـاب دیگـه اومدم ... اینـبار واسه کـــسایی که شعـر میخونن و شــعر دوست دارن .
    :136:
    کتـاب " پـاییـز بهـآریسـت که عـآشــق شده اسـت " به سـروده ی آقای " میـلاد عـرفان پـور "که شامـل 46 رباعیه .
    بـرای اینکه یه توضـیح هم درباره ی آقای " عرفان پور " بدم ، ترجیـح دادم مقدمه دکتر محمدرضا سنگری برای این کتـاب رو بـذارم براتون : :200:
    " حدود کمتر از یک دهه است که دیگر بار اقبال به رباعی و استقبال از آن آغاز شده است . نوآوری در فرم ، کشف و دستیابی به چشم اندازهای تازه زبانی ، نوعی جهت گیری فلسفی و ریختن مضامین غزلی در قالب خوش آهنگ رباعی از دستاوردهای کوشش های نو در عرصه این قالب شورانگیز است .
    شاعر جوان ، خوش استعداد و رباعی گوی عزیز ، میلاد عرفان پور که فرداها از او بیشتر خواهیم شنید ، جدی و ژرف به این عرصه قدم گذاشته است و یا رباعی هایی که با چند شاخصه ممتاز شده اند ، چشم اندازهای تازه ای را فراروی شعردوستان گشوده است .
    تنوع ، تعهد و التزام و اندیشه ی جاری در رگ رگ شعر ، غافلگیری و ضرباهنگ خوش پایانی شعر، تکاپوی شاعرانه در کشف مضامین بکر و تازه و حتی به ظاهر غیر شعری ، از شاخصه های شعر میلاد عرفان پور است . "
    و امــا یه نکتـه ی مهم : این کتـاب " برنده ی سرو زرین جشنواره بین المللی شعر فجر و رتـبه اول جشنواره جـوان خوارزمی " شده .
    خــب خــب حالا بـریم سـراغ چن تا از شـعرای ( رباعی) زیـبای این کتـاب ؛ گرچه همه ی شعراش زیـبان اما خـب گلچین کردم چون نمی شد ک همشو بـذارم . :55:

    سنگم بزنی به جای دیگر نروم
    آبم ندهی تشنه از این در نروم
    والله اگر قفل قفس باز شود
    از بام تو گامی آن طرفتر نروم


    تلخ است که لبریز حقایق شده است
    زرد است که با درد موافق شده است
    عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
    پاییز بهاریست که عاشق شده است


    هر چند به دریا دل ماهی گیرست
    بیچاره اسیر بازی تقدیرست
    افتاده میان قایقی فرسوده
    از او نگرانتر دل ماهیگیرست


    بر پیکر من تو را کفن ساخته اند
    یا اینکه برای پر زدن ساخته اند
    ای عشق شبیه سایه با من هستی
    انگار تو را برای من ساخته اند


    در ذهن نیافرینمت می میرم
    از وهم اگر نچینمت می میرم
    ای عادت چشم های بی حوصله ام
    یک روز اگر نبینمت می میرم


    هنگام نشاط و غم دهاتی باشیم
    در این همه بیش و کم دهاتی باشیم
    حالا که جهان دهکده ای کوچک شد
    ای کاش من و تو هم دهاتی باشیم


    یک دو سه چهار می شمردم تک تک
    بیتاب پی تو می دویدم با شک
    حالا که بزرگتر شدم می فهمم
    تمرین جداییست قایم باشک


    صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
    راز شب تار برملا خواهد شد
    در راه عزیزیست که با آمدنش
    هر قطب نما قبله نما خواهد شد.


    این‌جا فوارن زندگی ... آن‌جا مرگ

    مانده‌ست در انتظار انسان‌ها ، مرگ
    « یک روز به دیدار شما می‌آیم »
    این نامه برای زنده‌ها ... امضا: مرگ

    با بال و پرت نگو که ماندن ننگ است
    فریاد نزن که آسمان خوش‌رنگ است
    برگرد پرنده ! دل به پرواز نبند
    این‌جا دل یک قفس برایت تنگ است


    سرمای تو کُشت خواهرم را، ای برف!
    خون کرد دل برادرم را، ای برف!
    آهسته ببار تا بیابم شاید
    گیسوی سپید مادرم را ای برف!


    خاکی بودم ، به خویش مغرور شدم
    بر اصل خودم وصله ناجور شدم
    تو کوه به کوه می‌رسیدی به خودت
    من شهر به شهر از خودم دور شدم


    ای در پر و بال ما، پر و بال خودت !

    ما را نکشان چنین به دنبال خودت

    کالای شکسته را خریداری نیست
    این دل که خودت شکسته‌ای ، مال خودت


    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]
     
    SHAPARAK، mahsa.p، Admin و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.