1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پاراگراف کتاب (8)

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Jan 10, 2015 در انجمن سخنان حکیمانه

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    بهترین راه حل همیشه به طرز خنده داری ساده است...!

    ... کمک! چه حرف مفتی! خوب بگذار حرف مفت باشد. وقتی داری می میری فردیت به چه دردت می خورد. دلش می خواست در هر وضعی به زندگی ادامه دهد. حتی اگر در زندگی اش به قدر کاهی در انباری نشانی از فردیت نباشد...!

    ... تکرار به نحوی هولناک ادامه داشت. بی تکرار نمی شد زندگی کرد, مثل ضربان قلب , اما این نکته هم درست بود که ضربان قلب همه چیز زندگی نبود...!

    ... هیچ چیز مهمی در روزنامه‌ها نبود. همه‌اش برجی توهمی، ساخته از آجرهای وهم و پر از سوراخ. اگر زندگی فقط از چیزهای مهم ساخته شده باشد،به راستی خانۀ شیشه‌ای خطرناکی خواهد بود که کمتر می‌توان بی پروا دست به دستش کرد. اما زندگی روزمره دقیقاً شبیه این عنوان‌ها بود. و بنابراین هرکس با دانستن بی‌معنایی وجود، مرکز پرگارش را در خانۀ خود می‌گذارد...!

    ... عشق به زاد و بوم و تعهد فقط در صورتی معنا می دهد که آدم با دست کشیدن از آن چیزی را از دست بدهد. آخر این زن چه داشت که از دست بدهد؟...!

    زن در ریگ روان / کوبو آبه / مترجم:مهدی غبرایی

    8586170ec61a86e1417f92b111401c2a.
     
  2. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    توماس بودنبروک گفت: «چه موج‌های بلندی. ببین چه‌طور در زنجیره‌ای بی‌پایان یکی بعد از دیگری بیهوده و عبث پیش می‌آیند و سر به ساحل می‌کوبند. با این همه، مثل هر چیز ساده و ضروری‌ای آرامش بخش و تسلا دهنده‌اند. در این چند روز من دلبسته‌ی دریا شده‌ام. شاید به دلیل دوری راه بود که بیشتر‌ها کوهستان را ترجیح می‌دادم. حالا دیگر شوق کوهستان در دلم نیست. به گمانم در کوهستان بترسم و خجل بشوم. کوهستان بیش از اندازه خودکامه، بی‌نظم و متنوع است. شک ندارم که در کوهستان احساس حقارت می‌کنم. راستی کسانی که یکنواختی دریا را ترجیح می‌دهند،‌ چه کسانی هستند؟»...!

    بودنبروک‌ها ( زوال یک خاندان) / توماس‌ مان/ مترجم : علی اصغر حداد

    5ced91b532b05c7628f70c8c10b1e3dd.
     
  3. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    کلاغ‌ها می‌گویند که یک کلاغ تک می‌تواند افلاک را نابود کند. در این باب هیچ شکی نیست، اما این مساله علیه افلاک نیست، چون معنای افلاک فقط این است « ناممکن بودن کلاغ‌ها »...!


    آخرین عشق کافکا / کاتی دیامانت / مترجم: سهیل سمی

    fae5051777c85e66b7d22c7994d9e82c.
     
  4. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    برای من لحظه مشخصی برای کشف حقیقت نبوده و هیچ چیز بخصوصی ناگهان الهام بخش من نشده، بلکه فقط مجموعه ای منظم از هزاران مورد بی حرمتی، هزاران مورد خرد شدن شخصیت و هزاران مورد لحظه از یاد رفته مرا به خشم می آورد، شورشی می کرد و این خواسته را در من تقویت می کرد که با سیستمی که مردم مرا اسیر خود کرده مبارزه کنم.
    هیچ روز بخصوصی وجود نداشته که در آن روز گفته باشم از امروز به بعد زندگی خود را وقف آزادی مردم می کنم، بلکه فقط پی بردم که در حال مبارزه هستم و جز این نمی توانم کار دیگری انجام دهم...!

    راه دشوار آزادی / نلسون ماندلا / مترجم: مهوش غلامی

    73099f7d6aa7e3a989905b5227e340f7.
     
  5. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    ما تربیت شده ایم چیزی را باور کنیم که وجود ندارد زیرا موجودات زنده ای هستیم که نمی خواهیم رنج ببریم . بنابراین تمام نیرویمان را صرف این می کنیم که به خودمان بقبولانیم که چیزهایی وجود دارند که ارزش زحمت کشیدن را دارند و به خاطر آنهاست که زندگی مفهومی دارد...!

    ... در بند حال برای اندیشیدن به فردا... ولی اگر کسی از فردا هراس دارد به خاطر این است که نمی داند چگونه حال را بسازد و وقتی کسی نمی داند چگونه حال را بسازد، به خود می گوید که فردا خواهد توانست آن را بسازد و این چرند است زیرا فردا همیشه بدل به امروز می شود، متوجه هستید؟...!

    ... ما هرگز آن سو تر از یقین های خودمان را نمی بینیم و خطرناک تر از آن ، از ملاقات کردن با دیگران صرف نظر کرده ایم ، ما جز ملاقات کردن با خودمان کار دیگری نمی کنیم ، بی آن که خودمان در این آیینه های همیشگی بشناسیم . اگر ما متوجه می شدیم ، اگر از این امر آگاهی می یافتیم که هرگز جز خودمان کس دیگری را در دیگری نمی بینیم ، که ما در بیابان تنها مانده ایم ، راهی جز دیوانه شدن برای مان باقی نمی ماند...!

    ... پالوما: این بو از کجاست؟
    زن سرایدار: یک مشکل گرفتگی لوله در حمام من وجود دارد.
    پالوما: شکست لیبرالیسم!
    زن سرایدار: نه، مساله مربوط به کانال کشی است و لوله ای گرفته است.
    پالوما: این همان چیزی است که من به شما می گویم: چرا لوله کش تا امروز نیامده است؟
    زن سرایدار: چون مشتری دیگری هم دارد.
    پالوما: نه! چون اجباری ندارد. چرا اجباری ندارد؟
    زن سرایدار: چون به تعداد کافی رقیب وجود ندارد.
    پالوما،پیروزمندانه: به حد کافی نظارت و کنترل وجود ندارد!...!

    ... اگر در یک چیز داراها با ندارها مشترک اند همان روده های تهوع آورشان است که همیشه خود را جایی از شر محتویات نفرت آورشان خلاص می کنند...!

    ظرافت جوجه تیغی / موریل باربری/ مترجم: مرتضی کلانتریان

    d02352b58fad30aa916cbb2b5bb17dc3.