پس از آفرینش آدم

شروع موضوع توسط Sahar As ‏Jun 2, 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. Sahar As

    ‏Jun 2, 2013
    2
    15
    221
    زن
    پس از آفرینش آدم خدا گفت به او :
    نازنینم آدم...
    با تو رازی دارم!..اندکی پیشترآی..آدم آرام و نجیب آمد پیش...
    زیر چشمی به خدا می نگریست!..محو لبخند غم آلود خدا ...، دلش انگار گریست...!
    نازنینم آدم!!
    ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید)یاد من باش که بس تنهایم!! بغض آدم ترکید...، گونه هایش لرزید!!به خدا گفت:من به اندازه ی….من به اندازه ی گلهای بهشت
    نهبه اندازه عرش ...نه.من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من... دوستدارت هستم!!آدم ،، کوله اش را بر داشتخسته و سخت قدم بر می داشت!…راهی ظلمت پر شور زمین..زیر لبهای خدا باز شنید :نازنینم آدم ...!
    نه به اندازه ی تنهایی مننه به اندازه ی عرش...
    نه به اندازه ی گلهای بهشت!…که به اندازه یک دانه گندم ...،
    تو فقط یادم باش !!
    نازنینم آدم.
    نبری از یادم؟؟؟
     

    موضوعات مشابه

    آنه شرلی، sara، Kimiya و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Nayereh

    ‏Jul 28, 2012
    4,268
    10,360
    1,586
    زن
    :cry:
     
    آنه شرلی از این پست تشکر کرده است.
  3. ❥ℳĀΣĐξĤ❥

    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ ـمـــهــرـبــانـــو

    ‏Apr 14, 2013
    3,596
    17,065
    4,193
    زن
  4. آنه شرلی

    آنه شرلی آرام و مهربان

    ‏Jan 16, 2013
    521
    2,202
    699
    زن
    واقعن قشنگ بود خیلی مرسی عزیزم.:22:
     
    Nayereh از این پست تشکر کرده است.