1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

پاراگراف کتاب (18)

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Jan 21, 2015 در انجمن سخنان حکیمانه

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    اگر به اين مي انديشی كه ديگران چگونه به تو می انديشند يا از ديگران می ترسی يا به خودت باور نداری ...!

    ... کلمات فقط ساده ترین ابزارهای رفع نیاز انسان هستند و در انتقال آنچه در ذهن داریم معصوم ترین موجوداتند از ناتوانی.
    به این ترتیب دنیا مجموعه پیچیده ای است از گره خوردگی سوء تفاهم ها. ناتوانی معصومانه کلمات یک سوی این رابطه مجهول است، سوی دیگر رابطه، بد فهمی و سوء درک همان چیزی است که ناقص و الزاما نا تمام بیان شده است. اکنون بنگر که از میان دو چیز ناقص چه حاصل می شود و آن را با تصاعدی به نسبت تمام گوش و زبان های عالم اندازه بگیر و ضرب کن در سوءنیت و بد گمانی سرشتی هر ذهن به سبب ترس فطری انسان از حس احتمالی خطری که از وجوه گوناگون، هستی اش را تهدید می کند؛ و تصورش را بکن در چه بهشتی به سر می بریم...!

    ... شر هميشه نهفته است. شر هميشه در كمين است و ساده لوح ترين ها غالبا ماشه را مي فشارند...!

    ... نفرین او این بود که کمتر می توانست در حال زندگی کند...!


    روزگار سپری شده مردم سالخورده (۳ جلدی) / محمود دولت آبادی

    4148a24a0f700ab9e1d3f9b541a2a62b.
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  2. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    آیا خنده واگیر دارد؟

    خانم د. که در خیابان پرل شمالی در دهکده‌ی فرنکلین رانندگی می‌کرد، ناگهان از همه طرف صدای خنده شنید؛ موجی از پولک‌های طلایی خنده، مثل سکه در هوا پخش شد؛ این صدا، به‌طور کاملاً محسوسی در قسمت عقب ماشین بلندتر بود، او متوجه شد که خودش هم دارد لبخند می‌زند، انگار خود را به اجبار در آستانه‌ی خنده‌ای غیرارادی قرار داده بود؛ چون برای قلب، روحیه و خاصیت سرزندگیِ ذاتی وجود ندارد که بدانیم در چه زمانی صدای خنده می‌شنویم؟ حتی، شاید به طور خاصی خنده‌ی غریبه‌ها را؟ حتی خنده‌ای غیرمنتظره، غیرقابل توجیه و مرموز؟
    هرچند، خانم د. متوجه شد که خنده‌ی دور و بَرِ او به هیچ‌وجه مرموز نیست، دست کم منشأ آن به هیچ‌وجه مرموز نبود؛ چون بی‌تردید آخرین باری که سوار ماشین شد، فراموش کرده رادیو را خاموش کند و صدای خنده از بلندگوهای رادیو به گوش می‌رسید که قوی‌ترین آن در قسمت عقب این مرسدس بود.

    این آدم‌های رادیویی مرموز به چه چیزی می‌خندیدند؟

    خنده‌ی مردها - و اینجا و آنجا تک‌صدایِ خنده‌ی جیغ‌مانند یک زن؟! - آبشارْگونه‌ای لذت‌بخش، مانند صدای تلنگر به قندیل‌ها؟

    با اینکه خانم د. این بار به‌تنهایی می‌خندید، آدمی جدی بود، با دلواپسی‌های فراوان – که البته بیش‌ترشان خصوصی و پنهانی بودند و نمی‌شد حتی آنها را با آقای د. در میان گذاشت – او رادیو را خاموش کرد، چون سکوت را بیش‌تر دوست داشت.

    همین...!

    خوب شد شناختمت و داستان‌های دیگر /جویس کرول اوتس / انتخاب و ترجمه: فریده اشرفی

    db72ab41ea8f6985dac4b82e4ff872c4.
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  3. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    کسی که بخواهد بی‌عدالتی‌های ارتباط را بپذیرد، کسی که همچنان با ملایمت، مهربانانه، بدون آن که پاسخی بشنود، سخن بگوید به مهارتی عظیم نیاز دارد...!

    سخن عاشق (گزيده گويه ها)/ رولان بارت / مترجم: پیام یزدانجو

    5ca369f1fce2eb953c76ab82ce10301b.
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  4. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    آنها می‌خواهند ما تنها باشیم، آقای مونترو. چون به ما می‌گویند انزوا تنها راه رسیدن به قداست است. فراموش می‌کنند که وسوسه در انزوا خیلی قوی‌ تر می‌شود...!


    آئورا / کارلوس فوئنتس / مترجم: عبدالله کوثری

    96235b20d304d77672f15c2a2e6116ee.
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  5. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    کاش می شد از این بیماری لاعلاج "کسی بودن" شفا یافت. و برای زمانی کوتاه به چشم نیامد. و یا نیاز به این رویت نداشت. نیاز به انعکاس، به انتشار، به انتشار خود...!

    ... انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترین ها اهل توکل اند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمی کند...!


    جایی دیگر (مجموعه ای از شش داستان) / گلی ترقی

    شش داستان شامل : بازی نا تمام / اناربانو و پسرهایش / سفر بزرگ امینه / درخت گلابی / بزرگ بانوی روح من / جایی دیگر
    *فیلم "درخت گلابی” به کاگردانی مهرجویی اقتباسی است از داستان درخت گلابی گلی ترقی

    a62ecd8136ba0234d07c26ce72a20322.
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.