1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پـَــــــــ نَ پَـــــــــ سری 7

شروع موضوع توسط Sara skelet ‏Jan 3, 2012 در انجمن پ ن پ

  1. رفتم سوپری میگم: نوشابه دارید؟ یارو میگه: نوشابه مشکی؟ گفتم: پـــ ... عصبانی شد گفت برو گمشو بیرون ....میگم: آقا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. یارو کلی معذرت خواهی کرده میگه پنیر کیلویی میخوای ؟گفتم پـَـَـ نَ پـَـَـــ متری میخوام

    با کل فامیل واسه بابابزرگم رفتیم خواستگاری، پیرزنه بهش میگه شما تا حالا ازدواج کردین؟ پـَـــ نَ پـَـــ تک پسر خونه ست، ما 60 نفر رو هم از پرورشگاه ورداشته اورده بیایم واسش خواستگاری
    میخوام مسواک بزنم...مامانم میگه: میخوای مسواک بزنی؟ میگم: بله مامان جون.... میگه: خمیر دندون زدی روش؟میگم: بله مامان جون...! میگه: ای خاک تو اون سرت که این همه موقعیت پَــ نَ پَـــ درست کردم واست استفاده نکردی

    دارم میرم تو دانشگاه یارو دم در جلومو گرفته میگه آقا شما دانشجوی همین دانشگاهید؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ دانشجوی دانشگاه آکسفورد هستم، درس تفسیر قرآن رو اینجا میهمان گرفتم
    بابام از اداره زنگ زده خونه بعداز کلی احوالپرسی میگه: حامد خودتی؟ میگم: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ به سیستم تلفنبانک بانک تجارت خوش آمدید. برای پرداخت قبوض شماره 1،برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2.... گفت: زهر مار!! و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق، من هم پای پَــــ نَ پَـــــ بودم. گفت: اگه یه بار دیگه بگی پَــــ نَ پَـــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی .... گفتم: یعنی از خونه بیرونم میکنی بابا؟ گفت: پَـــ نَ پَــــ خونه رو عوض میکنم

    خونه همسایمون آتیش گرفته به پسرش میگم زود باش برو زنگ بزن بیان، میگه آتش نشانی ؟میگم پَـــ نَ پَـــــ زنگ بزن حضرت ابراهیم بیاد بره تو آتیش خونتون گلستان بشه

    دارم سیگار میکشم. مامور اومده میگه: داری سیگار میکشی؟ میگم: پَـــ نَ پَــــ دارمعلامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینجائیم. گفت: ای پدر سگ اهل فیسبوک هم که هستی، سوار شو بریمگفتم: کلانتری؟ گفت: پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم ما اوردیمت لازم نیست شما بیاین

    داشتم تلویزیون نگاه می کردم. مادر بزرگم اومده کانال روعوض میکنه!! نگاهش میکنم میگه: داشتی می دیدی؟ میگم : پـَـَـ نــه پـَـَـــ داشتم تلویزیون رو گرم می کردم تا شما بیای ببینی


    داشتم با سرعت با موتور میرفتم یهو تصادف کردم پهن شدم کف خیابون. یارو اومده بالاسرم میگه: پسرم، خوردی زمین؟ میگم: پــ نه پــ من بدلکارم، میخواستم امادگی جسمانیم رو امتحان کنم

    دختره داره فیلم «شمعی در باد» میبینه. دوستش میگه: من عاشقه رادانم. دوستش میگه: کی؟ بهرام رادان؟دختره میگه: پـ نه پـ سردار رادان بی شرف

    رفتم داروخانه میگم: شربت سینه می خوام. میگه: برای گلوت میخوای!!؟گفتم: پَـــ نَ پَــــ سینه هام کوچیک هستن، میخوام بخورم بزرگ بشن!!؟

    دستمو بردم بالا میگم: استاد؟ میگه: کاری داری؟ میگم پــــَنــه پـَـَــ خواستم بگم: اوستااااد، می فرمودیه، بفرمیوووو

    نصفه شبی رفتگره داره زمین رو جارو میکنه، رفیقم میگه: رفتگره؟!! میگم: پـَـــ نــه پـَـــ بابا بزرگه هری پاتره، استتار کرده که نشناسیمش

    تو خیابون میرفتم یکی جلوم چاقوشو از جیبش در اورد. گفتم: میخوای پولامو بگیری؟گفت: پـ نه پـ، میخواستم بگم نگاه کن من چاقو دارم، تو نداریدلت بسوزه
    زنگ زدم هواشناسی، یارو میگه: می خواین وضع هوا رو بدونین؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَــ ،هوا صاف بود، زنگ زدم از شما تشکر کنم

    ماشینو زدم تو پارکینگ، اومدم تو خونه. بابام میگه: در پارکینگ رو بستی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ باز گذاشتم ماشینه دلش نگیره تو اون چاردیواری تنگ


    دستمال کاغذی لوله کردم گذاشتم تو سوراخ بینی ام، مامان بزرگم میگه: بینی ات خون اومده؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ دیدم از دماغم داره هوا میاد. گفتم حتما پنچر شدم، فعلا اینو بزارم که بادم خالی نشه تا بعد پنچرگیری کنم


    تو پارک سرکوچه یه چرخ و فلک درست کردن، دوستم میگه: چرخ و فلک زدن سر کوچه؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ یک پنکه بزرگ زدن تا هوای شهر رو خنک کنه
    با دوستم شیر یا خط انداختیم، شیر اومده!! دوستم میگه: شیر اومد، یعنی من شروع کنم؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ شیر اومده، فرار کن، الان میخورتت
    تو تاکسی به راننده میگم آقا نگه دار
    میگه پیاده میشی؟
    میگم بله، پیاده میشم!!!
    (ستاد مبارزه با فتنۀ پـَـَـ نــه پـَـَــــ)
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.