• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پــرونده علــی دلاور

DelavarIQ76

بازی , سازگاری , پیروزی
ارسال ها
4
لایک ها
18
سن
21
محل سکونت
مشهد
#1
بهــ نام خدایی که هرگاه اسمشو بــردیم .. قطــعا بـــــردیم..
سلام میکنم خدمت تمامی دوستان عزیزم .. امیدوارم حالاتون خوب باشه و زندگیتون به کام

،، نقل است :

در چهاردهمین روز از سومین ماه سال یک هزارو سیصد و هفتاد شش (1376) .. کودکی در تهران چشم به جهاد بگشاد ...
نام این کودک را نامی مترادف با قدرت , ایمان , مردانگی نهادند .. درست است .. نام او علی هست
اطرافیان باور داشتن که این کودک .. کودکی توانایی خواهد بود ..
با گذشت زمان ..
علــی پی به کمبود هایی در خود بــرد .. به عقب افتادگی هایی نسبت به هم سن و سال های خود ..
ناتوانی های جسمی و غیره که او را نسبت به سایر افراد کوچک تر نشان میداد ..
علی رفت به مدرسه و خواست نوشتن یادبگیره .. اما نشــد .. چون دستانش با لرزشی که داشت توانایی قلم در دست گرفتن نداشت...
علـی دوست داشت آدم باهوشی بشود اما مشکلات ذهنی او این توان را به او نمیداد ..
علـــی دوست داشت مثل دیگران با ارزش بشود اما نشــد ..
روزگــار ورق میخورد و علی از هر ورقش فقط شکست نصیبش میــشد ..
از دید اطرافیان محو شد .. موجودی ضعیفی شــد ..
و در نهـــــــایت خســته شد ..
خسته شد از نا مردی رفقاش ..
خسته شد از بی خاصیتی ..
خســته شد از هیچی و پوچــی
خواست با دیگــران هم راستا شود ..
خواست در دید عموم باشد .. نه در زیر قُـدوم
خواست .. و در حدود چند ماهی پیش شروع کرد به تغییـر ..
در هر زمان و مکان .. به دنبال مصالحی گشت برای ساخت برج باور ‌و اهداف خود ..
و در نهایت و بعد از چندی موفق با ساخت این بــرج شد .. بــرجی که نسبت از بـــرج دوستانش خیلی بلند تر و استوار تر بود ..
آرزو داشت قلم در دست بگیرد و بنویسد .. .. اما توانست به عنوان یک دو دست هم زمان شناخته شود ..
آرزو داشت باهوش باشد نه مثل گذشته کند ذهن .. اما توانست با ضریب هوشی 198 ار مرز باهوشی عبور کند ..
آرزو داشت برآده آهنی باشد تا دیگران اون را جذب کنند .. اما توانست خود آهن ربایی باشد ..
.
.
.

و هم اکنون علی .. با کمک های خدا و تلاشش به رویای های خود دست پیدا کرده ..
و اراااادتمنده تمامی دوستانشم هست
خب .. این بود اندکی از قصه ی من ..

امــیدوارم وقتی شکست میخوریم .. به غرورمون بر بخوریم ، بلند شیم و روی همه رو کم کنیم

* در بازی زندگی .. با مشکلات سازگاری کنید و در نهایت به پیروزی برسید ..
بــــــازی ,, ســــــــازگـــاری ,, پیــــــــــروزی


فدای همه دوستان عزیز
 
آخرین ویرایش:
ارسال ها
606
لایک ها
7,079
محل سکونت
teh
#6
سلام خیلی خوش اومدی
واقعا که خوشحالم باهات اشنا شدم.
 

DelavarIQ76

بازی , سازگاری , پیروزی
ارسال ها
4
لایک ها
18
سن
21
محل سکونت
مشهد
#7
درود و سلام و شاد باش خدمت داداش مانی عزیز
آقا خیلی ارادت دار من هم نیز خیلی خوشحال شدم ..
انشالله دوستای خوبی میشیم
فدات
 
بالا