1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پـَـ نـَـ پـَـ

شروع موضوع توسط simid ‏Apr 15, 2015 در انجمن پ ن پ

  1. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    چند بار پشت سر هم میرم دستشویی..
    مادرم میگه اسهالی؟؟
    میگم: پ ن پ یبوست دارم..هی میرم شاید خودش خجالت بکشه بیاد
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  2. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    سر کلاس خوابیده بودم استادمون اومد گفت: خوابیدی؟ گفتم پ ن پ زدم کنار استراحت کنم که پشت فرمون خوابم نبره!!!
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  3. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    امروز به معلمم گفتم جلسه ی بعد میپرسی؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    گفت :پـــ نــ پـــ میشینیم خاله بازی میکنیم..
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  4. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    چندروزپيش رفتم بنزين سوپر بزنم يك بنده خدايي آمد تو صف بنزين سوپر بعد به من گفت كه شما هم دارين بنزين سوپر ميزنيد كه من يكدفعه ياد پن په افتادم و بهش گفتم خير دارم سوپر ليگ ايتاليا رو تماشا ميكنم كه يكدفعه همه حتي خودش زدن زير خنده و بيا ببين كه چه خنده بازاري راه افتاد .
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  5. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    چند وقت پیش با رفیقم رفتم بیرون.یکی از رفیقاش ما رو باهم دیده
    فرداش از رفیقم میپرسه: اون رفیقت که دیروز بات بود ازدواج کرده؟
    رفیقم گفت :ن بابا 73 ایه.
    اون رفیقه :ینی متولد 73 است؟
    رفیقم:پ ن پ 73 سالــــــشه!!!!
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  6. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    از مادربزرگم میپرسم شما بزرگتری یاخاله بزرگ؟
    میگه از نظر سنی؟؟
    پ ن پ ازنظر قد و وزنو کلسترول خون میگم...
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  7. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    دوستم تعریف میکرد :
    به داداشم میگم: میری آشپخونه، بی زحمت واسه منم یه لیوان آب بیار
    میگه: تشنته؟
    میگم: پ ن پ، من آ« گلبرگ مغرورم که میمیرم زِ بی آبی/ ولی با منّت و خواری، پیِ شبنم نمیگردم....
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  8. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    داریم از مسیر رباط کریم می ریم اسلامشهر، داییم با دو تا از خاله هام تو ماشین خودشون جلوتر از ما میرن.خاله م زنگ زده می گه کجایید؟(حالا گوشیش روی اسپیکره) میگم گلستان رو رد کردیم. میگه گلستان رباط کریم؟؟ میگم پ ن پ ، گلستان سعدی!!!
    حالا هم از این طرف همه دارن غش می کنن از خنده ، هم از اون طرف اونا. خالمم از حرص منو فش می ده. به من چه!میخواست سؤال بی ربط نپرسه خب!!!!والااااااا.
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  9. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    مامانم سفره پهن کرد
    بهش گفتم: میخوای شام بیاری"
    گفت : پ ن پ می خوام گل های سفره رو آب بزنم ....
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.
  10. simid

    simid ŚĨMĨŃ ŐMĨĎ

    7,654
    15,776
    60,056
    با چند تا از دوستام رفتیم یه مسافرت کاری بعد از چند روز زنگ زدم خونمون؛بعدش میگم بچه ها شهر خودمون نیم متر برف اومده! یکیشون میگه یعنی باریده؟ میگم پـ نـ پـ ماشین بردن از مسکو بار زدن آوردن ریختن اونجا!!!
     
    ♥ąяεՔεн♥ از این پست تشکر کرده است.